به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 17 دی 01 [ 01:20]
    تاریخ عضویت
    1398-4-18
    نوشته ها
    141
    امتیاز
    5,597
    سطح
    48
    Points: 5,597, Level: 48
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 153
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    413

    تشکرشده 311 در 123 پست

    Rep Power
    37
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط snow47 نمایش پست ها
    سلام دوست من.حرفات و نگاهتو نسبت به عشق دوست دارم و نشون میده از روی تجربه است ونه کتاب. امیدوارم من هم به اون مرحله که گفتی برسم. ولی میخوام نگاه خودمو بگم از عشق. دوست دارم اینجا ثبتش کنم شاید 10 سال بعد بیام و ببینم الان چی فکر میکردم. شاید 10سال دیگه به این متن بخندم و شاید افسوس بخورم چرا اینطور فکر میکردم و شایدم اصلا نبودم.
    اول اینکه واقعا بهترین و در عین حال بدترین حرفی که یه انسان مجنون میشنوه حرفای منطقی که زده میشه از اطرافیان. برای مثال اون دختر یکی بود مثل بقیه. اون هم ایراد داره فقط تو نمیبینی.این دوران دوران آشنایی بود و هر کدوم از دوطرف حق دارند جدا بشند.اون تورو دوست نداشت برای کسی بمیر که برات تب کنه و...
    اگه به این جملات توجه کنید خیلی خیلی درست هستند و منطقی. من خودم قبلها بارها به افراد مختلف همین جملات گفتم. بله. اینها جملات از روی منطق هستند ولی ایا شما با یک مسئله منطقی طرف هستید ایا اون شخص منطقش درگیر شده و یا احساسش.
    نمیخوام کلی براتون اینجا بگم اون دختر چی بود چه جوری بود.نمیخوام بگم حاظرم براش چیمو بدم و چقدر همه هوش و حواس من بوده. فردی مثل من کلی حرف داره واسه گفتن. تقریبا هر وقت ببینیدش همش صحبتاش یا فکرش درگیر اونه. شاید حرفاشون براتون تکراری باشه ولی اون تجربه براش خاص بوده و چون دنیاش همینه.
    درباره اون جملت که نوشتی باید بزاری طرف بره و با رفتنش بزرگتر بشی. میدونی چی منو آزار میده. منم گذاشتم بره. منم وقتی بهم گفت مزاحم نشو دیگه نرفتم سمتش.این 2 سال بدترین سال های عمرم داشتم ولی یکبار نرفتم سمتش. این منو اذیت میکنه که من انتخاب نکردم که اینطور دلباخته باشم. من خودم نظر کردم که از این وضعیت خارج بشم. گناه من چیه. ایا من دوست داشتم غرور من خورد بشه. همین دختر به من میگفت دوست داره تو این دنیا واقعا یکی از ته دل دوستش داشته باشه ولی وقتی من به مرحله جنون رسیدم و حال پریشان منو دید منو مزاحم خطاب کرد. این منو آزار میده که این همه احساس من به مزاحمت تعبیر میشه. آیا این دختر لیاقت همچنی عشقی داره. من نمیخوام 20 سال به پاش بسوزم و اون تو ذهنش این بمونه که من یه شخص مزاحم تو زندگیش بودم. این عشق اگر چه یکطرفه اگرچه سوزناک حرمت داره. من براش حرمت قایلم چون دیدم با من چه کرد. و وقتی اون شخص اینو نمیبینه به نظرم لیاقتشو نداره. من حاظر بودم جونمو براش بدم. این حرفو بدور از بزرگنمای میگم. یک مزاحم اینکار نمیکنه.
    در انتها ای کاش منو نه به عنوان مزاحم بلکه به عنوان "کسی که اونقدر تورو دوست داشت که در فراقت سوخت ولی برای اینکه آرامشت بهم نریزه از زندگیت رفت." میدید.
    سلام اسنو
    اسنو من همه ی حرفاهتو درک میکنم، میدونم وقتی از درون داغونی، وقتی ساعتها غرقی در یک فکر، وقتی ساعتها پیاده روی میکنی و هزاران کار و فکر دیگه، وقتی شبا با یاد اون به خواب میری و صبح با یاد اون بیداری میشی و خیلی چیزهای دیگه. درسته از این دید وقتی کسی بهت حرف منطقی میزنه درسته تاییدش میکنی اما چقدر میتونی باهاش ارتباط برقرار کنی؟ خیلی سخته
    ببین ارتباط دختر و پسر سوای مساله ی شرعیش که میگه نداشته باشید، اگر از جنبه ی دیگه ای بهش نگاه کنم به هر حال تو حست درگیر بوده و احساساتت این وسط بوده، چیزی نیست با یک حرف من و دیگری بخوای درستش کنی، هیچ وقت احساسات و نگاهت رو سرزنش نکن، اینکه چرا دوستش دارم اینقدر و این حرفا.

    البته ما باید مرد باشیم و پای اشتباهاتمون بایستیم، کارهای اشتباهی که در این وسط انجام دادیم و میدیم، باید پای عواقبش هم باشیم، به قول حضرت علی(ع) گوهر مردان در سختی ها مشخص میشه.

    اما در مورد خودت، ببین من بهت میگم تا خودت درونی به این نتیجه نرسی که من باید خودم باشم و اون چیزی که هستم رو خدا بهم داده و وابسته کسی نمیشم و حاظرم از دستشون بدم حتی اگه دوستشون داشته باشم حالت خوب نمیشه.
    اگه به خدا اعتقاد داری بیا با خدا عهد و پیمان ببیند که جز اون به کسی امید نداشته باشی، من بهت قول میدم که خدا کارت رو درست میکنه هر چیزی که ازش بخوای رو بهت میده.
    تمام هستی و اون دختر رو خدا درست کرده و رشته ی تمام کارها دست اونه.

    یه نکته ای هم بهت بگم اینکه یه دختر میگه کسی من رو واقعا دوست داشته باشه به معنی اظهار همیشگی عشق به اون نیست، چه بسا حتی این اثر منفی داشته باشه، این تویی که با رفتار و کارات و نوع حرف زدنت و با حتی با کج خلقیات و عصبانیتات و کم توجهی هات میتونی یه دختر رو محسور کنی، فقط باید علاقه ها و سلیقه ها، خوشحالی ها و بداخلاقیای طرفت رو بشناسی.
    هیچ وقت علاقه ی شدیدت رو به یه دختر رو همیشه اظهار نکن اگه میخوای باهاش ازدواج کنی، برعکس به صورتهای مختلف بهش بگو. چون اظهار عشق مستقیم و همیشگی دافعه میاره.

    در آخر میگم سعی کن با خدا رابطه ت رو بیشتر کنی و خودت رو بسازی که کم کم حالت خوب میشه و اینکه اگه واقعا قصدت از رابطه با یه دختر ازدواج نیست واردش نشو چون برای یکی از شما یا هر دو دردآور خواهد شد و خداپسندانه هم نیست.

  2. 2 کاربر از پست مفید زونیام تشکرکرده اند .

    gholam1234 (جمعه 02 خرداد 99), snow47 (جمعه 02 خرداد 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.