فصل یکم: جرات ورز باشیم یا نباشیم؟
شرطی سازی
وقتی برای اولین بار وارد این دنیا شدید و تنها شش ماه از عمر شما می گذشت، دو گونه رفتار را شناخته و نشان دادید: منفعل (رفتار وابسته) و پرخاشجویانه (رفتار سخت و مطالبه گرانه). وقتی بزرگتر شدید یکی از اولین کلماتی که آموختید و ادا نمودید کلمه "نه" بود. این روشی برای گفتن یا حرف زدن است، "من اکنون می توانم استدلال عقلی را آغاز کنم و تصمیمات شخصی ام را بگیرم.
"این امر راهی برای پایه گذاری استقلال به عنوان فردی واحد و بی همتا می باشد. برای کودک نوپا، در برخی از اوقات منفعل بودن، داشتن رفتار پرخاش جویانه نسبت به دیگران، بیان آزادانه احساسات و "نه" گفتن بدون احساس گناه یا بد خواهی، امری خود بخودی و طبیعی است. آیا وقتی کودکی خردسال بودید به خاطر گفتن "نه" سرزنش شدید؟ به شما گفته شد این رفتار بی ادبانه است...؟ ممکن است احساسات دیگران را خدشه دار کند...؟ محبوبیت شما را کاهش میدهد؟ آیا ممکن است این مسئله با چرایی این امر که شما امروزه در گفتن کلمه"نه"با مشکل مواجه هستید مرتبط باشد؟
در دوران رشد اولیه مان ما با افراد و رویدادها شرطی شدیم، و خیلی زود با این وضعیت سازگار شدیم که والدین یا دیگر بزرگسالان مسئول در آموزش اجتماعی خود را خشنود سازیم. به ما گفته شد چه چیزی خوب و چه چیزی بد است؛ چه کاری را باید انجام دهیم و چه کاری را نباید انجام دهیم. اغلب اوقات یکی از بهترین علایق کودکان خشنود سازی یا تسلیم شدن در برابر دیگران است چراکه معمولاً رفتار خوب از طریق لبخند و توجه بزرگترها پاداش داده میشود.
همچنین در بعضی مواقع رفتار بد هم به نوعی، توجه یا پاداش خود را میگیرد. برای مثال فرد با خود فکر می کند،"اگر نتوانم به هر طریقی توجه او را جلب کنم، فریاد می زنم، اشیاء را پرت می کنم یا نعره می زنم
هر توجهی حتی توبیخ شدن بهتر از نادیده گرفته شدن است". شما میتوانید ببینید که چگونه الگوی منفعلانه / پرخاشجویانه توسعه می یابد و چطور به عنوان یک فرد بزرگسال به درون رفتارهای انطباقی میرویم تا خواسته هایمان را برآورده کنیم و صلح و آرامش را حفظ کنیم یا نیازهای دیگران را رفع کنیم و اغلب این امر به قیمت آسیب به بهزیستی خودمان تمام میشود.
رفتارهای منفعلانه و پرخاشجویانه به صورت خودبخودی به سمت ما میآیند و اغلب راحت ترین گزینه به نظر می رسند (گرچه به ندرت کارآمد ترین گزینه هستند)، در حالی که رفتار جرأت ورزانه بیشتر نیازمند یک پردازش شناختی است تا یک واکنش شهودی و بر مبنای حس ششم.
ما جرأت ورز به دنیا نیامدیم بلکه جرأت ورزی آموخته می شود. گزینه جرأت ورزی، نیازها، احساسات و عقاید هر دو طرف یعنی ما و طرف مقابل را به رسمیت می شناسد. با این حال، ما اغلب بدون توجه به این گزینه (جرأت ورزی)، با تکیه بر خلق و خوی خویش، موقعیت، افراد درگیر در این موقعیت و غیره، در جایی در طول طیف منفعل تا پرخاشجو پاسخ می دهیم.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)