دام اول :
بازگویی گله و شکایتهای گذشته
تجربههای منفی گذشته، به ویژه کارهای ناخوشایندی را که همسرتان در قبال شما
انجام داده است، بازگو نکنید:
● به یاد میآورم که چطور به خواهرم توهین کردی.
● تو نمیخواستی ما بچهدار شویم و حالا من خیلی پیر شدهام.
در حالی که برخی رخدادها جزئی به نظر میرسند و برخی خیلی مهمتر، مهم این است که به یاد داشته باشید گذشته گذشته و مرده است. گذشته تنها به دو طریق ارزشمند است:
1. یادآوری تجربههای خوشایند
2. یادگیری و کسب تجربه از اشتباهات
بازگویی ناخشنودیها و حرفهای قدیمی باعث دوری و آزردگی بین زوجها میشود.
من میگویم به جای بخشیدن، فراموش کنید. فراموش کردن خیلی بهتر از بخشیدن است. بخشیدن یعنی این که همسرتان اشتباه کرده و حق با شما بوده است. این رویه شما را در یک موقعیت اخلاقی برتر قرار میدهد و خود همین نیز موجب مشکل میشود.
اگر همسرتان در گذشته باعث آزردگیتان شده است، یا آن را فراموش کنید یا ببینید آیا میتوانید در زمان حال فایدهای در آن بیابید.
اگر میخواهید همسرتان بهنحوی برای جبران آسیبی که به شما رسانده است کاری کند، محترمانه خواستهتان را از او درخواست کنید. برای این مشکل دو بخش وجود دارد:
1. آزردگیتان را بیان کنید.
2. آزردگیتان را احساس کنید.
و دو بخش نیز برای راهحل وجود دارد:
1. دیگر در مورد آن صحبت نکنید.
2. احساسات بدتان را خنثی کنید
اگر بتوانید به گونهای موفقیت آمیز بر اشتیاقتان به بازگویی ناراحتیهای گذشته تان چیره شوید، شش مرحله برای مقابله با احساسات منفی وجود دارد:
1.از اهمیت یک رخداد به ویژه اگر رخدادی نادر بود، بکاهید و به آن توجه نکنید.
2. موارد مثبت موجود در ارتباطتان را در نظر بیاورید.
3. در نظر بگیرید که هر نقشی در آن حادثه داشتهاید، به احتمال زیاد نتوانستهاید قاطعانه عمل کنید.
4. فرض کنید همسرتان به عمد یا مغرضانه عمل نکرده است.
5. اگر امکان دارد، بهروشی خوشایند از همسرتان بخواهید برای کاری که با شما کرده یا موجب آزردگیتان شده است، عملی جبرانی انجام دهد.
6.از خودتان بپرسید با چسبیدن به آزردگی چه چیزی به دست میآورید.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)