به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 164

Hybrid View

  1. #1
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ويولت نمایش پست ها
    سلام دلم خيلي گرفته اينكه ما در سكوت مثل خواهر برادر ادامه ميديم ترسناكه به گذشته فكر ميكنم دلم تنگ شده واسه صميميت واقعي ...
    ميدونم گفتين يه روز دو روز مشكل رفع نميشه انتظار پيشرفت با يه شب مهموني و يه روز خوب نبايد داشت ولي ميترسم واقعا ته دلم نمدونم بايد اميدوار باشم يا نااميد ...
    سلام

    ترس و ناامیدی خودشون دو عامل بازدارنده برای تلاش و رسیدن به موفقیت هستن.

    حالا چطور به این احساس ترس و ناامیدی غلبه کنین؟!


    * انتظارات معقول

    شما در یک مسیر جدید قرار گرفتین و مثل مسافری هستین که در شرایط جوی بد باید یک جاده رو طی کنه و به مقصد برسه. نمیشه وقتی یکساعت از شروع سفرگذشته انتظار داشته باشین مسیر سه ساعته تموم شده باشه و به مقصد رسیده باشین. تو این مسیر بیم از شرایط جوی و تصادف دارین اما بهر حال باید حرکت کنین و مسیر رو ادامه بدین. نمیشه بخاطر ترس و ناامیدی کنار جاده توقف کنین و همونجا تو دشت و بیابون بمونین.

    پس انسان باید از خودش انتظارات معقولی داشته باشه.


    * کنترل و شناسایی افکار آزار دهنده

    این موضوع خیلی مهم هست یعنی بجای افکار منفی و محدود کننده،
    مثبت اندیش باشین . ( درباره مبحث مثبت اندیشی مطالعه کنین ) .
    شما با شناسایی افکار آزاردهنده اونها رو محاصره میکنین و بهشون اجازه جولان نمیدین.
    باید بدونین این افکار از کجا و به چه طریقی به ذهنتون خطور پیدا میکنن.


    * صبر

    صبر کردن بشما قدرت و توان روحی میده، بصورتی که شما رو از ترس در برابر سختی ها باز میداره و محصول اون
    آرامش هست.

    امام علی ع فرمودن؛

    صبر و شکیبایی به پیشرفت هر کار (مهمی) کمک می کند.

    و امام صادق ع فرمودن؛

    صبر آنچه را که در درون بندگان خدا ازنور و صفا وجود دارد آشکار می کند و بی صبری و ناشکیبایی، آنچه را که در درون آنها از ظلمت و وحشت است ظاهر می سازد.

    * کنترل ورودی ها به ذهن

    مراقب ورودی های منفی باشین که میتونن ذهنتون رو بیمار کنن و باور شما به موفقیت و تغییر رو محدود کنن. ورودی های ذهن شامل ؛
    رسانه ها _ آشنایان ، فامیل ، خانواده ، و ... هستن.

    مثلا موسیقی ...

    شما آهنگی رو گوش میدین که شاعرش تکیش بر غم ، ناامیدی و درماندگیست.

    ← /// آی خدا دلگیرم ازت، آی زندگی سیرم ازت/// آی زندگی میدونم چکارت کنم و ...

    تکیه شاعر و خواننده و نوازنده بر ترس ، درماندگی و غم و فنا هست. فرضا این ورودی برای شمایی که مخاطب هستین و در این وضعیت قرار دارین مثل غذای مسموم عمل میکنه و در نتیجه خروجی اون که شامل اضطراب ها و نگرانی ها و ... بیشتر هست.

    * عزت نفس ، اعتماد بنفس، خودباوری و بکار گیری استعدادهای درونی

    اینها بسیار مهم هستن. این دو تا لینک رو بخونین. ( ببخشین نتونستم لینک بیشتری بذارم شما حتما دربارشون بخونین )

    http://www.hamdardi.net/thread-14259.html
    http://www.hamdardi.net/thread-28641.html

    * موفقیت های خودتون رو در مسیر تغییر یادداشت کنین.

    این کار سبب تقویت اراده و نیرو محرکه ای برای تلاش های بعدی شما خواهند شد.


    * هشدار

    لطفا در مسیر بهبودی
    بدنبال کم کاری یا پیدا کردن عیب در همسرتون نباشین چون این مسئله قسمتی از همت، اراده و انرژی شما رو خواهد گرفت و حتی ممکن هست از مسیر اصلی منحرف بشین.
    قطعا همسرتون بعنوان یک انسان اشتباهاتی در زندگی مثل هر شخص دیگری دارن، اما چیزی که مهم هست اینه که متوجه شدیم شما باید نسبت به گذشته تغییر کنین و این تغییرات حال زندگیتون رو خوب کنه.





  2. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    ويولت (چهارشنبه 03 اردیبهشت 99)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 اسفند 99 [ 13:30]
    تاریخ عضویت
    1399-1-25
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    3,200
    سطح
    34
    Points: 3,200, Level: 34
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 150
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 40 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام سحر خانوم خراب كردم خيلي حالم بده امشب ديگه از كوره در رفتم دستم خورد به صورت همسرم هي گفت نكن گفتم تو هم هي اين حركت رو ميكردي گفت واسه قبلا بود گفتم چرا الان نيست ديگه گفت نه بخندي گريه كني برام مهم نيست گفتم ولي تو واسه من مهمي گفت بيخود بعد بهش گفتم ببين تو به من اين اواخر فكر كردي مثلا من وقتي با هم خوبيم فيدبك مثبت ميگيرم بگو نياز و خواسته ات چيه گفت نمدونم چرا دنبال بازي كردني من گفتم تصميمم رو گرفتم چرا فكر ميكني طلاق سخته نشدني ما از اول به درد هم نمخورديم گفتم خوب خدام حتي به بندش فرصت جبران ميده اما تو از وقتي گفتي شش ماه فرصت نمدي گفت ببين تو خوب من خوب ما بهم ديگه جور نيستيم گفتم اخه يه سال رسيدي به اين گفت همين خري كه فكر ميكني يه ساله خيلي زودتر از اين گفتم خوب زودتر كه نگفتي من كف دستم رو بو نكرده بودم....و بعد همش اشك ريختم موقع خواب هم اون راحت خوابيد من تو سرم فكر خود زني و اينه كه برم به مامانم اينا بگم يا از لنجره خودمو پرت كنم هيچكدوم اين كارا رو نميكنم ولي خدا شاهده كه خيلي غصه ميخورم نمخواد تازه گفت من به بعدش دارم فكر ميكنم گفتم خوب بعدش چيه گفت تصميم گرفتم ديگه نگم
    من خيلي عصبيم دوستان خيلي نگرانم و واقعا نمدونم كار درست چيه شايد بايد به پدرم بگم ولي مثلا بگم فقط فكر ميكنم منو غريب گير آورده هيچوقت اينهمه بي توجهي كه اون در حقم كرد من در حقش نكردم
    ميشه بگين چي كار كنم خستم واقعا گفت بهم نمخواد انقدربه خونه برسي خودت باش گفتم من لذت ميبرم
    وقتي حتي نمذاره بهش نزديك شم وقتي ٤روزخوبيم ولي اون داره به اين فكر ميكنه كه طلاق دوستانه بگيريم لطمه نخوريم كجا برم خودمو گور به گور كنم تازه هي هم ميگه حرا فكر ميكني با آدم ديگه اي خوشبخت نمشي آخه ميخوام بگم تو فضولي تو واسه شش سال زندگي حاضر نيستي دو هفته وقت بدي تو خوشبخت ميشي با نفر بعديت!خيلي كلافم دارم ديوونه ميشم
    ما با مامانش اينا تو يه ساختمونيم تقريبا هر روز يه بار ميره سر ميزنه حداقل اگه ماماني نبود كه محبت رو از اونجا بگيره بهتر بود غذا من ندم اونجا هست صبحونه شش صبح ميره اونجا ميخوره مامانش زن خوبيه ولي ديگه به اونم حسوديم ميشه آخه چرا چي كار كنم ميدونم شما هم ميگين طلاق آخر دنيا نيست بخدا اين ته نامرديه كه كنار گذاشته بشي اونم وقتي انقدر بخواي درستش كني ديگه دير شده نه؟؟راحت باشين مشاور خرمون هم تو چشمون زل زد گفتش يه جورايي كه شش سال زمان ميبره اين آقام كه اصلا راه نمياد من خرم من كاش سنگدل بودم كاش
    ویرایش توسط ويولت : چهارشنبه 03 اردیبهشت 99 در ساعت 01:58


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.