نقل قول نوشته اصلی توسط yusefnabavi نمایش پست ها
بحث مالی هیچ وقت و در هیچ سطحی به آدم احساس رضایت نمیده.
در واقع هیچوقت ممکن نیست که ذهن آدم بگه "خب دیگه با این درآمد از نظر مالی خیالم راحته"
به قول یه جمله از یه بزرگی، طمع انسان توی سه چیز تمومی نداره "ثروت، شهوت، علم"

پیشنهاد میکنم فکر اینکه دغدغه مالی یه روزی از ذهنتون حذف بشه نباشید، باید تمرین کنید و داشته هایی که به تناسب سطح مالیتون به دست میارید رو دوست داشته باشید.
مثلا یه آدمی با سطح مالیش پراید داره و دوستش داره، یه آدمی هم بنز داره و دوستش داره.
هر کدوم از اینا، اون فعل دوست داشتن رو نداشته باشن، یعنی هیچوقت دغدغه مالیشون قرار نیست برطرف بشه.
به قول یه بنده خدایی: خوشبختی، داشتنِ دوست‌داشتنی‌ها نیست، دوست داشتنِ داشته‌هاست.
فک می کنم متوجه تایپیک نشدین
من که مال نخواستم
گفتم اموالی که مشترک با همسرم گرفتیم یه مقدارش به نام من باشه همین
وگرنه نه طلا برام مهمه به پول نه ملک

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط hana 68 نمایش پست ها
سلام عزیزم اول ک تبریک میگم ک یه کار با حقوق ثابت داری.

و از ته دل خوشحال باش ک آرزوی خیلی هاست از جمله خودم(عاشق معلمی هستم )

بازم تبریک میگم ک دارید خونه دار میشید ...

دوست عزیز هیچ فرقی نداره ک به نام کیه (به نام شدن ک یک کاغذه و ب جز موارد محدود اصلا به کار نمیاد)

مهم اینه به کام خودت و همسرت هست ... چرا باید به نام تو شدن برات مهم باشه وقتی مهترش اینه ک شما شاد باشید .

درکت میککنم وقتی دلت یه چیزی میخواد آروم نمیشینیم تا بهش برسیم ... ولی جدی میگم یه لحظه تصور کنید تلاش کردید و همسرت به نامتون زد ..


به چ قیمتی؟ به قیمت کدر شدن زندگیت .... به قیمت دلخور شدن همسرت ؟


به نظرم با سیاست طوری ک همسرت احساس نکنه شما ادعای مال و اموال کردید و احساس خطر کنه صمیمانه گفتگو کنید ... یا قانعش کنید

که ببین من هم پایی تو کار کردم میدونم چقدر زحمت برا زندگیمون کشیدی، از زیر صفر ما رو آوردی تا اینجا، بهت افتخار میکنم ک تو همسرمی و البته با لیاقت،
نمیدونم چرا دلم میخواد خونه ای به نامم باشع حتی شده ۲ دنگ ‌.. ممکنه دو ماه دیگه اصلا ب چشمم هم نیادا...... ولی الان شدید دلم میخواد ....

خودت میدونی هر کاری از دستم بر بیاد برا زندگیمون میکنم همینطور ک این سالها کردم ، قول میدم هر وقت ک تو خواستی بفروشی و بزرگتر یا خونه بهتر بخریم با دلو جون چشم بگم و....


یا بذار قانعت کنه ، از نگرانیش ک ب نامت نمیزنه بگه




یکی از دوستام با دو تا بچه کوچیک و مشکلاتشون (غذا و صبحونه هر روزه آماده کنه در کیف) شاغل تا ساعت ۳ هست . شوهرش میگه زنم گاهی حتی نمیدونه چقدر ریختن براش .... ولی بیا صمیمیتشون ببین، خدا شاهده این زنه ،کار درست ،و واقعا بی ادعا همسرش میپرستتش . اینو گفتم ک بگم و اقعا زیادم مهم نیست
ممنون
انشاالله روزی شما هم بشه
من هم بی دریغ همه چیزمو دادم ولی درقبال ایشون به من اعتماد نداره
دلم میخواد از ذهنم دورش کنم همین