خیلی ممنون از توجه شما
راستش نمیشه علت دقیقی گفت به همین راحتی. مشکلات ما مجموعهی بزرگی از عدم تفاهمهای ریز و درشته.
من اصولا آدم درونگرا و آرامش طلبی هستم، دنبال ریسک، زیاده خواهی، پیشرفت به معنای افزودن به مقام و مال و... نیستم. این مسایل رو قبل از ازدواج هم در خواستگاری گفته بودم، اما ظاهرا ایشون همهی اینا رو حمل بر تعارف و شکسته نفسی کرده بودن.
وصلهی ناجور مصداق واقعی رابطهی بین ما بود. من دنبال کیفیت زندگی بودم ایشون کمیت. البته شغل و تحصیلات من ایشونو ترغیب میکرد چون اغلب هم دوره ای های من از نظر مالی و رتبه اجتماعی بسیار موفق هستند.
غیر از این موضوع، مساله روابط بین فردی و عدم الزام به رعتیت ادب در خانواده منو خیلی آزرد. داد زدن در خیابان، فحش دادن حتی به بچه ها برای ایشون کاملا عادی است، حتی فحشهای رکیک به بچه هام میده و این موضوع همیشه منو عذاب داده.
اعتیادش به تلگرام و واتساپ از حد گذشته و متاسفانه چیزی که منو واداشت که اقدام جدی بکنم، این بود که متوجه شدم با افرادی سکس چت داره و در حال رابطه (مجازی) است.
اگه تابحال بخاطر بچهها به زندگی مشترک ادامه میدادم، الان اصلا نمیتونم
ضمنا اضافه کنم یکی از مسایل خیلی مهمی رو تا حالا تحمل کرده بودم، تغییر 180 درجه ای در عقایدش بود که اونو هم به خاطر بچه ها تحمل میکردم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)