به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 50

Threaded View

  1. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 تیر 01 [ 00:19]
    تاریخ عضویت
    1399-1-15
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    2,547
    سطح
    30
    Points: 2,547, Level: 30
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 37 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بر خانوم Pooh


    نوشته قبلی شما بشدت شبیه حرفهایی هست که خانومم به من میگفت. اگر کسی میخواد بمن کمک کنه پست های #39 و #19 خانوم پوه رو بخونه تا نحوه حرف زدن و زاویه دید همسرمو متوجه بشه و شاید بتونید از دید همسر من یک راه برای توافق به من پیشنهاد بده (البته به نظرم خانوم پوه از دید همسرم میتونن یه راه حل مناسب و متناسب با خواسته من ارائه بدن).

    قرار اولیه من و همسرم در تهران 20 سکه برای عقد بود و بعد از رفتن به خواستگاری خانواده ایشون گفتند اگر قرار بر جدا شدن باشه ما هیچ چیزی از شما نمیگیریم و فقط یک امضا بابت طلاق از شما می خواهیم. اونها با زدن این گونه حرفها ما رو فریب دادن. این اسمش فریب نیست؟؟ زنم از من خواهش کرد برای حفظ ابرو جلو دختر خالش 110 تا سکه دیگه زیاد کنم. این فریب نیست؟ اگر ماشین و سرویس طلا مدرک نداشتم اونها از من نمیگرفتند؟

    من نمیدونم این مهریه چیه که خیلی از خانومها با هر دین و گرایشی به مهریه اسلام اعتقاد کامل دارند! اسلام در مورد حجاب خانومها نوعی پوشش گفته که چادر ورژن آسون شده اون هست. در مورد خروج از منزل گفته اجازه همسر. گفته مرد میتونه کنار همسرش کنیز بگیره یا چهار همسر دائمی و... اسلام فقط یه مهریه گفته؟؟!
    جنگ اعصاب من ایجاد نکردم طمع پدر زنم ایجاد کرد. من حق طلاق ندادن دارم و اونها حق مهریه گرفتن. اگر کسی قصد خروج از زندگی داره باید حق خودشو مبادله کنه. منطق میگه ایشون مهریشو ببخشه و من هم طلاقش بدم. مگر این همه خانوم که محترمانه بدون مهریه جدا شدن بدبخت شدن؟ اتفاقا افرادی که با اجرای مهریه جدا میشن در اینده مورد انتخاب همسر جدید قرار نمیگیرن و اگر قرار بگیرن سرکوفت زیاد خواهند شنید. یه مرد چرا باید به یه زن که با اجرای مهریه و جنگ جدا شده دوباره اعتماد کنه. یکی از معیارهای شخصیت خانواده همین جنگ هنگام طلاق هست. اونها میتونن بدون جنگ جدا بشن اما همیشه میخوان پیروز بشن.

    ***

    در مورد نون گرفتن باید بگم من هم باید 8 صبح از خانومم سفره پهن شده صبحانه میخواستم نه یه پنیر در بسته بندی کارخونه با یک لیوان چایی که خانومم فقط یا آب جوش درست کرده بود یا چایی دم کرده بود (تنبل شده بود این اواخر) و با کلی منت که من در هفته کار میکنم و پنج شنبه و جمعه که تعطیل هستم تو باید کار کنی (کار میکرد پولش میداد به باباش یا حساب مخفی خودش و خستگی کارش برای من بود فقط).

    در مورد علت مراجعه به مشاور: خانوم من بشدت پیش قضاوت ذهنی داشت و ذهن خوانی میکرد (خیلی عیب بدی هست این مورد) اگر من مطلبی در اینترنت میخوندم و با خنده به گوشی خودم نگاه میکردم ایشون فکر میکرد دارم مسخرش میکنم (بنظرم حرفهایی که دردعوا ردوبدل شده بود همیشه در ذهنش بود و با اونها منو میسنجید). اگر من ایشون میبردم باغ پدرم و میگفتم میخوام باغ کناریشو بخرم بندازم سر این باغ ایشون فکر میکرد میخوام بهش فخر بفروشم که پدرتو باغ نداره و میشینه کنار پارک. ایشون بشدت دچار ذهن خوانی شده بود و با کوچکترین عامل خارجی تحملشو از دست میداد و برای همین همیشه درگیری زبانی با من داشت (مثل کتری 100 درجه بود که با کمی زیاد شدن شعله به جوشش می افتاد) و من هم در ابتدا سعی به کم کردن بحث میکردم اما با توهین ایشون به خانوادم من هم بدتر از اون حرفها تحویلش میدادم و گاهی کار به پرت کردن بالشت هم میرسید.
    ایشون به چند مشاور مراجعه کرد و تمام اونها گفتند که اضطراب این خانم در حد خطرناک قرار گرفته و باید سریع درمان بشه. ایشون با پدرش مشورت کرد و یه روز به من گفت بریم پیش مشاور من هم رفتم. خانوم مشاور تست شخصت گرفت و به من گفت رفتار بازیگرانه دارم اما کلی حرف راجب اضطراب خانومم و لزوم درمانش گفت. خانوم من به دلیل رقابت شدید با من سمت درمان اضطراب خودش نرفت و فکر میکرد حرف مشاور به من ، معنی اینو میده که من ادم درغگویی هستم (متوجه نشد اون تست 4 حالت قاطع- پرخاشگر- بازیگرانه- منفعل بیشتر نداره و شاید نمیدونست غیر از قاطع، حالات دیگه اون تست پرخاشگر یا منفعل هست). ایشون حتی در اخرین باری که منو دید به من گفت مشاور بتو گفته بود تو دروغگویی و من از تو میترسم!!

    من نکات منفی زیادی نداشتم که با من بخواد خیلی بسازه اما یکم بیشتر توضیح میدم.
    اوایل ازدواج دختر خوبی بود. صبح بلند میشد صبحانه با تنوع درست میکرد و در مورد درست کردن غذاهای جدید خیلی علاقه داشت. این یکی دوسال اخر حتی یک چایی صفر تا صد انجام نمیداد اما در مورد ناهار وشام کوتاهی نکرد در مدت زندگی و 3 سال اخر دست پختش واقعا خوب شده بود.
    اوایل ازدواج، من ایشون را منزل خیلی خوبی نبردم و یکم کوچیک بود (از سر باباش زیاد بود اما نسبت به توان مالی خودم میگم) اما صبر کرد البته من به ایشون گفته بودم فعلا نمیتونم ببرمت خونه خوب. همچنین گاهی کاری برام پیش می اومد ایشون میرفت کارمو پیگیری میکرد.

    ایشون هم همیشه میگفت تو برای من هیچ کار نکردی!!! کارهایی که من برای ایشون کردم: هیچ وقت به ایشون خیانت نکردم و با هیچ زنی رابطه نداشتم. من براش هرچی داشتم گذاشتم وسط (هیچ چیز پنهانی از ایشون نداشتم اما ایشون حسابش از من مخفی بود و واقعا نمیدونستم چقدر پول دستش هست). من به ایشون امنیت دادم. حتی یکبار نشد به کمک من نیاز داشته باشه بذارمش کنار.
    همیشه برای ایشون در هر مسافرتی که رفتیم بیشتر از خودم خرید کردم و گاهی برای خودم هیچی نخریدم. هیچ وقت جلو فامیلش خودمو نگرفتم (ایشون همیشه با فامیل من با تکبر برخود میکرد). هر وقت گفت در شهرم برنامه یا جشن هست بردمش شهرش. هر وقت کسی از فامیلش از من کمکی خواست بهشون کمک کردم. هیچ وقت ایشون نبردم مستاجری تا اذیت بشه. هر وقت که گفت فلانی مهمونی دعوت کنم نه نگفتم. خلاصه سعی کردم براش زندگی خوبی بسازم.
    ایشون از بابت اینده و مسائل اقتصادی کاملا خیالش ارامش داشت. میدونست اینده فرزندانش تامین خواهد بود. همچنین با جزئیات بیشتری میتونم بگم که همیشه چندین نوع گوشت شامل گوسفند، گوساله، گوشت شتر مرغ، زبون گاو، مرغ، ماهی سالمون، ماهی سنگسر و شاید 4-5 نوع مختلف میوه داخل یخچال خونم بود. من فکر نکنم زندگی بدی با من داشت.

    حتما میپرسید چرا این کار با من کرد؟ به نظر من نمیتونست ببینه من از پدرش بهتر زندگی میکنم و حسادت و رقابت داشت و پدرش هم در القای این فکر به دخترش کوتاهی نکرد.
    ویرایش توسط Behrang : سه شنبه 13 خرداد 99 در ساعت 19:20

  2. کاربر روبرو از پست مفید Behrang تشکرکرده است .

    Pooh (سه شنبه 13 خرداد 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.