دوست عزیز .
اگر هر کدام از ما در خودمان خوب دقیق شویم می بینیم دارای نقایص و یا کاستی های زیادی هستیم و اگر بیشتر در آنها دقیق شویم می بینیم به یک روانشناس یا مشاور یا پزشک نیاز داریم ولی اگر یاد بگیریم که از هر آموزه ای چه چیز را برداشت کنیم یقینا بر مشکل ما افزوده نخواهد شد بلکه توان حل مشکل دیگران را نیز خواهیم یافت . اما مشکل برادر شما : عموم مردم ما با مشاوره و مشورت و روان کاوی . روان درمانی ومقولات از این دست بیگانه اند و چه بسا زمان در معرض قرار گرفتن با نکات و آموزه های تربیتی چون کلاسها و متینگ های دکتر ... در خود ابتدا ممکن است احساس خود کم انگاری دست بدهد یعنی احساس کنیم که دستمان پیش خودماتن رو شده .بعد از انگیزه شرکت در جلسات تقویت می شود و این خوب است اما به شرط اینکه مشاور ما حول مشکل خود مان جهت دهی کند . در سهای تفکر خلاق و مباحث اینچنینی صورتی کلی دارد و عموما نتایج شخصی است که نمود خارجی و تربیتی پیدا کرده ولی برای هر فرد به تنهائی با ید ریشه ای عمل کرد وگرنه مشکلی را حل نکرده بر مشکلات مان می افزاید . به نظر من به مرور زمان و البته فعلا با مراقبت از برادر تان موضوع رنگ دیگری به خود می گیرد . انشا ا.. حل خواهد شد .