سلام
کشتی ها برای اینکه بتونند خودشون ثابت نگه دارنند باید از لنگر استفاده کنند
خیلی از ما ها تو زندگی لنگر نداریم ،،،
باید اول یه لنگر در بندر بندازیم ،،،تا طوفان شد،،،کشتی را آب نبره :)
باید یه لنگری باشه که آدم را نگه داره ،،،
اون لنگر میتونه : خدا باشه ،می تونه خودت باشی ،می تونه نگاه مادرت باشه،،،،می تون ماجراجویی و امیدواری شما باشه ،،،
وقتی این لنگرها را داشته باشیم ،،،طوفان هم اومد ،،،بذار بیاد !
حکایت عصا هم حکایت لنگر هست ،،
هر فردی عصای مخصوص خودش را داره و انتخاب می کنه ،،
اگر عصای خودمان را ( تکیه گاه خودمان را ) می خوایم خدا انتخاب کنیم خب باید بریم دنبالش و پیدایش کنیم
مطالعه کنیم – تحقیق کنیم – بپرسیم و .....
یه روشی را از یه بزرگی بهم گفت ، سعی کردم انجام بدم ولی جای کار زیاد داره :) ،، به شما هم میگم :
اگه نمی تونیم عصا را پیدا کنیم و یا با عبادت ، تغییر خاصی به ما نمیده دو کار را انجام بده :
1 – غم دنیا و آرزوها برود
2- وابستگی فقط برا خدا تعریف شود
من خودم تو زندگی بعضی موقع ها که مسئله ای برام پیش میاد ، میشینم خودم را چک میکنم
دو مورد بالا ایراد کار بود !
اگه ما غم دنیا و آرزوهایمون را نداشته باشیم و به دنیا و آرزوهایمون وابسته نباشیم ، قطعا مناجات ما با خدا یه حسی دیگه ای به ما یده ،،،
خدمتتون بگم کلا عبادت برا خدا ارزشمنده و تاثیر خودش را به انسان می ذاره و این خوبه
موارد بالا برا حس آرامش و شادی واقعی ست .
حس شادی واقعی از خداست .
این خود فرد هست که می خواد این پرورش را چقدر ادامه بده .
به قول فیلم مارمولک با کمی تغییر :
کلا راه های رسیدن به خدا مختلف هست آقا غلام ....هر فردی هم باید از روش خودش به خدا برسه
ولی مهم اینکه نتیجه یکی باشه و افسرده دنیا و آرزوهامون نباشیم و در سخت ترین شرایط هم شاد باشیم ( شاید معنوی هم منظور هست ) و توکل به خدا داشته باشیم و سعی کنیم از دیروزمون بهتر باشیم ،
تلاش کنیم و نا امید از رحمت و روزی خدا نباشیم .
با تشکر از مدیریت محترم صندلی داغ ،،آقا غلام .![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)