به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 54

موضوع: خیانت همسرم

Hybrid View

  1. #1
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    تجربه خیانت برای همسر خیانت دیده ممکنه باعث آسیبهای روحی مثل کاهش اعتماد به نفس و عزت نفس، احساس گناه، خشم . تنفر و ... بشه بنابراین خودت هم نیاز به بازسازی روحی داری. با توجه به پستهایی که گذاشتی و عکس العملهای شوهرت، کنکاش دلیل خیانت در شرایط فعلی نتیجه خوبی نداره.

    از طرف دیگه خودت هم دچار آشفتگی روحی و تردید های جدی در مورد انتخاب راه درست هستی که ادامه بدهی یا جدا بشی. خودت از این تردید خارج شو تا بهتر بدونی میخوای چکار کنی

    حالا که شوهرت به اشتباه خودش اعتراف کرده این پست قفس شیشه ای رو برای شروع مطاله کن:

    http://www.hamdardi.net/thread-32116.html#post317356
    ویرایش توسط ammin : جمعه 19 اردیبهشت 99 در ساعت 17:30

  2. کاربر روبرو از پست مفید ammin تشکرکرده است .

    سحر بهاری (جمعه 19 اردیبهشت 99)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 تیر 01 [ 17:44]
    تاریخ عضویت
    1399-2-13
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    2,550
    سطح
    30
    Points: 2,550, Level: 30
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 19 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من امروز تصمیم گرفتم یه بار دیگه به خاطر تمام ده سالی که علاقه و محبت بین من و همسرم بوده دوباره یه فرصت مجدد بهش بدم و بهش این اجازه رو بدم که بتونه زندگیمون رو بسازه و اینکه کلی نذر و نیاز و ختم قرآن کرده بود که من بمونم و نرم و من نمیخام به خاطر انتقام گرفتن از شوهرم بچه م رو نابود کنم
    امروز با حرف های شما دوستای مهربونم حالم خیلی بهتره و قطعا مشاورم رو عوض میکنم چون از حرفاش تو این مدت هیچ آرامشی نصیبم نشد و شاید به قول مشاورم همسرم در قبال کاری که انجام داده هیچ امتیاز خاصی مثل سند خونه و ماشین رو به نام من نزد ولی حداقل باعث شد به خودم بیام و خودم رو بهتر بشناسم و بتونم زندگیم رو یه جور دیگه اداره کنم
    همسر من تو بحث هامون یه سری با ناراحتی تمام گفت که تو هیچوقت من رو قبول نداشتی الان با خودم فکر میکنم شاید چون از نظر سطح خانوادگی و تحصیلات از من پایین تر بود این احساس در اون بوجود اومده و دقیییقا با یه نفر وارد رابطه شده که هم از نظر سطح تحصیلات و هم خانوادگی پایین بوده شاید چون اون آدم اعتماد به نفس لازم رو بهش میداده
    و تمام تلاشم رو میکنم که دیگه در رابطه با این موضوع هیچ صحبتی با همسرم نداشته باشم
    فقط به نکته ی مبهم تو ذهن من وجود داره و اینکه چرا همسر من به هیییییچ وجه حاضر نیست من اون خانوم رو ببینم خودش اولش میگفت چون مطلقه بود می ترسیدم تو بری و بفهمی بعدش گفت نمیخاستم تو بری اونجا و اعصابت خورد بشه و آخرین بار گفت میترسم شر به پا بشه و پدر و مادر اونم بیان محل کار من و آبروم رو ببرن
    گفتم من نمیرم دم خونه شون ؛ تو قرار بذار بیاد بیرون من بجات میرم ولی به هییییچ وجه قبول نمیکنه و با شنیدن این حرف سریع از کوره در میره

  4. #3
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Tanhaaaa1000 نمایش پست ها
    فقط به نکته ی مبهم تو ذهن من وجود داره و اینکه چرا همسر من به هیییییچ وجه حاضر نیست من اون خانوم رو ببینم خودش اولش میگفت چون مطلقه بود می ترسیدم تو بری و بفهمی بعدش گفت نمیخاستم تو بری اونجا و اعصابت خورد بشه و آخرین بار گفت میترسم شر به پا بشه و پدر و مادر اونم بیان محل کار من و آبروم رو ببرن
    گفتم من نمیرم دم خونه شون ؛ تو قرار بذار بیاد بیرون من بجات میرم ولی به هییییچ وجه قبول نمیکنه و با شنیدن این حرف سریع از کوره در میره .
    دلیل هر چه هست روبرو شدن شما دو نفر با هم تنها باعث آسیب بیشتر بشماست. گاهی وقتا بیشتر دانستن و پیگیری هیچ ارزشی یا فایده ای نداره و انسان رو دچار بحران های جدید میکنه.

    این خانم میتونه زشت یا زیبا باشه، میتونه جذاب و فریبنده باشه، میتونه پولدار یا فقیر، دختر یا زنی مطلقه باشه و ... اما هر کسی که هست تجلی یک یا چند علته که به شکل یه انسان در برابر شما ظاهر شده.

    شما هم که تصمیم درستی گرفتین و میخواین بررسی کرده و معایب رو اصلاح کنین یا شاید بهتر از قبل باشین، در نتیجه این آدم کمرنگ و کمرنگ تر میشه و شما این بیمار بد حال ( زندگی مشترکتون ) رو به شرایط عادی بر میگردونین.
    اینجا دیگه صحنه دست شماست و هنرمندیتون رو میطلبه. ما به تماشا نشستیم میتونیم ناراحت بشیم و ابراز تأسف کنیم، برای آسیب های جدید راهنماییتون کنیم، حتی قضاوتتون کنیم یا شاید برای شما دست بزنیم...




  5. 2 کاربر از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده اند .

    Shivaaaa (شنبه 20 اردیبهشت 99), زن ایرانی (سه شنبه 23 اردیبهشت 99)

  6. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 تیر 01 [ 17:44]
    تاریخ عضویت
    1399-2-13
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    2,550
    سطح
    30
    Points: 2,550, Level: 30
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 19 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    [quote=سحر بهاری;456823]

    دلیل هر چه هست روبرو شدن شما دو نفر با هم تنها باعث آسیب بیشتر بشماست. گاهی وقتا بیشتر دانستن و پیگیری هیچ ارزشی یا فایده ای نداره و انسان رو دچار بحران های جدید میکنه.

    این خانم میتونه زشت یا زیبا باشه، میتونه جذاب و فریبنده باشه، میتونه پولدار یا فقیر، دختر یا زنی مطلقه باشه و ... اما هر کسی که هست تجلی یک یا چند علته که به شکل یه انسان در برابر شما ظاهر شده.

    شاید اوایل فقط میخاستم اون خانومه رو ببینم که بدونم چ شکلی هستش و کی هستش ولی الان فقط به این دلیل میخام ببینمش که بدونم آیا رابطه شون تموم شده یا نه ؛ پیش خودم میگم اگه هم تموم نشده باشه وقتی اون خانوم بفهمه که پیش شوهر من هیچ ارزشی نداشته و شوهرم حاضر شده به خاطر من، اون خانوم کوچیک‌ بشه میفهمه ارزشی برای شوهر من نداره و میره پی کارش
    و اصرار بیش از حد شوهرم به اینکه من اون خانوم رو نبینم یه خوره ی ذهنی توی مغز من ایجاد کرده که شوهرم چون به اون خانوم‌ هنوز هم علاقه داره نمیتونه ببینه ناراحت میشه و بهش آسیب میرسه چون خودش هم یه سری تو حرفاش گفت تو بری اون رو ببینی چی میشه غیر ازینکه هم اعصاب تو خورد میشه هم اعصاب اون
    منم گفتم دقییییقا من همین رو میخام که اعصاب اون بهم بریزه
    و مشکل من اینه که فک میکنم اون خانوم هنوز هم به عنوان یه خاطره ی خوب در ذهن شوهرم ثبت شده که حاضر نیست این خاطره ی خوب رو به هیچ وجه خراب کنه
    و من فقط ازین می ترسم که این همه تلاشم برای فراموش کردن و ساختن بیهوده باشه و فقط من رو سرکار گذاشته باشه
    و من نمیدونم از کجا باید بفهمم رابطه شون تموم شده یا نه
    خودش که توی حرم امام رضا دست رو قرآن گذاشت که تموم شده و اصلا بهش دیگه فکر هم نمیکنه ولی من نمیتونم باورش کنم
    ویرایش توسط Tanhaaaa1000 : شنبه 20 اردیبهشت 99 در ساعت 11:50

  7. #5
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Tanhaaaa1000 نمایش پست ها
    شاید اوایل فقط میخاستم اون خانومه رو ببینم که بدونم چ شکلی هستش و کی هستش ولی الان فقط به این دلیل میخام ببینمش که بدونم آیا رابطه شون تموم شده یا نه.
    و اگر قطع شده باشه انگار شما میای باز سیمش رو وصلش میکنی. میدونید یکی از اشتباهات اکثر زنان همینه که مردشون رو تحریک میکنن و هولش میدن تو یه جریان جدید یا بهش فشار میارن من چند نمونه مینویسم. مثلا خانوما جلو شوهرانشون میگن؛

    ۱.
    خیلی دلم بچه میخواد، هر تلاشی بگین کردم ولی این چند سال هیچ اتفاقی نیفتاد، خدا بما بچه بده خونمون سوت و کوره. هیچی ذوقی برای زندگی ندارم. این چه زندگیه.

    ۲.
    بنظرت من خیلی زشتم؟ کاش برم دماغمو عمل کنم! وای خدا چقدر پلکم افتاده، چقدر وزنم بالا رفته!! کاش شبیه فلانی بودم ، دیگه خسته شدم از همه رژیم...

    ۳.
    فلانی کی بود؟ چطور آشنا شدین؟ چطور احساس کردی دوسش داری؟ آدرسی ، شماره ای ، چیزی ازش نداری؟ فقط میخوام ببینیمش همین

    ۴.
    من با شوهرم میشینیم فلان فیلم ها رو میبینیم ، بنظرم هیچ بدی نداره چون خودمم دارم میبینم، دوست ندارم محدودش کنم.

    و ...

    بعد یهو متوجه میشن شوهرانشون داره تغییر میکنه و میان مشاوره میگیرن؛

    ۱.
    شوهرمم دیگه حوصله ی منو نداره، میگه دلم بچه میخواد . مادرشم نشسته زیر پاش که زندگی منو بپاشونن برن براش زن بگیرن. چیکار کنم؟

    ۲.
    شوهرم دیگه مثل قبلا براش زیبا نیستم، میگه نچرال دوست داره ولی من کلا عملم . میگه کلی پول خرج کردی آخرش چی شد؟

    ۳.
    متوجه شدم شوهرم بعد چند سال رفته پروفایل دختره رو چک کرده، شمارشو پیدا کرده . احساس میکنم باز با هم ارتباط گرفتن چکار کنم؟

    ۴.
    شوهرم منو با بازیگران فیلمای غیر اخلاقی مقایسه میکنه، تو رابطه اسم خانم های دیگر رو میاره. ازش متنفرم


    ببنید هر چه بیشتر پی بگیرید بیشتر ضربه میخورید و نشون میدین آسیب دیدین و این نقطه ضعف شماست. شما باید قوی بشین هم از نظر فردی و هم از نظر مدیریت بحران های زندگی.
    بحران گاهی خیانت هست، گاهی ورشکستگی، گاهی بیماری و ... . باید با
    مهار تفکرات منفی پیش برید و تلاشتون رو بکنید که بعدا خودتون رو سرزنش نکنید. لینیکی معرفی میکنم بخوانید برای مهار افکار منفی مفید هست.

    http://www.hamdardi.net/thread-31154.html


    - -
    ویرایش توسط سحر بهاری : شنبه 20 اردیبهشت 99 در ساعت 13:36


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.