سلام
من به این علامت سؤال ها بارها رسیدم و بنظرم چنین هست...
ببینید ما در دنیایی زندگی میکنیم که حرف های قشنگ میزنیم اما عمل زیبا نداریم. شما توجه کنید چقدر درباره ی امام ع میگن یا مینویسن؟ که آقا جان کجایی؟ کی می آیی؟ ظهورت من باشم و شهید شوم و ..
انواع شعر، متن های ادبی، سخنرانی و ... تا اینجا شما فقط ظاهر سازی دیدین، فقط حرف! اما با حلوا حلوا کردن، دهان شیرین میشه؟! نمیشه ادعای امام زمانی بودن داشته باشیم اما از خود امام و تفکراتش غافل باشیم.
از خودمون بپرسیم ؛
چند بار جونمون رو برای اهداف بزگ و برای کمک به دیگران به خطر انداختیم ؟ مثل شهدای سلامت یا وطن یا حرم ؟!
چند بار رفتیم یه کار جهادی و خداپسندانه برای یه عده مردم محروم یا یک خانواده انجام دادیم؟
چند بار عکسی یا گزارشی از یک کار خیر و یک حرکت شایسته برای آدم های آسیب پذیر منتشر کردیم؟
چند بار برای انجام یک عمل که منفعتش شامل دیگران میشه تبلیغ کردیم، تلاش کردیم؟
چقدر در زندگی شخصی امام زمانی عمل کردیم، مثل دروغ نگفتن، گناه نکردن، آزار نرسوندن و ...؟
در واقع یا کم بوده یا اصلا!
شعر خواندن، متن نوشتن و دعا کردن اینها کافی و زمینه ساز ظهور نیست که نیست. افضل اعمال صبر و انتظار فرج هست اما این بمعنای انفعال نیست.
ممکن هست برخی دچار خطا بشن و بگن در زمان ظهور حضرت ع گسترش فساد و تباهی و ... در جهان بسیار بالاست. باید متوجه باشیم این موارد زمینه ساز ظهور نیستن بلکه علامت هستن. در واقع با انجام عمل نیک و پرورش فضایل اخلاقی ما به حضرت کمک میکنیم.
زلال عزیز مثالی میزنم؛
ما منطقه ها و مردم خوب و محروم زیادی داریم، بچه هایی هستن تو یکی از مناطق محروم که من دیدم میگفتن این بچه ها اسم بعضی میوه ها رو شنیدن اما نخوردن! این بچه ها یک کتاب داستان ده هزار تومنی ندارن! این بچه ها غذاشون پسته ی کوهی، کشک و انار خشک و ... هست! و ...
من و چند نفر دیگر چند وقت پیش متوجه خانواده ای شدیم که سرپرست نداشتن ، فقیر بودن و یکی از اعضای خانواده بیماری خاص داشت. به حد وسع مالی کمک کردیم و واقعا من هر وقت به ذهنم میرسه خیلی ناراحت میشم.
ما زمانی میتونیم زمینه های ظهور رو فراهم کنیم که بقول شما از خودمون بپرسیم من چه کردم؟! من چقدر بسهم خودم اثر گذار هستم ، چقدر از حرف های قشنگ و بچشم آمدن تا عمل شایسته و اثر گذار فاصله دارم.
ماجرای ملاقات علی بن مهزیار با امام زمان (ع) رو برای شما و خوانندگان محترم میگذارم.
فرستاده امام زمان (ع) از او سوال کرد ابوالحسن چه میخواهی؟
علی بن مهزیار گفت: امامی که در غیبت است.
فرستاده جواب داد که او در غیبت نیست و حجاب میان شما و او.. اعمال بد شما است.
وقتی علی ابن مهزیار با فرستاده امام همراه شد و به محضر امام زمان (ع) رسید، امام (ع) فرمودن؛
ای ابوالحسن، ما شب و روز منتظر ورودت بودیم، چرا این قدر دیر پیش ما آمدی؟
علی بن مهزیار عرض کرد: آقای من!
تاکنون کسی را نیافته بودم که دلیل و راهنمای من به سوی شما باشد.
امام فرمودن؛ آیا کسی را نیافتی که تو رو به طرف ما راهنمایی کند؟! بعد انگشت مبارک را به روی زمین کشیده، سپس دوباره فرمودن؛
نه چنین نیست. لکن شما اموالتان را فزونی بخشیدید و بر بینوایان از مؤمنین سخت گرفتید، آنان را سرگردان و بیچاره کردید، و رابطه خویشاوندی را در بین خود بریدید (صله رحم انجام ندادید) دیگر شما چه عذری دارید؟
علی ابن مهزیار گفت عرضه داشتم؛ توبه، توبه، عذر میخواهم. این رفتار ما را ببخشید و نادیده بگیرید.
این یعنی تمامی اعمالمون رو باید در نظر بگیریم و به درون خودمون رجوع کنیم. ببینیم آیا همونی هستیم که امام خواسته یا نه... ، حرف زیباست و زیباتر عمل نیکو و اثر گذار و پرورش فضایل اخلاقی هست.
![]()










پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)