به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 50

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 تیر 01 [ 00:19]
    تاریخ عضویت
    1399-1-15
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    2,547
    سطح
    30
    Points: 2,547, Level: 30
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 37 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام. رفتم شهرشون و اومد سر قرار، حلقه دستش کرده بود اومد تو ماشین من نشست، شروع به نوشتن توافق نامه برای طلاق توافقی و پرداخت چک مهریه کردم که شروع کرد به ابراز ناراحتی و کمی گریه. احساس کردم شاید میخواد برگرده بهش گفتم من یه سری شرط دارم که قبول کنی میتونی برگردی (شرایط در مورد دخالت پدرش و مشخص شدن مهریه بود و قبلا با پیامک گفته بودم)، قبول نکرد و کاغذ امضا نکرد پیاده شد رفت پدر مادرشو برای طلاق توافقی بیاره بریم اقدام کنیم.

    رفتیم دفتر خدمات قضایی برای اقدام، پدرش مثل همیشه ادعاهای عجیب داشت، گفت من کسی میشناسم میتونه در یک روز با اشنا در دادگستری بدون مراجعه به مراکز مشاوره برای شما طلاق بگیره (البته مادرش اومد تو ماشین من و گفت). پدرش ما رو برد تو یک خرابه که یک کارگاه داشت و بعد از نیم ساعت یک اقای مسن اومد قبلا کارمند دادگستری بود و من و همسرمو برد تو اتاق کارش و شروع به نصیحت کرد (مالک کارگاه بود، ادم خوبی بود و منطقی به نظر می اومد) و گفت نیم ساعت با هم صحبت کنید اگر به توافق رسیدید برگردید سر خونتون اما اگر توافق نرسیدید فردا صبح ساعت 9 میگم اشنای ما طلاقتون انجام بده (فکر کنم میواست طلاق خلع انجام بده البته من دقیق متوجه حرفش در این مورد نشدم)! در این نیم ساعت صحبت زیاد کردیم و من یکم عقب نشستم ببینم قصد برگشت داره یا نه که دیدم نه حرف ایشون طلاق هست!
    بعد از این جلسه مادرش اصرار کرد من تا فردا برم خونه ای که دخترش وسایلشو گذاشته بمونم و منم رفتم تا شاید بشه کمی شرایط بهتر مدیریت کرد. در خونه زنم ناهار درست کرد اب کتری گذاشت و گفت تو برو چایی دم کن و رفتار نسبتا معمولی داشت و کنارم نشسته بود منم از فرصت استفاده کردم پرسیدم مشکل تو با من چی بود و ایشون گفت اذیت میکردی (راست میگفت باباش خیلی از من بدش میومد و دوست نداشت دخترش زن مردی باشه)! من چند مورد از کارهای خودشو گفتم و سکوت میکرد اما در مورد من هیچ بهانه نتونست بیاره و کلی گویی میکرد. به نظرم بخاطر شکسته شدن حرمت ها و شکایتهایی که از من کرده بود میدونست براش راه برگشتی وجود نداره و برگرده این حرفها دائم خواهد شنید و خودش هم به این موضوع اشاره کرد.

    شب از منزل خارج شدم و صبح برای طلاق فوق سریع که پدرش وعده داده بود رفتم دادگاه. قبل از دادگاه دیدمش و ازش خواسم بیاد دوباره حرف بزنیم (فکر میکردم نیم ساعت دیگه طلاق انجام میشه البته وکیلم گفته بود این کار پدرش عجیبه و شاید نشدنی باشه). اومد و 10 دقیقه باهاش حرف زدم و میگفت رابطه ما خیلی خراب شده و نمیتونم بیام جلو فامیلت و تو شرط گذاشتی پدرم دست و پاشو (دخالتشو) از زندگی من جمع کنه و مهریمو میخوای نقد بدی تا تو خونت ابزاری دستم نباشه. هرچی گفتم بیا درست میشه گوش نکرد و گفتم بریم برای طلاق. در دادگاه رفتیم پیش اون نفر معرفی شده نشستیم و منتظر اجرای طلاق بودم که ایشون گفت از سایت مشاوره وقت بگیرید و بعد از چند جلسه مشاوره و تفاهم بر سر تمام جزئیات به صورت کتبی برید پیش قاضی و ما رو به بیرون هدایت کرد. بعد از اون رفیم مرکز اورژانس خانواده ثبت نام مشاوره کردیم و یک تاریخ برای مشاوره مشخص کردن و خانمم که قرار بود کاغذ مهریه امضا کنه و دو روز منو الاف کرده بود کاغذ امضا نکرد.

    قصد دارم دیگه برای تفاهم نرم شهرشون و به دلیل علاقه شدیدی که به طلاق داشتند یکم نسبت به اقدامات مالی اونها علیه خودم شک کردم و احتمال میدم نخوان اوضاع پیچیده تر بکنن! ایشون یکم نیاز به قاطعیت داره و در جلسه مشاوره اینده تنها بر روی صندلی بشینه متوجه این موضوع میشه. من صبرم زیاده.

    چند نکته مثبت و رفع ابهام برای من این سفر داشت:
    1- مشخص شد خانم من قصد برگشت نداره چون تا پای طلاق رفتیم و رو حرفش بود.
    2- ایشون به شدت دروغ میگفت (بیا کاغذ امضا کنم) البته گفت کاغذ امضا کنم شاید طلاق ندی و بگی چک پس بده تا طلاق بدم.
    3- مادرش مایل به طلاق نبود و تو ماشین من گریه کرد که راضیش کن برگرده.
    4- این مهریه برام درسی شد که وقتی دو نفر خودشون همو پیدا میکنن (مثل ما) اگر پسر پیشنهاد مهریه کم داد و دختر قبول نکرد، میتونه در اینده مشکل ایجاد کنه (من پیشنهاد مهریه کم دادم و اونها قبول کردند اما بعد با تعریف از خودشون و خانوادشون گفتند تا مهریه برای حفظ ابرو زیاد بنویسیم و ما قصد گرفتن نداریم هرگز) چون این حالت برخلاف حالتی هست که فرد ناشناس میره خواستگاری و دختر به دلیل عدم شناخت طرف مقابل، مهریه بالا مینویسه.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Behrang تشکرکرده است .

    سحر بهاری (جمعه 02 خرداد 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.