تصور کنید در حوزه ای خاص، توانایی و اطمینانی مطلق به خود دارید؛ سپس بهصورتی عمل کنید که گویی شکست غیرممکن است و همینطور نیز خواهد شد.
برای عملی شدن گامهای ذکر شده سه اقدام توصیه میشود:
1. بپذیرید که در زندگی و حرفه خود حداقل به اندازه دیگران توانایی و لیاقت دارید. اگر به راستی بخواهید و تصمیم بگیرید، هیچ چیز نیست که نتوانید بهدست آورید.
2. با هر اعتقاد یا ایدهای که شما را از حرکت باز میدارد، مبارزه کنید. آیا تاکنون از خود پرسیدهاید که چه میشد، اگر در زمینهای که احساس ناتوانی میکنید، توانایی فوق العادهای داشتید؟ به راستی این تفاوت در زندگی شما چه تغییری بهوجود میآورد؟
3. بهانه تراشی برای شکست ها و ناکامی ها را متوقف سازید. به جای آن حرکت رو به جلو و پیشرفت را آغاز کنید و درباره خواسته هایتان فکر و صحبت کنید. سپس برای تحقق آنها دست به کار شوید. هم اکنون اقدام کنید؛ نه فردا یا حتی یک ساعت دیگر!
4. با فکر کردن به مسائل اتفاقی نمیافتد. هنر یک فرد موفق این نیست که بتواند احتمال وجود هر نوع مشکلی را رفع کند، بلکه این است که با مشکلات رو به رو شود و آنها را به موقع حل کند. برای آن که مجبور نباشید به خاطر انجام کاری یک عمر صبر کنید، بهتر است بهصورت عاقلانه با کمالگرایی خود کنار بیایید. هنوز نیز بهترین و معتبرترین توصیه برای افرادی که به موانعی برمیخورند، دل به دریا زدن و عمل کردن است.
تابه خود را بزرگتر کن!
دو مرد در کنار دریاچهای مشغول ماهیگیری بودند. یکی از آن ها ماهیگیری باتجربه و ماهر بود؛ اما دیگری ماهیگیری نمیدانست. هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ میگرفت، آن را در ظرف یخی که کنار دستش بود میانداخت تا تازه بمانند؛ اما دیگری بهمحض گرفتن یک ماهی بزرگ، آنرا به دریا پرتاب میکرد.
ماهیگیر باتجربه از اینکه میدید، آن مرد چگونه ماهیها را از دست میدهد، بسیار متعجب بود. بنابراین پس از مدتی از او پرسید: «چرا ماهیهای بزرگ را به دریا پرت میکنی؟» مرد بیتجربه پاسخ داد: «چون تابه من کوچک است!»
گاهی ما نیز همانند همان مرد، شانسهای بزرگ، شغلهای بزرگ، رویاهای بزرگ و فرصتهای بزرگی که خداوند به ما ارزانی میدارد، قبول نمیکنیم و از دست میدهیم، زیرا ایمانمان کم است. ما به مردی که تنها نیازش تهیه یک تابه بزرگ تر بود، میخندیم؛ اما نمیدانیم؛ تنها نیاز ما نیز آن است که ایمانمان را افزایش دهیم.
داستان تصویر و هیپنوتیزم ذهنی
بدانید که شرایط هر چقدر سخت یا طاقتفرسا باشد، شما میتوانید آن را تغییر دهید. آیا تاکنون از خود پرسیدهاید که چطور میتوانید رویاهایی که زمانی در سر داشتید به واقعیت تبدیل کنید؟ پاسخ ساده است. با مراجعه به قدرتی که در درون شماست؛ یعنی «قدرت ضمیر باطن».
حتی همین لحظه که در حال خواندن این مطالب هستید، این قدرت درون شماست که میتواند در طول چند دقیقه همه چیز را عوض کند. فقط کافی است این قدرت را آزاد کنید. بنابراین به محتوای داستان زیر بهخوبی دقت کنید:
یک روز به همسرم گفتم: «همیشه از خودم میپرسم که چرا تو همیشه سر و ته سوسیس را با چاقو میزنی و بعد داخل تابه میاندازی.»
او گفت: «علتش را نمیدانم. وقتی بچه بودم اینکار را از مادرم یاد گرفتم.»
چند هفته بعد وقتی خانواده همسرم را دیدم، از مادرش پرسیدم: «چرا سر و ته سوسیس را قبل از سرخ کردن، صاف میکنید؟»
او گفت: «هیچوقت دلیل خاصی برایش نداشتم؛ اما چون دیدم مادرم این کار را میکند، خودم هم همیشه همین کار را انجام دادم.»
طاقتم تمام شد و با مادربزرگ همسرم تماس گرفتم تا بفهمم که چرا سر و ته سوسیس را میزند؟
وقتی او قضیه را فهمید، خندید و گفت :«در سالهای دور، من در آشپزخانه فقط یک تابه کوچک داشتم و چون سوسیس داخل آنجا نمیشد، مجبور بودم سر و ته آن را بزنم تا کوتاهتر شود… همین!»
خداوند هیچگاه چیزی که شایسته آن نباشید، به شما نمیدهد. این روند به آن معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهتان قرار میدهد، استفاده کنید؛ زیرا هیچ چیز برای او غیرممکن نیست.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)