راز سی و هشتم:
با کودکی که دائماً به مادرش چسبیده است، چه کنیم؟
کودکانی که بسیار به مادرشان وابسته هستند و حتی حاضر نیستند مدت کوتاهی دور از مادر با همسالان بازی کنند، احساس میکنند که مادر مانند شیء با ارزشی است که ممکن است او را گم کند.
البته این احساس به خاطر ارتباط عمیق مادر و فرزند در یکی دو سال اول زندگی
تا حدی طبیعی است اما عواملی باعث میشود که این احساس نا امنی ادامه پیدا کند.
به طور مثال سر هر موضوعی کودک خیال میکند که مادرش او را ترک میکند. بهتر است از ایجاد شرایطی که در آن کودک احساس کند مادرش او را ترک میکند، مثل بیمقدمه و بدون هماهنگی او را به خویشاوندان سپردن، خودداری کنید.
راز سی و نهم:
برای افزایش حس امنیت کودک چه کنیم؟
هر روز با کودکتان صحبت کنید و بگویید چقدر خوشحال هستید که فرزندی مثل او دارید. هر روز لحظاتی را محکم در آغوش بگیرید و ببوسید.
باکودک قایم باشک بازی کنید تا ببیند تا مادر برای لحظاتی نیست اما زود برمیگردد.
وقتی با یک همبازی خوب بازی میکند برای لحظاتی از او فاصله بگیرید. کودک را در کلاسهای آموزشی قرار دهید.
روزهای اول در محل حضور داشته باشید تا به کلاس بچهها و مربی عادت کند و از خوبی های کلاس با او صحبت کنید.
راز چهلم:
هیچ وقت به کودک احساس گناه ندهید.
ما اجازه نداریم اشتباهات ساده و تجربههای ارزشمند کودک را تا حد گناه بزرگ کنیم.
اگر کودک اشتباهی کرد این احساس که کار او غیرقابل بخشش یا جبران است در او ایجاد نکنید. بیان جملاتی مانند: «خدا تو رو نمیبخشه!»، «به بهشت نمیروی!»، «دل مامان را شکستی!»
«بابا دیگر تو را اصلاً دوست نداره!». موجب میشود کودک احساس گناهکاری کند.
بهتر است کار کودک را توصیف کنیم و احساس خودمان را بیان کنیم و راهنمای عملی او برای روش درست باشیم.
به طور مثال برای کودک که لیوان را می شکند، واکنش صحیح والدین این باشد که به او بگویند: «لیوان را شکستی، بیا با هم آن را جمع کنیم.»







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)