سلام شهرزاد
چنتا مطلب بگم
1.یه چیزی همون اول متنت توجهم رو جلب کرد.
تماسی که پدرت با پدرخانوم برادرت داشته. شاید از دید شما همه چی عالی پیش رفته اما شاید خانواده عروستون از این تماس خوششون نیومده باشه.
در واقع بهتر بود اگر برادرت خودش باهاشون صحبت میکرد و درصورت لزوم خودش با پدرش مشورت می کرد.
2.شما میتونی چهره ی ناراحت یا گرفته داشته باشی اگر ازین موضوع ناراحتی ،میتونی متنفر یا خشمگین باشی...با خودت راحت باش.سختش نکن. این احساسات قرار نیست دائمی باشن هرچند عمیق باشن.
3. شما در جایگاهی نیستید که رابطه پدر و فرزندی رو درک کنید. خودت رو کمی کناربکش وخودت رو وسط ماجرا نبین. خصوصا که پدرت بخشیده. به اصطلاح دایه مهربون تر از مادر نشو. ببخشید انقدر صریح گفتم.
اندکی صبر، سحر نزدیک است.
علاقه مندی ها (Bookmarks)