روانشناس رفتم چندین مورد هم. ولی کمکی نکرد. جالب اینجاست هر کدوم یه نظری داشتند. اگه دوستان کسیو میشناسند که بتونه کمک کنه ممنونم میشم. من تو این 2 سال بعد از اون همه تلاش برای برگشتش دیگه باهاش ارتباط برقرار نکردم چون نمیخواستم ارامشش بهم بریزه و از طرفی نمیخواستم غرور له شدم لهتر بشه. اخرین بار 1 ماه پیش یکی از اشنایان ازشون جویا شد که گفت در شرف ازدواجه.
- - - Updated - - -
من اهنگ غمگین سعی میکنم گوش ندم.
من مطمنم اون شخص یکی انسانه ولی قلبم مطمن نیست که بتونه کسیو به اون اندازه دوست بداره. من نمیددنم ما باهم تفاوهم بعد ازدواج داشتیم یا نه. این حرفتون خیلی درسته و بهم کمک میکنه. جالب هر جمله منطقی مثل همین حال منو بهتر میکنه. اینکه من 010 درصد اشتباه نکردم و اینکه اون واقعه تنها شخص ممکن برای من نبود. ولی معمولا این نقاط زودگذر هستند و دوباره من غرق در افکار میشم. افکاری که همه نقاط اتهام به سمت من اشاره میکنند.









علاقه مندی ها (Bookmarks)