سلام
* مسئله ی اول (شناخت خود )
بنظرم بهتر هست شما اول از خودتون شروع کنین. شناخت از خود بهترین راهی هست که میتونه نقاط قوت و ضعف شما رو مشخص کنه تا با شناسایی نقاط ضعفتون اونها رو برطرف کنین.
خیلی وقت ها پیش میاد که افراد مکرر یک اشتباه رو انجام میدن و تلاش میکنن آدمهای دور و برشون رو تغییر بدن! یا از اونها فرار کنن! اما باید این تغییر منبعش خود فرد باشه و فرار هم، فرار از تکرار اشتباه.
مثلا چرا مادرشوهر گفته این لاک زده، چرا گفته نماز نمیخونه و ...، بیان اون توسط همسر. اینها حرف های مهمی نیستن ولی در واقع دارن تمام تمرکز شما رو میگیرن و در نتیجه روی روابط اثر میگذارن. حالا میخواد رابطه با همسرتون باشه یا خانوادش.
وقتی اینو بررسی کنیم ممکن هست سر نخ اون برسه به مسائلی که قبلا در زندگی شما وجود داشته و اون عیب رو برطرف نکردین و باهاش وارد زندگی مشترک شدین. مثل حساس بودن و زود رنجی.
با حل این مسائل شما روز به روز صبورتر میشین و وقتی فکر میکنین میبینین لازم نیست واکنشی نشون بدین.
از طرفی شما میتونین تا حد زیادی اوضاع رو کنترل کنین، یعنی اینکه وقتی مهمون اونها هستین یا میان اون روز لاک نزنین، اون روز روسریتونو خوب سر کنین، اون روز پوششتون رو مورد توجه قرار بدین و ... اینها خودش میتونه مانعی برای بروز این نوع دخالت ها باشه .
* مسئله ی دوم بنظرم شغل شما هست.
این داشتن شغل و وقت گیری کل هفته کم کم میتونه به زندگی شما آسیب بزنه. شما باید در کنار داشتن شغل... همسر، مادر و فرزند و عروس باشین. یک روز تعطیل برای این موارد مهم کفایت نمیکنه و لذا حتما باید نقش زن بودن خودتون رو تقویت کرده و کارتون رو معتدل کنین.
* مسئله ی سوم رقت و آمد شماست که اشاره کردین مشاوره در خصوص اون با شما صحبت کرده.
سؤالاتی دارم؛
۱. شما و همسرتون چند ساله هستین؟
۲. خانواده ی همسرتون از دوستی شما مطلع بودن؟
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)