به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 164

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 اسفند 99 [ 13:30]
    تاریخ عضویت
    1399-1-25
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    3,200
    سطح
    34
    Points: 3,200, Level: 34
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 150
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 40 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    سلام ویولت جان ان شاالله بهتر باشی
    میدونی من وقتی زندگیتو خوندم یاد خیلی از زندگیای مشابه و خیلی بدتر افتادم. خانم افسردگی حاد داره و نه کار خونه میکنه نه با کسی ارتباط داره، وسواس شدید داره جوریکه چندین سال مادر اقا پاشو خونه اینا نذاشته و هیچکدوم از خانوادا شوهر حق ورود به خونشو ندارن چون خانم میگه اونا نجسن... اما همه این موارد بالای سی ساله دارن باهم زندگی میکنندد و حالا لااقل در ظاهر که باهم خوبن
    منظورم اینه موندگاری زندگی یک سر بزرگش به مسئولیت و تعهد مرده.
    اینکه همسرت اینقد کم آورده بلاخره ظرفیتش اینقد بوده یعنی میتونسته ظرفیت بالاتری داشته باشه.
    یکی از نزدیکان خودم همسرش با دلایل واهی یکهو گفت طلاق و هرچی این دختر تلاش کرد شوهرش قبول نکرد و طلاق گرفتن. واقعا میزان مسئولیت پذیری و تعهد مرد خیلی مهمه واس دوام زندگی. میخواستم یکم حستو به خودت بهتر کنم. من از اشتباهات و ایراداتت چشم نمیپوشم اما واقعا همسرت هم استعداد بالایی تو تخریب زتدگیتوت داشتن
    به هرحال من جای شما بودم فضارو رها میکردم چوک مرد رفتنی میره. حالا نره باز چند وقت دیگه سر یک مشکل دیگه میره
    پس تامیتونی یک زندگی خوب و بانشاط تتها واس خودت داشته باش.
    هرچی ارتباطتتو با خدا قویتر کنی جبران همه نداشته هات میشه
    فارغ از تصمیم نهایی موندنت یا جدایی که شوهرت بالاخره بگیره
    همین قدرت تو در زتدگی خوبی که تنهایی داشته باشی میتونی جذابیتتو واسش بیشتر کنه
    سلام عزيزم چه جالب گفتي اينكه شوهر من ظرفيتش كم بود ،من هميشه ناراحتم كه از سن ٢١سالگي درگير مسائل روحي شدم وقتي يكي سرطان داره دور از جان همه ،باهاش همدردي ميكنن كمكش ميكنن دركش ميكنن حداقل عيانه و ديگران سرزنشش نميكنن ولي براي مشكلات روحي كه من اسمش رو ميزارم سرطان روح!اون درك وجود نداره ،من خيلي اذيت شدم تو اوج جوونيم خيلي روزاي باحال رو درگير وسواس گونه با خودم و مشكلاتم داشتم تعريف نباشه باهوش بودم و پر انگيزه ولي اين اختلالات رواني منو عقب انداخت ولي بازم جلو رفتم حتي آگاه بودم پيش روانشناس روانپزشك ميرفتم ....خوب من چي كار ميكردم دست من نبود كه اين گريبانگيرم شد چقدر مامانم گفت نكن با خودت نمدونم آتو نده دست شوهرت،من حتي حسرت ميخوردم كه بقيه مشكل منو ندارن چرا شاد نيستم يا چرا مضطربم پنيك بهم دست ميده و....،من عاشق بچم ولي چون دارو مصرف ميكنم دكتر اجازه نداد دست نگه داشتم تا وقتش بشه الانم كه اينطوري ،باورتون نميشه انقدر مضطرب اين قضيه هستم سال پيش هر ماه شب گريه ميكردم كه چرا من بايد سر تصميم بارداري انقدر عذاب بكشم الان كه من بهتر شدم و ميشه ديگه همسرم منو نمخواد همش عذاب وجدان دارم كه به بابا مامانم نوه ندادم هيچ ،ده سال فقط حرصشون دادم بقيشم شوهرم حرصشون داره ميده منم با اين انتخابم!!،چهره هميشه نگران مامان بابام مياد جلو چشمم ناراحت ميشم :((

  2. کاربر روبرو از پست مفید ويولت تشکرکرده است .

    Pooh (شنبه 10 خرداد 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.