ضمن تشکر از همهی همراهان، به خاطر سختیهای تایپ با موبایلم و محدودیت همدردی، از تاخیر در پاسخگویی عذر میخوام.
گیسو کمند:
راستش انتخاب ما از اول اشتباه بوده، خودم تا حدی و خانومم مطمئنم که هیچ شناختی از علایق واحساسات واقعیش نداشت. صرفا به تعارفات کلیشه ای زمان خواستگاری اعتماد کردم. در واقع یه انتخاب اشتباه و یه رابطهی اشتباه که ادامه دادنش فقط فرسایش هردوطرف و بچهها رو به دنبال داره. در مورد طلاق هم من خیلی وقته بهش فکر میکنم و اصلا حالا که تصمیم جدی گرفتم و چند تا مشورت حقوقی هم گرفتم، احساس می کنم حالم بهتر شده مثل یه زندانی که روزنهای برای رهایی پیدا کرده. من همهی تلاشمو فقط برای بچه ها انجام دادم تا زندگی رو حفظ کنم، اما میبینم که داره به ضرر اونا تموم میشه. فک کنم پدر و مادرم هم وقتی ببینن حال من و نوه ها بهتره کمتر غصه بخورن
سحر بهاری:
خودم میدونم که تفاهم صددرصد غیر ممکنه، اما باید بین تعارض ها حداقل معاملهای صورت بگیره تا رابطه ادامه پیدا کنه. متاسفانه علایق و سلیقهی ما اونقدر متفاوت بود که همون تفاهمی هم که به خاطر رودروایسی و محبت نوپای بین خودمون رعایت میکردیم خیلی زود محو شد. اختلاف دیدگاه بیشتر از چیزیه که بشه باهاش معامله کرد و رابطه رو حفظ کرد.
من نمیخوام روی خانومم عیب بذارم و بازم تکرار میکنم ما خیلی متفاوتیم، نه تفاوت ذاتی بین زن و مرد بلکه توی روحیه و احساسات، توی گفتگوهامون کلا از یه زاویه دیگه به هم نگاه میکنیم. مثلا اگه از دوران کودکی یه خاطره بگم از دلتنگیهام، به جای درک من و موقعیت احساسی من، فوری علیه مادرم جبهه میگیره و شروع میکنه به ترغیب من به انتقامجویی!
شاید در مورد اتفاق اخیر منم خیلی مقصر باشم، اما واقعا نمیتونیم از نظر احساسی ارتباط بگیریم. از نظر من ایشون اون احساسات زنانه که من در خانواده طرف خودمون و حتی کتابها و فیلمها خوندم و دیدم نداره.
Saeed 9-12:
ممنون از توجه شما، منم تاثیر رفتار خودمو انکار نمی کنم، اما در یک رابطهی اشتباه بالاخره هردوطرف از نقش بازی کردن خسته میشن. برای همین میگم تلاش برای حفظش نتیجه ای نداره و دوباره مشکلات شروع میشن.
میشل:
من مدت زیادی به طلاق و مشکلاتش فکر کردم، اما واقعا چاره ای ندارم، به همین دلیل اومدم اینجا تا اگه کسی تجربه ای داره از اون استفاده کنم. درواقع دنبال یه همدردی واقعی هستم. بازم میگم طبق مطالعاتی که داشتم، میدونم بچه ها آسیب میبینن، اما شرایط گر استرس و تنش داخل خونه آسیبش بیشتره، برای همین قصد دارم دختر بزرگمو ببرم مشاوره مخصوص همین موضوع.
خادم رضا :
من اصلا منکر نقش مادری و زحمتایی که کشیده نیستم، اما ادامه روند تربیتی رو اصلا قبول ندارم و دارم میبینم به بچه ها داره فشار میاد و تناقضهای تربیتی زیادی توی خونه وجود داره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)