سلام. خيلي ممنونم ازتون حرفاتون واقعا آرامش بخشه
شما واقعا درست حدس زديد پدر و مادرم به شدت آسيب ديده هستن. متوجه حرفاتون شدم. قدم اول كه فرمودين خيلي جالبه. پس من اطرافيان رو هرجوري كه هستن بپذيرم. قدم سوم هم واقعا منطقي به نظر مياد.
ببخشيد من وقتتون رو ميگيرم راجع به قدم دوم كه فرمودين يكي از دلايلي كه من نمي تونم با مادرم كنار بيام بلاهاييه كه سرم آورده قبلا. همش جلوي چشممه. اينارو كنار بذارم كامل؟ چون يجورايي مانع اين هستن كه با مادرم صميمي بمونم.










علاقه مندی ها (Bookmarks)