
نوشته اصلی توسط
pooh
سلام.
در مورد اینکه میگید یا باید ازدواج رو انتخاب کنید یا کار رو، میخواستم یه چیزی بگم.
بیل گیتس 3 تا فرزند داره. استیوجابز 4 تا. وین دایر 7 تا.
بنابراین با ایجاد یک تعادل بین کار و زندگی به علاوه ی درک متقابل، مهمدیگه، میتونید زندگی و کار رو داشته باشید با هم.
خود ازدواج میتونه انگیزه بخش باشه برای کار و معنی دارتر کنه درامدتون رو. و همینطور میتونه ارامش ذهنی ای براتون ایجاد کنه و این دغدغه ای که الان درگیرش شده اید و ممکنه با گذشت زمان هم تشدید بشه، از بین ببره و حواس جمع تر به کارتون هم برسید.
در مورد زیبایی، بالاخره از هر زیبایی، یک زیباتر هم پیدا میشه. بنابراین همانطور که آقای mvaz اشاره کردن، همینکه به دلتون بشینه و در ذهنتون از مقایسه کردن دست بردارید، کافیه.
اما گمان میکنم با توجه به اهداف و ارزوهاتون، مساله هوش طرف مقابل براتون از اهمیت بیشتری برخوردار باشه. چون بالاخره باید شخصی باشه که بتونه همراهی و درک و تشویقتون کنه در کارتون. خب این هم باید ارتباطتون رو با فضاهایی که چنین اشخاصی حضور دارند، بیشتر کنید.
اما یک نکته دیگه هم به نظرم میاد. به نظرم سرعت شما یکم زیاده و دارید تمام دغدغه هاتون رو همزمان بررسی میکنید.وو این اذیتتون میکنه.
به نظر من، اهداف و برنامه هاتون رو اولویت بندی کنید. مثلا اگر الان ثبات و رونق دادن به وضعیت شغلیتون براتون اهمیت زیادی داره و حداقل 60 دغدغه ی شماست، اجازه بدید به اون ثبات شغلی برسید و بعد برای ازدواج اقدام کنید.
اولویت بندی و زمان بندی کنید اهدافتون رو. مثلا بگید من تا پایان سال آینده قصد دارم کارم رو رونق بدم، و یا فلان مقدار سرمایه جمع کنم و بعدش وقتی اهمیت وضعیت شغل و شرکتم به کمتر از 40 درصد هز دغدغه هام رسید، برای ازدواج اقدام میکنم.
ولی به نظرم برای رشد شغلی، تا یک زمانی، بازه مشخص کنید. و بعد از اون بازه، ازدواج رو در دستور کار قرار بدید.
علاقه مندی ها (Bookmarks)