به نظر سرکار خانم بی نهایت به نظر میاد تصمیم گیری ها چند مدل هستند.
مثلا مورد شما ممکنه احساسات و عواطف در میان عناصر دریافت کننده ( مثل بینایی و شنوایی) و قوه تحلیل ( عقل قرار بگیره)
دکتر دینانی میگن:
هر تصمیم شامل چهار مرحله است:
1. دریافت داده از حواس پنجگانه.
اینجا اگر داده خوب دریافت نشه تا اخر قضیه اشتباه از اب در میاد مثل اینکه تابلو ورود ممنوع رو پارک ممنوع ببینیم و بر این اساس تصمیم به ورود به خیابون رو بگیریم.
پس باید خوب ببینیم، بشنویم یا ببوییم یا لمس کنیم یا بچشیم تا ورودی اطلاعات برای مرحله بعد دقیق باشه.
مرحله دو و سه مرحله توهم و خیال است، اگر داده ها از این دو مرحله بدون تغییر عبور کنند و سالم بمانند، خیلی از راه رو رفتیم.
مثلا مردی در مواجهه با یک دختر عیبی رو میبینه ولی در مرحله خیال گیر میافته و نمیتونه راجع بهش تصمیم عقلانی بگیره.
داده ها در مرحله اخر به عقل میرسند. اینجا هر چه وسایل تحلیل محیا تر باشه تصمیم دقیق تر خواهد بود. ( بخشی از وسایل تحلیل رو به ذهنم میرسید در پست قبل گفتم)
خروجی مرحله چهار میشه یک تصمیم خوبه.
نتیحه اینکه تصمیم گیری خیلی کار ساده ای نیست، نیاز هست ادمها روی خودشون خیلی کار کنند.
هر مرحله اش سخت تر از مرحله قبله. مولفه ای مثل دلبستگی و عواطف میتونه تو همه اش تاثیر بگذاره.
وسایل تحلیل ضعیف مثل : هدف، تجربه، شناخت خویشتن، ازادی و اندیشه سالم و .... هم خیلی مهمه.
ما که نتونستیم شاید اقا غلام بتونه.
خیلی خوبه اگر فردی اطلاعات خوبی داره در مورد تصمیم خوب بگه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)