
نوشته اصلی توسط
snow47
سلام دوست من.حرفات و نگاهتو نسبت به عشق دوست دارم و نشون میده از روی تجربه است ونه کتاب. امیدوارم من هم به اون مرحله که گفتی برسم. ولی میخوام نگاه خودمو بگم از عشق. دوست دارم اینجا ثبتش کنم شاید 10 سال بعد بیام و ببینم الان چی فکر میکردم. شاید 10سال دیگه به این متن بخندم و شاید افسوس بخورم چرا اینطور فکر میکردم و شایدم اصلا نبودم.
اول اینکه واقعا بهترین و در عین حال بدترین حرفی که یه انسان مجنون میشنوه حرفای منطقی که زده میشه از اطرافیان. برای مثال اون دختر یکی بود مثل بقیه. اون هم ایراد داره فقط تو نمیبینی.این دوران دوران آشنایی بود و هر کدوم از دوطرف حق دارند جدا بشند.اون تورو دوست نداشت برای کسی بمیر که برات تب کنه و...
اگه به این جملات توجه کنید خیلی خیلی درست هستند و منطقی. من خودم قبلها بارها به افراد مختلف همین جملات گفتم. بله. اینها جملات از روی منطق هستند ولی ایا شما با یک مسئله منطقی طرف هستید ایا اون شخص منطقش درگیر شده و یا احساسش.
نمیخوام کلی براتون اینجا بگم اون دختر چی بود چه جوری بود.نمیخوام بگم حاظرم براش چیمو بدم و چقدر همه هوش و حواس من بوده. فردی مثل من کلی حرف داره واسه گفتن. تقریبا هر وقت ببینیدش همش صحبتاش یا فکرش درگیر اونه. شاید حرفاشون براتون تکراری باشه ولی اون تجربه براش خاص بوده و چون دنیاش همینه.
درباره اون جملت که نوشتی باید بزاری طرف بره و با رفتنش بزرگتر بشی. میدونی چی منو آزار میده. منم گذاشتم بره. منم وقتی بهم گفت مزاحم نشو دیگه نرفتم سمتش.این 2 سال بدترین سال های عمرم داشتم ولی یکبار نرفتم سمتش. این منو اذیت میکنه که من انتخاب نکردم که اینطور دلباخته باشم. من خودم نظر کردم که از این وضعیت خارج بشم. گناه من چیه. ایا من دوست داشتم غرور من خورد بشه. همین دختر به من میگفت دوست داره تو این دنیا واقعا یکی از ته دل دوستش داشته باشه ولی وقتی من به مرحله جنون رسیدم و حال پریشان منو دید منو مزاحم خطاب کرد. این منو آزار میده که این همه احساس من به مزاحمت تعبیر میشه. آیا این دختر لیاقت همچنی عشقی داره. من نمیخوام 20 سال به پاش بسوزم و اون تو ذهنش این بمونه که من یه شخص مزاحم تو زندگیش بودم. این عشق اگر چه یکطرفه اگرچه سوزناک حرمت داره. من براش حرمت قایلم چون دیدم با من چه کرد. و وقتی اون شخص اینو نمیبینه به نظرم لیاقتشو نداره. من حاظر بودم جونمو براش بدم. این حرفو بدور از بزرگنمای میگم. یک مزاحم اینکار نمیکنه.
در انتها ای کاش منو نه به عنوان مزاحم بلکه به عنوان "کسی که اونقدر تورو دوست داشت که در فراقت سوخت ولی برای اینکه آرامشت بهم نریزه از زندگیت رفت." میدید.
علاقه مندی ها (Bookmarks)