خوب چرا زیر بار مسئولیت سنگین و حطیر ازدواج برویم و تازه آنهم با انبوه مشکلات پنهان و آشکار روانی خود و طرفمان و بدون امکان شناخت تشابهات و اخلاق او به دلیل رسوم خود که تا خانواده دختر پاسخ مثبت دادند باید زودی دو طرف عقد شوند و اگر هم در دوران عفد دیدند به درد هم نمی خورند،چون مردم فضول می گویند که دختره عیبی داشته یا پسره با او معلوم نیست چکار کرده و . . . نمی توانند از هم جدا شوند و ارتباط بیرون از عقد نیز ممنوع،که همه اینها موجب می گردد تا برای خود مشکل درست کنیم.
مشکالات به دو دلیلند:
1-عادات عمومی و رسوم اشتباه اجتماعی،آموزش های نادرست،بازخوردها و تأثیرات بدی که از کودکی در درون ما هستند و سبب ناهنجاری پنهان و آشکار روان ما می شوند.
2-عدم امکان شناخت زیر و بم شخصیت طرف خویش در حد معقول تا بتوان تصمیمی درست درباره ازدواج با او گرفت.
3-عدم امکان ارتباط محدود و منطقی بدون عقد شرعی که با کنترل خانواده ها و تنها برای شناخت طرفین است.
4-عدم آوزش مهارتهای رفتاری،گفتاری و اجتماعی تا بتوان در یک رابطه وابسته نشد و بحران و کنشها و تکانه ها و رنجها و ناراحتیها و اختلافات فردی را با کمترین هزینه و آرامش حل کرد.
5-اختلافات فرهنگی شدید میان خانواده ها و افراد جامعه دوران کنونی.
6-مشکلات عظیم و طاقت فرسای اقتصادی و بیکاری همه گیر و فزاینده.
7-نبود شناخت درست از اهداف زندگی و دنبال مادیات سگ دو زدنها و چشم و هم چشمی ها.








علاقه مندی ها (Bookmarks)