به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 88 از 193 نخستنخست ... 38485868787980818283848586878889909192939495969798108118128138188 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 871 تا 880 , از مجموع 1928
  1. #871
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 خرداد 05 [ 19:34]
    تاریخ عضویت
    1398-1-10
    نوشته ها
    813
    امتیاز
    25,716
    سطح
    96
    Points: 25,716, Level: 96
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 634
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,748

    تشکرشده 1,848 در 755 پست

    Rep Power
    181
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط افسونگر نمایش پست ها
    ممنونم جناب mvaz....

    من انرژی و نیروی درونی ندارم اصلا سالهاس با هر بدبختی دنبالش بودم ولی پیدا نکردم....دیگه کاری از دستم بر نمیاد هر روشی رو پیاده کردم. حتی گاهی فکر کردم شاید نیاز به ماده ای انرژی زا مانند مخدر دارم(جدی فکر کردم)...من سالهای پیش بحرانهای زیادی رو پشت سر هم طی کردم و حالا تمام ماحصل این سالهای گذشته احساس خستگیه و درماندگی و بیماریهای لاعلاجی که منو از پا درآورده و همشونم هم درمان درست حسابی ندارن. ( از چشم درد و وزوزگوش و قلب و کلیه درد و خیلیای دیگه که قابل گفتن نیست)
    احساس میکنم تمام اون نگرانیها و رنجها بی ثمر بوده و هم اینکه تمام انرژی و امید منو تخلیه کرده و حالا تهی ام! من فقط در گوشه ای نشستم و نمیتونم!!! واقعا در توان جسمی و روحیم نیست که کار مهمی انجام بدم...من بسیار فراموشکار و خطا کار شده ام...جالبه من تا قبل اون اتفاقات از کسانی بودم که خیلی پرانرژی و شاد بودم...صدوهشتاد درجه عوض شدم.
    من برنامه ریزی هم میکنم و هر کاری که بتونم حتی نقاشی ولی فایده نداره..تغذیه که میدونم نقش مهمی داره هم به بهترین نحوی که میشد انجام دادم....واقعا نمیدونم چه کنم. از بعد معنوی هم وارد شدم،حالم خوب شد ولی همون آدمم...بی هیچ نیروی درونی!

    سلام خانم افسونگر

    چرا در پست قبلی تون در همین تاپیک و صد البته تاپیک دعا برای نفر بعد بوضوح مشخص بود که می دانید نیروی درونی چی هست و چه طور باید به آن برسید.

    خدایا گاهی فراتر از کمبودها و شکوه هایی که دارم، فکر میکنم اگر فقط! یکی از نعمتهایت را از من بگیری چه اتفاقی خواهد افتاد......
    چه چشمهایی که به روی آنچه ایستاده ام بسته است و فقط نگاهم به جایی است که آمال من است.....
    خدایا دعا می کنم (برای همه و نفر بعدی
    ) نعمت هایی که به ما عطا کردی و ما با ندیدنش داریم اون رو به تباهی می کشونیم رو به ما بشناسانی و از غفلت ما رو نجات بدی....چرا که راز موفقیت و پیروزمندی در این است که اول خود و دنیای درون و داده های پیرامون را بشناسیم و بعد گام برداریم...
    بارها و بارها این دعا را خواندم، جز بلوغ معنوی و درونی چیزی نیافتم.

    خودتون رو باور کنید، چشم هاتون رو ببندید، بگید که افسونگر جدیدی با همین اعضا و جوارح در حال متولد شدن هست، از این به بعد افسونگر ضعیف یا کم توان نداریم، این افسونگر نوپا کامل ترینه و توانمند ترینه، جز به خدا به هیچ چیز وابسته نیست، اگر چندتا عضو بدنش هم خدانکرده قطع بشه، باز همون افسونگر قوی هست، چون قدرت افسونگر از درونش و جانش سرچشمه گرفته میشه و نه جسمش.


    تا حالا توجه کردین افراد غالبا بخواهن شخص ثالثی رو معرفی کنند، بیشتر با خصوصیات باطنی اش اون رو معرفی میکنند نه با خصوصیات ظاهری؟
    علت اینه که زشتی و زیبایی، بلندی و کوتاهی، جسم تندرست و غیر تندرست، همه و همه در ناخودآگاه ذهن ما ارزش اشون کمتر از مهربانی، اخلاق نیکو، صداقت و ... است. برای همینه که معمولا با صفات شخص اون رو معرفی می کنیم.


    این صفات شخص میشه درون شخص، خداوند کلی اسم و صفت زیبا داره، انسان تنها موجودی هست که میتونه از صفات خداوند در وجودش داشته باشه، بزرگان میگند وقتی انسان به تعالی میرسه، یعنی صفات خدا را در حد خودش در وجودش ایجاد کرده و بهشون متصف شده. حالا این انسان متعالی چقدر توانایی های جسمانی اش در متصف شدنش به صفات خدا کمک کننده بوده و چقدر توانایی های درونی اش؟



    تا اینجا بحث معنوی،

    میرسیم به بحث نیاز های انسان، خوب انسان یکسری نیاز داره که اگر بهشون رسیدگی نکنه ضرر میکنه. نیاز به تفریح، نیاز به ورزش، نیاز به گفتگو، نیاز به شادی و ...... توانایی های ما نباید باعث بشوند ما نیاز هامون رو نادیده بگیریم، بلکه با خودشناسی باید راه جدیدی برای نیاز هامون پیدا کنیم.

    مثلا یک ورزشکار در جنگ از پا جانباز میشه، ولی نیاز به ورزش کردنش رو با ورزش والیبال نشسته ادامه میده. اینکه میره سمت والیبال نشسته یعنی به خودشناسی رسیده، توانایی هاش چیه؟ نقاط ضعف و قوتش چیه؟ علایقش چیه؟ مثلا چرا صرف قطع شدن پاهاش انتخاب نکرده بره تیر و کمان؟ رفته والیبال ؟ چون به جز وضعیت پاهاش، مهارت های جسمی روحی و علایق و استعداد هاش رو هم در نظر گرفته.


    شما هم برای خودتون محدودیت ایجاد نکنید!!!!!!! بلکه راه جدیدی با توجه به وضعیت خودتون بسازید.

    بعضی وقت ها می بینید کار زیاد سختی نیست، اطرافتون چیزهایی بوده که بهش بی توجه بودین، فقط نیازه خانم افسونگر جدید بهش نگاه کنه و درموردش اندیشه کنه.

    موفق باشین

  2. 4 کاربر از پست مفید Mvaz تشکرکرده اند .

    miss seven (یکشنبه 22 تیر 99), میشل (یکشنبه 22 تیر 99), افسونگر (چهارشنبه 01 مرداد 99)

  3. #872
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    سلام دوستای خوب و عزیزم

    خوشحالی یعنی وقتی یهویی بیای تالار و ببینی پر رنگ شدی

    ولی یه جورایی مثل نوش دارو پس از مرگ سهراب میمونه .... اون موقع که نیاز بهش داشتم کمرنگ بودم ....بگذریم

    باز هم ممنونم از مدیر همدردی

    بچه ها در رابطه با پیام هایی که برام نوشتین اومدم صحبت کنم ولی دیگه کشش نمیدم .... درسته ناراحت میشم ولی هر چی بیشتر بهش دامن بزنم خودم بیشتر همه اذیت میشم .
    بهتر از همه این هست که به فکر ارتقای خودم باشه .....
    میدونید چیه ؟ آدمیزاد از آینده ی خودش بی خبره ...امروز بعد از نماز داشتم به این موضوع فکر میکردم من از آینده ام بی خبرم و تنها خدا میدونه و چه دعایی بهتر از اینکه سلامتی و عاقبت بخیری خودم را از خدا بخوام ....

    این مسائل هم که دیگه پیش میاد ...توی ذهنم کمرنگش کردم ... واقعا مگه ما چقدر توی این دنیا زندگی میکنیم که بخواهیم بیشتر زمانش رو غصه بخوریم و زندگی نکنیم ؟

    خیلی از همه تون ممنونم که با صحبت هاتون آگاه و آرومم کردین .... دوستان خوبی هستین همه تون


    راستی پوه عزیز چی شده ؟ چی اینقدر بهم ریخته تورو ؟

    ببین اگر بخواهیم واقع بینانه به موضوع تو نگاه کنیم ...بچه های تالار هیچ وظیفه و مسئولیتی ندارن که حتما ما را راهنمایی کنند و اگر میکنن همه از خوبی و قلب مهربونشونه وگرنه میتونن بیتفاوت از کنار موضوع ما بگذرن ....
    ما دوستت داریم
    در عشق

    اگر طاقت ویرانگی ات نیست
    دلتنگ کسی باش که
    دلتنگ تو باشد . . . !

  4. 5 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    gholam1234 (یکشنبه 22 تیر 99), Mvaz (یکشنبه 22 تیر 99), میشل (یکشنبه 22 تیر 99), شمیم الزهرا (یکشنبه 22 تیر 99)

  5. #873
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    خسته شدم ارینهمه احساسات... چقدر خونسردی نعمته ... چقدر کم حرفی نعمته
    چرا اینقدر دلم میخواد حرف بزنم

    کاش یکم منطقم بیشتر بود به جای این حجم احساس، کاش یکم مدل آقایون تالار بودم میتونستم اینقد برونریزی نکنم

    چی میشد روان آدم مثل ساختمون بود میشد کلا زد ریختش پایین از اول ساخت...
    الان یاد حرف گیسو کمند عزیز افتادم توسلم ضعیفه واقعا
    خدا هدایتم کنه همین و بس

  6. 6 کاربر از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده اند .

    Eram (یکشنبه 22 تیر 99), gholam1234 (یکشنبه 22 تیر 99), miss seven (یکشنبه 22 تیر 99), میشل (یکشنبه 22 تیر 99), الهه زیبایی ها (دوشنبه 23 تیر 99)

  7. #874
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام دوستای گلم
    شمیم و 7 عزیز ،به نظرم شما دونفر مثل خود من به یک هدفمندشدن اساسی نیاز دارید تا انرژی و نیروی خودتون رو صرف اونها کنید.
    اگر بی برنامه و بی هدف پیش بریم مثل تیکه چوبی توی باد آسیب پذیر و سرگردانیم،هر نسیمی ما رو به یک سو می بره.
    آقای c.r.y. امیدوارم حال مادر و برادرتون خوب باشه ، و همین طور حال شما .
    پوه جان من فکر کنم در جواب یکی از پرسش هایی که ازم پرسیدی پاسخ شایسته ای ندادم ،اگر پاسخم ناراحتت کرد منو ببخش، بابتش واقعا متأسفم و شرمنده ام.

  8. 6 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    miss seven (یکشنبه 22 تیر 99), Mvaz (یکشنبه 22 تیر 99), میشل (یکشنبه 22 تیر 99), الهه زیبایی ها (دوشنبه 23 تیر 99), شمیم الزهرا (دوشنبه 23 تیر 99)

  9. #875
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام دوستان

    اول از همه عذرخواهی می کنم که پستم جو منفی ایجاد کرده بود. وقتی پست های شما رو خوندم و دوباره پست خودم رو خوندم، دیدم واقعا حق داشتید اکثرا متوجه منظورم نشید. خیلی نصفه و نیمه نوشته بودم.

    البته خیلی خوب فضا رو عوض کرده بودید، ممنون.

    حالا منظورم رو ابهام زدایی می کنم: منظور من همه پست ها نبود. منظورم پست هایی از این دست بود:

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    برای اجل هم باید ناز کشید....

    به چه زبونی باید از خدا بخوام دیگه نمیخوام زنده بمونم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    اما راحت شدن از زندگی، برای من لذت بخش است.

    البته هرجور خودتون صلاح می دونید، ولی وظیفه خودم دونستم این موضوع رو بهتون بگم که با واکنش نشون دادن به این تیپ پست ها، در خلاف جهت هدفتون حرکت می کنید.

    مادامیکه این تیپ حرف ها یه پاسخی دریافت می کنن، تکرار می شن. و گویندشون رو بیشتر درگیر خودشون می کنن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mvaz نمایش پست ها
    قصد ندارم دخالت کنم بین شما و خانم میشل.
    آقای Mvaz اتفاقا من دقیقا خطاب به شما و دوستانی که جدیدا در همدردی فعال هستن نوشتم. چیزی نیست که لازم یا مفید ببینم که برای پوه بنویسم.

    یاد ani بخیر (ای کاش بازم گذرش به اینجا بیفته). علاقه خاصی به تئوری بازی های اریک برن داشت. چقدر تلاش کرد بهمون یاد بده بازی های ذهن خودمون و ذهن اطرافیانمون رو بفهمیم و یاد بگیریم وارد بازی نشیم. و چقدر من برای درک منظورش کند ذهن بودم...

    منظورم این نیست که پوه تعمدا یه بازی احساسی راه می ندازه. به نظرم نه تنها تعمدی نداره، بلکه خودش هم داره بازی می خوره (از ذهنش)

    بعضی وقتا باید یه قدم بریم عقب و بذاریم آدما مزه واقعی افکارشون رو بچشن. حتی گاهی بهتره بذاریم در جهت افکارشون وارد عمل بشن. این باعث می شه بهتر در موردش به نتیجه برسن.

    ........................................

    بهاره جان منظورم از گره کور، گره ی ارتباطی ما با پوه بود. وگرنه از اون نظری که گفتی، اتفاقا من هم گره ای نمی بینم. تا جائیکه من از پست هاش شناختمش، نه فقط گره کوری نداره، بلکه از عزت نفس و اعتماد به نفس خیلی خوبی هم برخورداره. حالا ما در قدیم و بعضی دوستان جدید می خوایم به چنین آدمی بگیم که ارزشمنده... که شرایطش بد نیست، که فلانه. و در نتیجه اون هم با استعدادی که در بحث کردن داره، مدام بحث می کنه که نه چنین نیست و چنانه.

    در حالیکه اصلا موضوع ارزشمندی و مشکل دار بودن نیست. موضوع ذهنیه که داره از این طریق تغذیه می شه. و از غذای سالم خودش (که همون شادی هست) محروم می مونه.

    البته این برای خیلی از ما پیش میاد که چنین احساساتی رو تجربه کنیم. و خیلی هم خوبه که اینجا رو داریم که بیایم حالمون رو بنویسیم و از دوستامون توجه دریافت کنیم. این چیزیه که در عمل هم خیلی پیش میاد. ولی معمولا اون فرد از پاسخ بچه ها یه انرژی مثبتی می گیره و اون انرژی رو برمی گردونه. و متوجه می شیم که حرفمون اثر مثبتی داشته.

    اما موضوع پوه کاملا متفاوته. به نظرم با بی تفاوتی به پست های منفی تکراریش (اینها که می خواد زندگی نکنه و دیگه به ازدواج فکر نکنه و اینجور چیزا- که پشتوانه عملی هم نداره و می بینیم با متن زندگیش تناسب نداره)، و در عوض، واکنش نشون دادن به پست های مثبتش، می تونیم ذهنش رو در شرایطی قرار بدیم که یاد بگیره اون چیزیکه طلب می کنه رو از راه درستش (از پوه و از جامعه اطراف پوه، شامل خودمون) دریافت کنه.

    مغز چیزی نیست جز دسته ای نورون دیگه. می شه ارتباطشون رو اصلاح کرد و به شادی رسید. این مهم ترین کاریه که از "انسان" انتظار می ره.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  10. 9 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    Eram (یکشنبه 22 تیر 99), gholam1234 (یکشنبه 22 تیر 99), miss seven (یکشنبه 22 تیر 99), Mvaz (یکشنبه 22 تیر 99), الهه زیبایی ها (دوشنبه 23 تیر 99), بهاره جون (دوشنبه 23 تیر 99), زن ایرانی (دوشنبه 23 تیر 99), شمیم الزهرا (دوشنبه 23 تیر 99)

  11. #876
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    سلامی دوباره دوستان عزیزم

    امیدوارم حال دلتون کوک کوک باشه

    اومدم درباره ی یه چیزی ازتون نظر خواهی کنم ببینم چه نظرهایی رد و بدل میشه ...

    یه دفتر کوچیک نو و خوشگل دارم ... فکر کنم دو سه ماه پیش خریدمش .

    جدیدا توی میز تحریرم نگاهم بهش خورد و میخوام یه استفاده ای ازش بکنم ولی نمیخوام یاد داشت های بیخود و اینا باشه ...یعنی دلم نمیاد

    بنظرتون چی توش بنویسم ؟

    دوست دارم نظرتون رو بدونم ....ابعادش تقریبا 15*10 cm هستش

    میخوام نوشتن توش حالمو خوب کنه و یادگاری بمونه ....ترجیح میدم خاطرات روزانه ام رو ننویسم چون همیشه ترس این را دارم دست کسی بیفته .
    در عشق

    اگر طاقت ویرانگی ات نیست
    دلتنگ کسی باش که
    دلتنگ تو باشد . . . !
    ویرایش توسط miss seven : یکشنبه 22 تیر 99 در ساعت 23:17

  12. 3 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    میشل (یکشنبه 22 تیر 99), شمیم الزهرا (دوشنبه 23 تیر 99)

  13. #877
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سون من عاشق دفترم

    خیلی عاشقشم...

    البته عاشق مداد پاک کن و مداد و مداد رنگش و خودکار قرمز و بقیه دوستان هم هستم.

    درک می کنم چه حسی که آدم به دفترش نگاه کنه و قند تو دلش آب بشه و ندونه با باهاش چیکار کنه... برای همین اولین پیشنهادم اینه که دفترتو بیار بده به من. اینجوری مشکل خودت هم حل می شه.

    اما پیشنهاد دوم: دفتر خرسندی. هرشب یه اتفاق خوبی که در اون روز برات افتاده رو می نویسی. یا یه چیزیکه وقتی بهش فکر می کنی، ببینی جا داره براش شکر گزار باشی.

    پیشنهاد سوم: هر روز صبح که بیدار شدی، یه صفت مثبت دیروزت رو می نویسی. تاکید می کنم که نباید بگی دیروز فلان کار خوب رو انجام دادم. باید بنویسی دیروز (مثلا) مهربان بودم. یا درستکار بودم. یا باهوش بودم. یا عاقل بودم. یا متین بودم. یا زیبا بودم. یا شاد بودم. یا با انگیزه و پرانرژی بودم. یا هدفمند بودم. یا با پشتکار بودم.

    باید یه صفت باشه. یه برچسب مثبت.

    و بعد می نویسی : چون فلان کار رو انجام دادم.

    مثلا عاقل بودم، چون در فلان مورد مقابله به مثل نکردم و وقتم رو هدر ندادم. یا هدفمند بودم، چون در چند ساعت روی فلان موضوع کار کردم. یا زیبا بودم، چون شب قبلش نمازشب خونده بودم و در تمام روز خدا رو در قلبم حس می کردم.

    این دفتر اسم نداره، ولی می تونی اسمش رو بذاری دفتر عشق.

  14. 6 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    miss seven (دوشنبه 23 تیر 99), Mvaz (دوشنبه 23 تیر 99), الهه زیبایی ها (دوشنبه 23 تیر 99), زن ایرانی (دوشنبه 23 تیر 99), شمیم الزهرا (دوشنبه 23 تیر 99)

  15. #878
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط افسونگر نمایش پست ها
    ممنونم جناب mvaz....

    من انرژی و نیروی درونی ندارم اصلا سالهاس با هر بدبختی دنبالش بودم ولی پیدا نکردم....دیگه کاری از دستم بر نمیاد هر روشی رو پیاده کردم. حتی گاهی فکر کردم شاید نیاز به ماده ای انرژی زا مانند مخدر دارم(جدی فکر کردم)...من سالهای پیش بحرانهای زیادی رو پشت سر هم طی کردم و حالا تمام ماحصل این سالهای گذشته احساس خستگیه و درماندگی و بیماریهای لاعلاجی که منو از پا درآورده و همشونم هم درمان درست حسابی ندارن. ( از چشم درد و وزوزگوش و قلب و کلیه درد و خیلیای دیگه که قابل گفتن نیست)
    احساس میکنم تمام اون نگرانیها و رنجها بی ثمر بوده و هم اینکه تمام انرژی و امید منو تخلیه کرده و حالا تهی ام! من فقط در گوشه ای نشستم و نمیتونم!!! واقعا در توان جسمی و روحیم نیست که کار مهمی انجام بدم...من بسیار فراموشکار و خطا کار شده ام...جالبه من تا قبل اون اتفاقات از کسانی بودم که خیلی پرانرژی و شاد بودم...صدوهشتاد درجه عوض شدم.
    من برنامه ریزی هم میکنم و هر کاری که بتونم حتی نقاشی ولی فایده نداره..تغذیه که میدونم نقش مهمی داره هم به بهترین نحوی که میشد انجام دادم....واقعا نمیدونم چه کنم. از بعد معنوی هم وارد شدم،حالم خوب شد ولی همون آدمم...بی هیچ نیروی درونی!

    ..............................


    سلام خانم افسونگر
    ان شالله سلامت باشید و ایام به کامتان ،، شیرین



    **یه جا خونده بودم سه تا چیز تو ما باید خوب گردش داشته باشه :
    - خوراک یا همان تغذیه جسمی
    - قلب
    - فکر
    اگه تغذیه را خوب کنیم ( منظورم این نیست که بهترین میوه ها و بهترین غذاها را بخوریم ..منظور اینکه سبک باشه و لازم بدن )
    سپس تغذیه قلب خوب باشه ،، و در آخر هم فکر خوب تغذیه بشه ،،پالایش بدن خوب انجام میشه ،، باعث میشه مثل یه چرخ دنده ، درست سیستم بچرخه .
    تغذیه قلب و فکر خیلی مهمه !




    **یه عصایی برا خودتون داشته باشید که همیشه بهش تکیه کنید ( در سختی ها - خستگی ها - شیب ها و ....)
    اون عصا می تونه : روحیه تون باشه - می تونه ماجراجویی شما باشه - می تونه امیدواری شما باشه ، می تونه روحیه شکست ناپذیریتون باشه ( مثل فیلم پاییون ) ،، می تونه خدا باشه و ....



    **هدفمند باشید ،،یعنی هدفی که باهاش به خودتون و مردم خدمت کنید
    دکتر قمشه ای مطلب خوبی داره براتون می ذارم
    https://www.mp4.ir/Video?Watch=1594-724150284




    ** یه کتاب هست به نام نیروی حال ،، از اکهارت تول
    سرفصل هاش تقریبا ایناست :
    «آگاهی؛ راه رهایی از درد و رنج»،
    «سفر به ژرفای لحظه‌ی حال»،
    «نقشه‌های ذهن برای فرار از لحظه‌ی حال»،
    «ساحت حضور»،
    «کالبد درونی»،
    «درهایی گشوده به ذات غیرمتجلی»،
    «رابطه‌های روشن»،
    «دل‌آسودگی: فراسوی غم و شادی»
    «معنای تسلیم».



    **کمال گرایی خودتون را چک کنید




    ** هر شب قرآن گوش بدید



    ** ورزش یادتون باشه



    ** روی شغل و مهارت کاری خودتون کار کنید
    اگه یادم باشه و این حافظه یاری کنه ، فکر کنم کامپیوتر می خوندید
    تو این ضمینه خودتون را توسعه بدید خانم مهندس
    الان شغل های مانند برنامه نویسی سرور ( front - Back ) - برنامه نویسی گجت های همراه و...خیلی خوش دست هست و بازار خوبی داره
    شرایط سخت شده و دغدغه ها زیاده ....ولی میشه .
    در کل ،زمانتون مدیریت بشه خیلی مهممه ( مهارت های فردی و... )
    خودتون را دست کم نگیرید :)
    احساس می کنم خیلی گوشه نشین هستید...بیاید بزنید تو صحرا و بیابان ( البته الان کرونا اومده )
    :)
    برا شاد بودن خیلی میشه بهانه پیدا کرد ..چرا همش برا غم هامون بهانه داریم



    موفق و مراقب باشید .


    .............................

    خام ارم ازتون ممنونم
    با لطف خدا و دعای بزرگوارانی مانند شما الحمد الله بهترند
    ان شالله بزرگوار شما وخانواده گرامی ، سلامت و شاد و سعادتمند باشید
    مرسی.
    ویرایش توسط باغبان : دوشنبه 23 تیر 99 در ساعت 00:43

  16. 5 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    gholam1234 (دوشنبه 23 تیر 99), miss seven (دوشنبه 23 تیر 99), Mvaz (دوشنبه 23 تیر 99), افسونگر (چهارشنبه 01 مرداد 99), شمیم الزهرا (دوشنبه 23 تیر 99)

  17. #879
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط میشل نمایش پست ها
    سون من عاشق دفترم

    خیلی عاشقشم...

    البته عاشق مداد پاک کن و مداد و مداد رنگش و خودکار قرمز و بقیه دوستان هم هستم.

    درک می کنم چه حسی که آدم به دفترش نگاه کنه و قند تو دلش آب بشه و ندونه با باهاش چیکار کنه... برای همین اولین پیشنهادم اینه که دفترتو بیار بده به من. اینجوری مشکل خودت هم حل می شه.

    اما پیشنهاد دوم: دفتر خرسندی. هرشب یه اتفاق خوبی که در اون روز برات افتاده رو می نویسی. یا یه چیزیکه وقتی بهش فکر می کنی، ببینی جا داره براش شکر گزار باشی.

    پیشنهاد سوم: هر روز صبح که بیدار شدی، یه صفت مثبت دیروزت رو می نویسی. تاکید می کنم که نباید بگی دیروز فلان کار خوب رو انجام دادم. باید بنویسی دیروز (مثلا) مهربان بودم. یا درستکار بودم. یا باهوش بودم. یا عاقل بودم. یا متین بودم. یا زیبا بودم. یا شاد بودم. یا با انگیزه و پرانرژی بودم. یا هدفمند بودم. یا با پشتکار بودم.

    باید یه صفت باشه. یه برچسب مثبت.

    و بعد می نویسی : چون فلان کار رو انجام دادم.

    مثلا عاقل بودم، چون در فلان مورد مقابله به مثل نکردم و وقتم رو هدر ندادم. یا هدفمند بودم، چون در چند ساعت روی فلان موضوع کار کردم. یا زیبا بودم، چون شب قبلش نمازشب خونده بودم و در تمام روز خدا رو در قلبم حس می کردم.

    این دفتر اسم نداره، ولی می تونی اسمش رو بذاری دفتر عشق.

    آخ جوووون خدایی چقدر خلاقی تو میشل

    جدی میگم ....من انتخابم توی شکلک و اینا خیلی ضعیفه ولی تو خیلی خوب میدونی از چه شکلکی در کجا استفاده کنی ......آفرین داری عزیزم

    واقعیتش دفتر که قابل شما رو نداره ...خاطرت بیشتر از این حرفا عزیزه برامون .

    پیشنهاد دومی یا همون دفتر خرسندی بیشتر به دلم نشست ......

    واااای خدایا اگر بدونید اگه میتونستم یه سفر میرفتم کویر و شب روی ماسه ها دراز میکشیدم و آسمون پرستاره کویر رو تماشا میکردم .... اگر تلسکوپ هم داشتم که دیگه چه بهتر .

    جاتون خالی چند روز پیش ساعت 5 صبح از خواب بیدار شدم و رفتم آسمون رو دیدم 30 درصد روشنی داشت یه رنگ آبی خاص و دو سه تا ستاره ی خوشگل توی آسمون سوسو میزدن .... خیلی حالم عوض شد این صحنه را دیدم .



    از بحث عقب نمونیم ببینیم دیگه چه نظراتی واسه دفتر ارائه میشه ؟
    در عشق

    اگر طاقت ویرانگی ات نیست
    دلتنگ کسی باش که
    دلتنگ تو باشد . . . !

  18. 2 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    میشل (دوشنبه 23 تیر 99), شمیم الزهرا (دوشنبه 23 تیر 99)

  19. #880
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 تیر 99 [ 07:19]
    تاریخ عضویت
    1399-4-16
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    1,877
    سطح
    25
    Points: 1,877, Level: 25
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    در این ایام کرونایی برای سلامتی و محفوظ ماندن خودتان‌ و عزیزان تان ضمن رعایت اصول بهداشتی این دعا رو هر صبح و شب بخوانید

    ابتدا و انتهای دعا صلوات بفرستید

    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

    اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ الَّتِي تَجْعَلُ فِيهَا مَنْ تُرِيدُ. (سه ‌مرتبه)

    خداوندا، مرا در زره نگهدارنده و قوی خود ، که هر کس را بخواهی در آن قرار می‌دهی ، قرار بده!

    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ


  20. 4 کاربر از پست مفید درمسیرخدا تشکرکرده اند .

    miss seven (دوشنبه 23 تیر 99), Mvaz (دوشنبه 23 تیر 99), باغبان (چهارشنبه 25 تیر 99), شمیم الزهرا (دوشنبه 23 تیر 99)


 
صفحه 88 از 193 نخستنخست ... 38485868787980818283848586878889909192939495969798108118128138188 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.