حسم عوض شده...
فکر نمی کردم هیچوقت روزی برسه که بتونم خدا رو بابت خلقت انسان ببخشم. از کسیکه نمی شناختم و نمی شناسم، بابت کاری که نمی فهمیدم و نمی فهمم، عصبانی بودم و دیگه نیستم.
«انسان» با وجود تمام مصیبت هایی که بوجود میاره، ارزش خلقت و ارزش زیستن رو داره.
و
(شاید) برای اولین باره که می فهمم بازه ی «زندگی» نه طولانی و طاقت فرساست، نه کوتاه و بی معنی. طولش می تونه کوتاه و در عین حال بلند دیده بشه، اما عمقش به اندازه ست. اونقدری هست که انواع و اقسام فرصت ها رو برای تدبیر و تغییر در اختیار انسان قرار می ده. حداقل انسانیکه یه چند سالی بعد از سی سالگی عمر کرده باشه؛ بعد از بلوغش.
چقدر کار دارم که انجام بدم. اما از نیمه کار موندنشون نگران نیستم؛ فکر نکنم چیزی در این عالم نیمه کاره بمونه...
- - - Updated - - -
حسم عوض شده...
فکر نمی کردم هیچوقت روزی برسه که بتونم خدا رو بابت خلقت انسان ببخشم. از کسیکه نمی شناختم و نمی شناسم، بابت کاری که نمی فهمیدم و نمی فهمم، عصبانی بودم و دیگه نیستم.
«انسان» با وجود تمام مصیبت هایی که بوجود میاره، ارزش خلقت و ارزش زیستن رو داره.
و
(شاید) برای اولین باره که می فهمم بازه ی «زندگی» نه طولانی و طاقت فرساست، نه کوتاه و بی معنی. طولش می تونه کوتاه و در عین حال بلند دیده بشه، اما عمقش به اندازه ست. اونقدری هست که انواع و اقسام فرصت ها رو برای تدبیر و تغییر در اختیار انسان قرار می ده. حداقل انسانیکه یه چند سالی بعد از سی سالگی عمر کرده باشه؛ بعد از بلوغش.
چقدر کار دارم که انجام بدم. اما از نیمه کار موندنشون نگران نیستم؛ فکر نکنم چیزی در این عالم نیمه کاره بمونه...








علاقه مندی ها (Bookmarks)