به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 شهریور 99 [ 12:03]
    تاریخ عضویت
    1399-5-30
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    2,027
    سطح
    27
    Points: 2,027, Level: 27
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 123
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 13 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم رضا نمایش پست ها
    سلام بر شما

    از نقش قربانی خارج بشید خانواده شما به جای نقش ستمگر نقش چالشگر رو داشته باشند واصلا شما به مشکلاتتان به دید یه چالش نگاه کنید
    خوب یه دختر تنها که دارد درس میخوند اونوقت یک کار در شهر محل اقامتش پیدا کند اونم کتابخونه به نظرم شغلی مناسب نبوده و خانواده حق داشتند
    کار مناسب پیدا کنید
    این خیلی عالیه که زبان دوست دارید
    ایا میدانستید اگر تنها ١٠٠٠ لغط انگلیسی در خانه یاد بگیرید (یعنی روزی سه لغت)میتوانید مدرک سطح متوسط که الان افرادی رو میشناسم که دکترا دارن و در این سطح هستند قرار بگیرید
    انوقت میتونید کار مترجمی زبان رو به عهده بگیرید و در خانه مترجم شوید
    من فکر میکنم همانطور که خود شما در اسم تاپیک اشاره کردید شما از نظر شغلی هنوز ثبات پیدا نکردید و وابسته هستید در این سن و این زیاد خوب نیست
    باید بخاطرش مشاوره بگیرید و شغلی که در ان استعداد دارید را پیدا کنید شغل جدید همکارهای جدید محیط جدید پوووووول حال شما رو عوض خواهد کرد


    پاینده و شاد باشید
    سلام. ممنونم كه وقت گذاشتيد. ببخشيد منظورم از كتابخونه كتاب فروشي بود اگه اشتباه نوشتم ببخشيد، حواسم جمع نيست. عذر مي خوام ميشه لطف كنين بفرماييد كار كتابخونه يا كتابفروشي چه مشكلي داره؟ چون برام جاي سواله مي پرسم. نمي تونم كار ترجمه يا هيچ كار مرتبط كه سيستم لازم داشته باشه انجام بدم چون سيستمم خرابه كار مردم لنگ مي مونه. بله پول حال من رو خيلي عوض مي كنه.
    ممنونم شما هم ان شالله هميشه سرزنده باشيد

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 شهریور 99 [ 12:03]
    تاریخ عضویت
    1399-5-30
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    2,027
    سطح
    27
    Points: 2,027, Level: 27
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 123
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 13 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
    خواهش میکنم
    عبور

    بنظرم بهتر هست شما از اون بلاها یا خاطرات تلخ عبور کنین، چون فکر کردن به اونها انرژی زیادی رو هر روز از شما میگیره و باعث میشه شما در موضع یک قربانی باقی بمونید و در نتیجه از رشد و قدرت فاصله بگیرید، همچنین میتونه منجر به افسردگی ، اضطراب ، وسواس و ... هم بشه. گذشته یعنی دیروز، دیروز تموم شد و باید برای فردا و هفته های بعد تصمیم گرفت.

    شما الان فردی هستین که کنترل شرایط بدست اونه و البته آگاهی دارین و بجای انتخاب رفتارهای غلط سعی کردین مشاوره بگیرین، اما والدین شما قربانی هایی هستن که شاید هیچوقت چنین بستری براشون فراهم نشده که حرف بزنن، شنیده بشن و ...اونها هم در جای خودشون نیازمند درک و محبت و توجه هستن. شما اگر اونها رو ببخشین و با اونها خوب رفتار کنین تأثیر مثبتی بر روشون میگذارین . شاید والدینتون از شما فرصت هایی رو گرفتن ولی اینو فراموش نکنین دنیا پر از فرصت های کشف نشده هست و میتونین باقی عمر درازتون رو صرف کشف های شیرین کنین، مثل همه ی ما.
    شما در بخشش نمیتونین یه چوب جادویی دستتون بگیرین و بگین فلان قسمت خاطره ها و ناراحتی های منو پاک کن. نه گذشته فراموش نمیشه ولی میشه ازش عاقلانه عبور کرد. بخشش در وهله ی اول لطفی هست که شما برای رسیدن به جایگاهی که لیاقتش رو دارین، بخودتون میکنین.

    لازم هست ؛
    ۱. موقعیت های تنش زا رو شناسایی کنین. مثلا من وقتی تحمیلی حرف میزنم واکنش تندی میبینم ، پس شیوه خودم رو در بیان تغییر میدم. راستی شیوه ی گفتگوی صحیح و مؤثر چیه؟
    * رفتار گرم و‌ صمیمی
    * انتخاب زمان مناسب برای گفتگو
    * سخن روشن و‌ بدور از ابهام
    * استفاده از کلماتی مثل ( مامان عزیزم )_ ( پدر جانم ) و... بجای صدا زدن اسم یا...
    * فکر کردن روی مسئله ای که میخواین بیان کنین
    * جدا کردن مسائل غیر ضروری برای گفتگو
    * خلاصه گویی و عدم پر حرفی
    * خوب گوش دادن (۱)
    * تقویت تماس چشمی
    * مدیریت احساسات
    * استفاده از کلمات و جملات مثبت
    * تشکر و قدردانی از زحمات یا تلاش های فرد مقابل
    * توجه به لحن و تن صدا خود
    * قرار گرفتن در فضای مناسب و آرام
    * عدم سرزنش، توهین، تمسخر، مقایسه و ... با والدین دیگر
    * تقویت اعتماد بنفس خود
    و...

    ۲. مسئولیت پذیر باشین و در نقش خودتون خوب عمل کنین. مثلا خونه رو گردگیری کنین و به مادرتون بگین خونه رو گردگیری کردم. مادر شما بشین و بگو چه غذایی دوست داری تا آماده کنم و ... در واقع اونها میبینن که باری از دوششون کم میشه و انعطاف بیشتری بخرج میدن.

    ۳. قبلا گفتم نمیتونیم کسی رو تغییر بدیم ولی اگر خودمون تغییر کنیم نصف راه رو رفتیم ، اگر محبت کردن رو تمرین کنیم به اونها نشان میدیم دوستشون داریم، اونها هم حالت تدافعی نمیگیرن و این پیام ها رو از ما کم کم دریافت میکنن.

    (۱)
    شنونده ی خوبی باشین. تا حدی که پدر و مادر ،برادر و ... بتونن بدون نگرانی از سرزنش، تمسخر، توهین و در کل تنش آنچه که در ذهنشون هست رو برای شما بیان کنن. وقتی هدفتون درک کردن ، نه جواب دادن باشه، میشه این انتظار رو داشته باشین شما هم در گفتگوها و رسیدن به خواسته ها موفق بشین و سخنانتون شنیده بشه. وقتی قرار باشه فقط خودتون حرف بزنین و حتی یکبار پای حرفای دیگری ننشینید اونها همچنان ارتباط نمیگیرن.
    ازشون بخواین براتون حرف بزنن، از خاطرات، از نگرانیها ،از آرزوهاشون...

    این روند قربانی قربانیان دیگر شدن باید یک جایی، یک روزی متوقف بشه، چه بهتر شما با رفتارهای درست این روند رو متوقف کنین و اون رو به نسل های بعدی و خانه ی بعدی نبرید. برای همین گفتم الان همه چیز بشما بستگی داره.
    خيلي ازتون ممنونم كه باز لطف كردين جواب دادين. يه چنتا نكته رو صرفا بابت روشن شدن موضوع خدمتتون عرض كنم. دو تاش در رابطه با پست قبليتون هست. فرمودين شايد مادرتون موفقط نباشه. راستش پدر و مادر من از نظر تحصيلي و شغلي و درآمد بسيار موفق هستن و اگه اشتباه نكنم منظورتون عدم موفقيت تو حمايت از چهارچوب خانواده اصليشون بوده. مورد بعدي اينكه فرمودين از عبارت ها و كلماتي كه درشون بايد به كار رفته استفاده نكنم. خب من تو اين سي سال هيچ وقت بايد به كار نبردم و هميشه اجازه خواستم و به در بسته خورده. فرمودين آدما از تحكم فرارين. من چرا سي ساله از تحكيم و تحكم خانواده فرار نكردم و شرايط رو قبول كردم؟
    بابت پست دومتون هم عرض كنم شايد اينجا واقعا يه سو تفاهمي پيش اومده يا من نتونستم خودم واقعيم رو نشون بدم. تمام موارد مربوط به گفتگوي موثر رو من ذاتا رعايت كردم از دوران كودكيم.
    مورد 2 هم باز من هيچ وقت چنين كارايي نكردم. اتفاقا هميشه از بچگي عاشق انجام دادن كاراي خونه و كمك به پدر و مادر بودم. ولي از شانس منه يا چي همه اين مواردي كه شما فرمودين من رعايت كردم، نميگم اين كارارو كردم نتيجه عكس داده ولي مي تونم بگم جواب نداده. اميدوارم اين دفه تونسته باشم منظورم رو برسونم.
    بابت مورد آخر هم كه لطف كردين نوشتين دوست عزيزم من نمي دونم چرا اين تصور از من شكل گرفته كه مثلا كسي هستم كه تمسخر كنميا بگم زود باشيد بشينيد من مي خوام حرف بزنم حرفامو گوش بديد. من يه همچين كسي نبوده و نيستم.
    به هر حال ممنونم كه لطف كردين كلي برام مطلب خوب نوشتين

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم رضا نمایش پست ها
    سلام بر شما

    از نقش قربانی خارج بشید خانواده شما به جای نقش ستمگر نقش چالشگر رو داشته باشند واصلا شما به مشکلاتتان به دید یه چالش نگاه کنید
    خوب یه دختر تنها که دارد درس میخوند اونوقت یک کار در شهر محل اقامتش پیدا کند اونم کتابخونه به نظرم شغلی مناسب نبوده و خانواده حق داشتند
    کار مناسب پیدا کنید
    این خیلی عالیه که زبان دوست دارید
    ایا میدانستید اگر تنها ١٠٠٠ لغط انگلیسی در خانه یاد بگیرید (یعنی روزی سه لغت)میتوانید مدرک سطح متوسط که الان افرادی رو میشناسم که دکترا دارن و در این سطح هستند قرار بگیرید
    انوقت میتونید کار مترجمی زبان رو به عهده بگیرید و در خانه مترجم شوید
    من فکر میکنم همانطور که خود شما در اسم تاپیک اشاره کردید شما از نظر شغلی هنوز ثبات پیدا نکردید و وابسته هستید در این سن و این زیاد خوب نیست
    باید بخاطرش مشاوره بگیرید و شغلی که در ان استعداد دارید را پیدا کنید شغل جدید همکارهای جدید محیط جدید پوووووول حال شما رو عوض خواهد کرد


    پاینده و شاد باشید
    ببخشيد يادم رفت خدمتتون عرض كنم، كاري مثل ترجمه برام چيزي نيست. ولي حتي اگه سيستمم جواب ميداد من باز كاري مثل ترجمه رو نمي خوام چون دوس ندارم نوشته بخونم. حالا يا دلزده شدم يا مغزم خسته شده رو واقعا نمي تونم تفكيكي بينشون قائل بشم. بازم ممنونم كه جواب دادين

  3. کاربر روبرو از پست مفید قوي_درياچه_الماس تشکرکرده است .

    سحر بهاری (شنبه 01 شهریور 99)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 شهریور 99 [ 12:03]
    تاریخ عضویت
    1399-5-30
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    2,027
    سطح
    27
    Points: 2,027, Level: 27
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 123
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 13 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از همه دوستان معذرت مي خوام من الان متوجه شدم نقل قول گرفتني متن غير قابل ويرايش ميشه براي همين تيكه تيكه مي نويسم. به خاطر يه سري از مشكلات فيزيكي و ذهني و رواني نمي خوام كاري كه به درس و مشق مربوط ميشه انجام بدم.

  5. #14
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    متشکرم

    الان از دید من که خارج از این خانوادم یک مجموعه ای رو میبینم که آسیب دیده هستن.
    شما اگر تلاشتون این باشه به « پول » و « استقلال » برسین خب چیزی هست که مثلا مادرتون بهش رسیده! ولی در اصل بازم همون آسیب باهاشه و داره به دیگری آسیب میزنه، این موفقیت نیست.
    شما بالاخره به استقلال مالی میرسین و در نهایت ازدواج میکنین. اگر این خواستتون باشه نمیتونه ازتون آدم موفق و سالمی از نظر روانی بسازه! آدم ها با پول به رفاه میرسن ولی لزوماً به حال خوش نمیرسن.
    شما باید در کنار تلاش برای استقلال بعنوان یک فرد بزرگسال، برای سلامت روانتون هم تلاش کنین و با کوله باری از آسیب وارد جامعه و زندگی مشترک نشین.
    در واقع با روش های درست از آسیب های بیشتر فاصله میگیرین و علاوه بر اون یاد میگیرین در موقعیت های مختلف چگونه باید عمل کرد. از طرفی بعدها با استقبال میتونین زیر نظر یک روانشناس باشین تا روانتون رو مورد مراقبت بیشتر قرار بدین.

    در نظر داشته باشین برخی موارد فقط مختص بشما نیست، مثلا اینکه تو این سی سال « باید » نگفتین و اجازه خواستین... روند معمول خیلی از فرزندان در خانواده هاست ( حتی کسانی که روابط خوبی دارن ) . اصلا راه درست همینه که یهو پیش نریم و مشورت کنیم و اجازه بگیریم. حتی این تو زندگی مشترکم هست که بدون برنامه و یهویی کاری نکنیم و با همسر مشورت داشته باشیم. حتی در محل کار و ... و ممکن هست خیلی وقت ها با تابلوی (( Stop )) مواجه بشیم .

    ببینید عزیزم شما هم از تحکم فرار کردین، زمانی که به اجبار در جلسه ی خواستگاری حضور پیدا کردین و از خواستگارتون ناراضی بودین و اینو اعلام کردین. از طرفی شما فرزند این خانواده هستین و اگر از تحکمم فرار میکردین زندگی موفقی در انتظارتون نبود جز تحمل آسیب های بیشتر و بیشتر...شرایط فعلا ایجاب میکنه که با هشیاری و سیاست های درست عمل کنین تا بتونین برخی چیزها رو تغییر بدین.

    اگر راه مذاکره جواب نمیده از پل ارتباطی استفاده کنین.


  6. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    قوي_درياچه_الماس (شنبه 01 شهریور 99)

  7. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 99 [ 14:00]
    تاریخ عضویت
    1399-5-28
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    1,788
    سطح
    24
    Points: 1,788, Level: 24
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم رضا نمایش پست ها
    سلام بر شما

    از نقش قربانی خارج بشید خانواده شما به جای نقش ستمگر نقش چالشگر رو داشته باشند واصلا شما به مشکلاتتان به دید یه چالش نگاه کنید
    خوب یه دختر تنها که دارد درس میخوند اونوقت یک کار در شهر محل اقامتش پیدا کند اونم کتابخونه به نظرم شغلی مناسب نبوده و خانواده حق داشتند
    کار مناسب پیدا کنید
    این خیلی عالیه که زبان دوست دارید
    ایا میدانستید اگر تنها ١٠٠٠ لغط انگلیسی در خانه یاد بگیرید (یعنی روزی سه لغت)میتوانید مدرک سطح متوسط که الان افرادی رو میشناسم که دکترا دارن و در این سطح هستند قرار بگیرید
    انوقت میتونید کار مترجمی زبان رو به عهده بگیرید و در خانه مترجم شوید
    من فکر میکنم همانطور که خود شما در اسم تاپیک اشاره کردید شما از نظر شغلی هنوز ثبات پیدا نکردید و وابسته هستید در این سن و این زیاد خوب نیست
    باید بخاطرش مشاوره بگیرید و شغلی که در ان استعداد دارید را پیدا کنید شغل جدید همکارهای جدید محیط جدید پوووووول حال شما رو عوض خواهد کرد


    پاینده و شاد باشید
    ببخشید چرا کتابخونه جای بدی برای کارکردنه ؟
    با عرض معذرت از صاحب تایپیک
    به نظرم ایشون منظورشون کتابفروشی بود

  8. کاربر روبرو از پست مفید اورانوس1399 تشکرکرده است .

    قوي_درياچه_الماس (شنبه 01 شهریور 99)

  9. #16
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مجدد
    چون حقوقش زیاد مناسب نیست و فکر نکنم اینده شغلی خوبی داشته باشه
    باز کتاب فروشی بهتر هست حداقل این کتابفروشی که من مصاحبه کردم خوب بود و رتبه بندی داشت
    ترجمه برای شما مثال بود
    عرض کردم باید با کمک مشاور استعداد یابی بشوید

  10. کاربر روبرو از پست مفید خادم رضا تشکرکرده است .

    قوي_درياچه_الماس (شنبه 01 شهریور 99)

  11. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 شهریور 99 [ 12:03]
    تاریخ عضویت
    1399-5-30
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    2,027
    سطح
    27
    Points: 2,027, Level: 27
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 123
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 13 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
    متشکرم

    الان از دید من که خارج از این خانوادم یک مجموعه ای رو میبینم که آسیب دیده هستن.
    شما اگر تلاشتون این باشه به « پول » و « استقلال » برسین خب چیزی هست که مثلا مادرتون بهش رسیده! ولی در اصل بازم همون آسیب باهاشه و داره به دیگری آسیب میزنه، این موفقیت نیست.
    شما بالاخره به استقلال مالی میرسین و در نهایت ازدواج میکنین. اگر این خواستتون باشه نمیتونه ازتون آدم موفق و سالمی از نظر روانی بسازه! آدم ها با پول به رفاه میرسن ولی لزوماً به حال خوش نمیرسن.
    شما باید در کنار تلاش برای استقلال بعنوان یک فرد بزرگسال، برای سلامت روانتون هم تلاش کنین و با کوله باری از آسیب وارد جامعه و زندگی مشترک نشین.
    در واقع با روش های درست از آسیب های بیشتر فاصله میگیرین و علاوه بر اون یاد میگیرین در موقعیت های مختلف چگونه باید عمل کرد. از طرفی بعدها با استقبال میتونین زیر نظر یک روانشناس باشین تا روانتون رو مورد مراقبت بیشتر قرار بدین.

    در نظر داشته باشین برخی موارد فقط مختص بشما نیست، مثلا اینکه تو این سی سال « باید » نگفتین و اجازه خواستین... روند معمول خیلی از فرزندان در خانواده هاست ( حتی کسانی که روابط خوبی دارن ) . اصلا راه درست همینه که یهو پیش نریم و مشورت کنیم و اجازه بگیریم. حتی این تو زندگی مشترکم هست که بدون برنامه و یهویی کاری نکنیم و با همسر مشورت داشته باشیم. حتی در محل کار و ... و ممکن هست خیلی وقت ها با تابلوی (( Stop )) مواجه بشیم .

    ببینید عزیزم شما هم از تحکم فرار کردین، زمانی که به اجبار در جلسه ی خواستگاری حضور پیدا کردین و از خواستگارتون ناراضی بودین و اینو اعلام کردین. از طرفی شما فرزند این خانواده هستین و اگر از تحکمم فرار میکردین زندگی موفقی در انتظارتون نبود جز تحمل آسیب های بیشتر و بیشتر...شرایط فعلا ایجاب میکنه که با هشیاری و سیاست های درست عمل کنین تا بتونین برخی چیزها رو تغییر بدین.

    اگر راه مذاکره جواب نمیده از پل ارتباطی استفاده کنین.

    ممنون كه پاسخ دادين بله الان متوجه منظورتون شدم كاملا. من اصلا قصد ازدواج ندارم. هميشه گفتم اول اين زخمايي كه دارم رو درمان كنم بعد. اگه بگم دلم نمي خواد دروغ گفتم ولي فعلا تو اين مورد نمي خوام احساساتي باشم. ازدواج در اين شرايط اصلا براي من مناسب نيست. بابت جلسه خواستگاري اعلام كردم ولي منو باز نشوندن تو اون جلسه. بله درسته من فرار مي كردم شرايط از ايني كه هست بدتر ميشد.
    بابت پل ارتباطي راستش كسي رو ندارم ازش درخواستي اين چنيني داشته باشم. برادر بزرگتر من كه تو پياماي بليتون فرمودين ازش استفاده كنم يكي از عوامل مشكل تراشي براي منه.
    به هر حال خيلي ازتون ممنونم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط اورانوس1399 نمایش پست ها
    ببخشید چرا کتابخونه جای بدی برای کارکردنه ؟
    با عرض معذرت از صاحب تایپیک
    به نظرم ایشون منظورشون کتابفروشی بود
    خواهش مي كنم. بله منظورم كتابفروشي بود. خيلي جاي مناسبي بود ولي حيف. واقعا حواس واسم نمونده درست بنويسم. شايدم چون تند تند نوشتم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم رضا نمایش پست ها
    سلام مجدد
    چون حقوقش زیاد مناسب نیست و فکر نکنم اینده شغلی خوبی داشته باشه
    باز کتاب فروشی بهتر هست حداقل این کتابفروشی که من مصاحبه کردم خوب بود و رتبه بندی داشت
    ترجمه برای شما مثال بود
    عرض کردم باید با کمک مشاور استعداد یابی بشوید
    سلام. بله متوجه شدم. راستش من الان شرايطي ندارم كه بخوام به آينده شغلي فكر كنم. شايد اگه 20 سالم بود مي گفتم درسته. اين مدل كارا براي من بهتر از كاري مثل ترجمه س. به خاطر مشكلات فيزيكي زياد نمي تونم رو صندلي بشينم يا زل بزنم به مانيتور (داستانش مفصله). ولي كاري مثل كتابفروشي هم تو اجتماع هستم، هم سر پا.
    بله ممنونم از شما

  12. #18
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    توصیه هایی که کردم رو بکار بگیرین، تلاشتون رو بکنین تا راهی برای برون رفت از این وضعیت بسازین. اونها هم مثل شما انسان هستن و قبلا گفتم اونها هم آسیب دیدن و هر کسی رگ خوابی داره... شاید برای هر کسی چند راه وجود داشته باشه اما همه ی راهها به مقصد درستی منتهی نمیشن و اغلب وضعیت رو وخیم تر میکنن. شما فعلا نیاز دارین شرایط رو در خانه تغییر بدین و کم کم به روان و زندگیتون بهبود ببخشین... نیاز دارین در مسیر توسعه ی استعدادهاتون قرار بگیرین. این توصیه ها بشما کمک میکنه مسیری رو برید که انتهاش مقصد خوبی هست.


  13. 2 کاربر از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده اند .

    Mvaz (یکشنبه 16 شهریور 99), قوي_درياچه_الماس (دوشنبه 03 شهریور 99)

  14. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 مهر 00 [ 15:22]
    تاریخ عضویت
    1398-8-02
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    2,428
    سطح
    29
    Points: 2,428, Level: 29
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 7 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود

    دوست گرامی، از دید من چون شما در سن حساسی قرار دارید. باید بیشتر به فکر آینده خودتان باشید. تلاش بی ثمر برای بهبود رابطه با پدر و مادری که به نظر می رسد. به شما علاقه ای نداشته و ندارند نه تنها فایده ای ندارد بلکه شما را خسته می کند و از راه اصلی که کمک به خودتان هست باز می دارد. در اینگونه خانواده ها فرزندی که از بهره هوشی بالاتری برخوردار هست بیشترین آسیب را می بیند.
    ویرایش توسط سحر بهاری : یکشنبه 02 شهریور 99 در ساعت 07:16 دلیل: قرار دادن آدرس شخصی در شبکه های اجتماعی

  15. کاربر روبرو از پست مفید دادگر تشکرکرده است .

    قوي_درياچه_الماس (دوشنبه 03 شهریور 99)

  16. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 شهریور 99 [ 12:03]
    تاریخ عضویت
    1399-5-30
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    2,027
    سطح
    27
    Points: 2,027, Level: 27
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 123
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 13 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
    توصیه هایی که کردم رو بکار بگیرین، تلاشتون رو بکنین تا راهی برای برون رفت از این وضعیت بسازین. اونها هم مثل شما انسان هستن و قبلا گفتم اونها هم آسیب دیدن و هر کسی رگ خوابی داره... شاید برای هر کسی چند راه وجود داشته باشه اما همه ی راهها به مقصد درستی منتهی نمیشن و اغلب وضعیت رو وخیم تر میکنن. شما فعلا نیاز دارین شرایط رو در خانه تغییر بدین و کم کم به روان و زندگیتون بهبود ببخشین... نیاز دارین در مسیر توسعه ی استعدادهاتون قرار بگیرین. این توصیه ها بشما کمک میکنه مسیری رو برید که انتهاش مقصد خوبی هست.

    بله متوجه شدم خيلي ممنونم از محبتتون

  17. کاربر روبرو از پست مفید قوي_درياچه_الماس تشکرکرده است .

    سحر بهاری (دوشنبه 03 شهریور 99)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.