سلام
خیلی خیلی ممنون از پاسخ کاملتون
امروز تولد همسرم بود و من براش تولد خیلی کوچیک گرفتم بماند که اصلا تشکر نکرد و هم چنان قهر هستن ولی من دلم گرم شد
یکی از مشکلات اساسی من با ایشون قهر های طولانی ایشون هست که جای هر گونه حرفی رو می بنده و برای کوچکترین چیز قهر های طولانی می کنه
مساله بدی شمافرمودید به خاطر رابطه ی بد من و همسرم اون به سمت خانوادش کشیده میشه والا خیلی وقتا رابطه ی ما خوب هم بوده ولی ایشون باز هم جندین بار با خانوادش حرف می زده و گاهی از زندگیمون می گفته
ایشون خیلی وقتا خیر زتدگی بابا و مامانشو به زندگی خودمون ترجیح داده و خیلی وقتا اونا رو با من
حرفاتون واقعا خوب و تاثیر گذار بود
چطور می تونم خشمم را کنترل کنم و از حساسیت و زوم کردنم روی مسایل غیر ضرور کم کنم
گاهی واقعا دست خودم نیست و رفتارها و کارهاشون عصبیم می کنه و تو طول روز گاهی ذهنمو مشغول می کنه
خیلی وقتا حس می کنم داره کاری برای خانوادش می کنه و نمی خواد به من بگه
یا میره پیش خانوادش و به اونا می سپره که با من چیزی نگن که چند باری پیش اومده و باعث ذهن خراب و عدم اعتماد منشده
خواهش می کنم منو راهنمایی کنید و جز اینحا جایی رو ندارم











علاقه مندی ها (Bookmarks)