نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها


متشکرم

اگر مدرک روانشناسی دارین باید بدونین که ؛


فضای خصوصی بین دختر و پسر و حتی زن و مرد متاهل سبب برانگیختگی احساسات میشه و در نهایت وقتی یکی دلداری بده و دیگری این این پیام امنیت و آرامش و همدردی رو بگیره، کم کم پایه های وابستگی شکل خواهد گرفت و اون خانم یا آقا از مسیر درد و دل و مشورت منحرف شده و وارد شکل گیری یک ارتباط نادرست عاطفی میشن. ( شاید شما نشین ولی نمیتونین از جانب طرف مقابل مطمئن باشین و همین خودش آسیب زا هست )
بحث سستی نیست، همدردی کردن باید بر طبق اصول خاصی و در فضای خاصی باشه وگرنه جز آسیب ثمری نخواهد داشت.
عوامل افسردگی هم متعدد هستن و باید حتی المقدور توسط متخصص پیگیری بشن ، حتی اگر شما رشته ای مرتبط خوانده باشین مجوزی برای ایجاد یک فضای خصوصی ندارین، مگر در صورتی که شغل شما این باشه.

در این مبحث هم اگر باز مطالعاتی کرده باشین متوجه خواهید بود که عشق قبل از ازدواج بسیار خطرناک هست و اون احساسی که برای یک نفر پیش میاد عشق نیست! بلکه پسنیدین و طالب بودن هست که حالا باید در مسیر صحیح خودش قرار بگیره و اگر یهویی دل رو ببره ممکن هست باعث آسیب های متعددی بشه و انسان رو دچار خطا در شناخت و در نهایت عدم تحقیق و آنالیز کافی کنه.

خیر باید تلاش کنن اولا بعنوان یک انسان به رضایت درونی برسن و ثانیا در دنیای بیرون اسباب یک ارتباط سالم عاطفی رو مهیا کنن. از طرفی میتونن انسان موفقی باشن و بدین شکل مقداری از ناکامی ها رو از بین ببرن. در نهایت هنر شاد زیستن رو یاد بگیرن.


فضای قانونی و استاندارد .

مثل سایت مشاوره، مثل مرکز مشاوره، مثل مراجعه به روانشناس و ...



نه وقتی نمیشناسم لزومی نداره بفهمم هدفش چه هست، هدف اگر سالم بود قطعا چنین مسیری انتخاب نمیشد. حالا هم بهنرین کمک ارجاع به مشاوره و قطع ارتباط هست.

در پایان این سایت هدفش مشاوره صحیح و کمک بمردم هست . اگر نمیپسندین میتونین بصورت خصوصی با کارشناس سایت یا در دنیای بیرون مراجعه کنین.



بحث های شما میگید درسته ولی خب واقعیت رو بنگریم: خیلی سخته. حالا نمیخوام زیاد وقتتون رو بگیرم فقط خلاصه درباره هر قسمت میگم.
قسمت دوم: پسندیدن و طالب بودن بنای عشقه. عشق هم یهویی میاد و در طول زمان شاخ و برگ میگیره. عشق هم انواع مختلفی داره.

قسمت سوم: اینایی که میگید درسته ولی واقعیت رو بنگریم: سخته. ۹۰ درصد افراد نمیتونن.

قسمت چهارم: توی همین سایت ها هم اینقد دزدی عاطفی اتفاق میفته
قسمت پنجم هم ترجیح میدم جوابی ندم.

ببخشید وقتتون گرفتم. فقط خواستم روی دیگر سکه رو از زاویه جامعه نشونتون بدم. وقتی از دنیای تئوری خودمون نگاه کنیم با این ایده آل ها سر و کار داریم ولی وقتی از زاویه یه فرد افسرده و دسپاچه نگاه کنیم میبینیم که تئوری ها قابل رعایت نیستند