سلام
طبق آنچه که از نوشته ی شما متوجه شدم نظر واقعی و احساسات همسرتون در حاشیه ی زندگی و تفکراتتون قرار گرفته تا جایی که با مُسکن های مختلف ( افراط ) بدنبال کم کردن یا از بین بردن مقطعی دردی در زندگیتون هستید که باید از راه درست درمان بشه.
تلاش های شما قبل و بعد از زندگی مشترک در راه رسیدن به علاقه ای یکطرفه طول عمر چندانی نداشته و نخواهد داشت، دهان اطرافیان هم تا ابد بسته نخواهد ماند و طبق نظر پزشک حافظه ی ایشان بتدریج قابل بازگشت هست... پس بهتر هست برای گام نخست شما با واقعیت ها مواجه شده، اونها رو بپذیرید و سپس از راه صحیح با آرامش و صبر قدم بردارید. بهمین دلیل لازم هست آگاهی ها و مهارت های شما نیز افزایش پیدا کنن.
اجازه بدید همسرتون در یک فضای عادی ( که در زندگی هر زوجی جاری هست بدون تزریق پول آنچنانی و احساسات بیش از حد یا کاهش ناگهانی آنها ، بلکه به اندازه ) و بدون اجبار به خودش و آیندش فکر کنه.
نه اون مسئله ی بدهی مالی پدر و نه علاقه ی ناقص شما .... هیچکدام نباید اهرمی برای فشار به ایشون باشه، اما چون ازدواج کردید باید بعنوان یک همسر وظیفه ی خودتون رو در قبال ایشان بی کم و کاست انجام بدید.
بهتر هست در این مدت بصورت حضوری از روانشناس و مشاوره خانواده هم شما و هم همسرتون بهره ببرید و تا زمانی که شرایط مطلوب و مساعد نشده، از بچه دار شدن اجتناب کنید.











علاقه مندی ها (Bookmarks)