راه حل: چگونه در مقابل مردان از موضع ضعف برخورد نکنیم؟

در زیر توصیه‌هایى است که به شما در رؤیارویى با اشتباه شماره پنج کمک خواهد کرد:

1ـ به مردان زندگیتان به‌خاطر بد رفتارى که با شما مى‌ کنند، جایزه ندهید. ورونیکا و شوهرش دیوید به تازگى با هم دعواى وحشتناکى کردند. ماجرا هنگامى شروع شد که ورونیکا از دیوید خواست به او کمک کند تا براى آشپزخانه کاغذ دیوارى جدیدى انتخاب کنند و دیوید علاقه خاصى نشان نداد. هر چه ورونیکا بیشتر اصرار کرد دیوید عصبانى‌ تر شد، تا جایى که دیگر از کوره در رفته و سر ورونیکا داد زده و به او گفته بود که زنى وقیح و کنترل‌ کننده است و بعد هم از خانه بیرون رفته بود

حال ورونیکا در حالى که هق هق کنان در رختخوابش دراز کشیده بود، آرزو مى‌ کرد اى کاش مى‌ توانست عقربه‌ هاى ساعت را به عقب بکشد، به زمانى که هنوز دعوا شروع نشده بود. بعد از گذشت چند ساعت ورونیکا متوجه مى‌ شود، دیوید به خانه برگشته.او به اتاق نشیمن مى‌ رود و تلویزیون را روشن مى‌کند. حال ورونیکا احساس پشیمانى مى‌کرد و براى این که احساس نزدیکى گذشته را مجدا با همسرش حفظ کند، به درون اتاق رفته کنار صندلى دیوید روى زمین مى‌نشیند و سرش را روى زانوهاى او گذاشته و کمى گریه مى‌کند.

این در حالى است که دیوید تمام مدت روى صندلیش نشسته و به تماشاى تلویزیون مشغول است. بعد از چند دقیقه ورونیکا احساس مى‌کند، دیوید موهایش را نوازش مى‌کند و دریافته که او دیگر عصبانى نیست. ورونیکا سرش را بلند کرده و بازوهاى دیوید را مى‌گیرد و مى‌گوید: «اوه عزیزم، خوشحالم برگشتى، دلم برات تنگ شده بود. من نمى‌خوام با تو دعوا کنم.» دیوید نیز آهى مى‌کشد و مى‌گوید: «منم نمى‌خوام با تو دعوا کنم.» یکدیگر را مى‌ بوسند و عصر صمیمى و گرمى را با هم مى‌ گذرانند.

شارون و نامزدش ارنى در حالى که وسط آپارتمان شان ایستاده‌اند، دعواى شدیدى راه مى‌ اندازند. ارنى به شارون مى‌گوید: قرار است امشب شام را با نامزد قبلیم که نمى‌ داند قرار است با تو ازدواج کنم، بیرون بخورند. شارون از این موضوع خیلى عصبانى مى‌ شود و به ارنى مى‌ گوید: «چرا به او نگفته‌ اى که با من نامزد شدى.» ارنى جواب مى‌دهد: «چون که آن دختر از لحاظ روحى و احساسى ثبات چندانى نداره و من نمى‌ خوام با این خبر احساساتش را جریحه‌ دار کنم.» شارون از دست ارنى به این دلیل که با او صادق نبوده، خیلى عصبانى مى‌ شود و به او اتهام مى‌ زند: «این‌طور که معلومه احساسات نامزد قبلیت، برات مهم‌ تره تا احساسات من.»

ارنى فریاد مى‌ زند: «دوست ندارم این مزخرفات را بشنوم.» در را پشت سر خود مى‌ کوبد و سر کار مى‌رود.
تمام روز شارون در حالى که مرتب مجسم مى‌ کند ارنى و نامزد قبلیش الان در یک رستوران مشغول خوردن شام هستند و این که امروز صبح ارنى چقدر نسبت به احساساتش بى تفاوت بوده است، احساس فلاکت و بدبختى مى‌ کند. با گذشت زمان ترس او نیز شدت مى‌ گیرد، مدام فکر مى‌ کند، دیگر ارنى را از دست داده و مطمئن مى‌ باشد تا دیروقت او را نخواهد دید.

بنابراین تصمیم مى‌ گیرد هنگامى که ارنى به خانه بر مى‌ گردد، ذوق‌ زده‌ اش کند. کیک مورد علاقه‌ اش را مى‌ پزد، نوشیدنى فوق‌ العاده‌اى مى‌ خرد و آپارتمان شان را با شمع‌ هاى زیبایى تزیین مى‌ کند. ارنى ساعت یازده و نیم بر مى‌گردد، شارون سراسیمه مى‌ دود تا در را برایش باز کند. او را در آغوش مى‌گیرد و در گوشش زمزمه مى‌کند: «عزیزم به خونه خوش اومدى، دلم برات تنگ شده بود، هیچ وقت دلم نمى‌خواد از دستت بدم.» ارنى نیز پاسخ مى‌دهد: «منم نمى‌خوام تو را از دست بدم.» ارنى از این که شارون حالش خوب است و رفتار خوبى دارد، احساس خلاصى مى‌کند. هر دو شب بسیار خوبى را با هم مى‌ گذراندند.

بعد از خواندن این ماجراها، چه فکر مى‌ کنید؟ آیا فکر مى‌ کنید که این پایان‌ ها خوش آیند هستند؟ آیا فکر مى‌ کنید، رفتار این دو زن درست بود؟ آیا به نظرتان آن‌ها مى‌ دانند که با مردشان چگونه باید رفتارکنند؟ چنان‌ چه فکر مى‌ کنید رفتارشان درست بوده، سخت در اشتباهید. ورونیکا و شارون شاید این‌طور باور داشته باشند که احساسات دیگران را خوب درک مى‌ کنند و بسیار بخشنده و مهربان هستند، اما آن‌چه حقیقت دارد این است که به بدترین وجهى قربانى عشق هستند و به مردانشان به‌خاطر بد رفتارى که با آن‌ها کردند، جایزه دادند.

یکى از بزرگترین اشتباه‌ هایى که ما زن‌ها در رابطه با مردها مى‌کنیم، این است که به آن‌ها به‌خاطر بدرفتارى که با ما دارند جایزه مى‌دهیم.

این کار را چگونه مى‌کنیم؟ ما مردى را که به‌تازگى با ما بدرفتارى کرده و کلمات ناشایستى را در مورد ما به کار برده، در آغوش گرفته و مى‌ بوسیم. هنگامى که سرمان فریاد مى‌ زنند، چیزى نمى‌ گوییم و به‌خاطر این که عصبانى شده‌ اند از آن‌ها عذرخواهى مى‌ کنیم. ما شب با کسى همبستر مى‌ شویم که چند ساعت و یا چند لحظه پیش، مثل آشغال با ما رفتار کرده، بدون آن که کوچک‌ ترین عذرخواهى کرده باشد. ما مردى که احساساتمان را جریحه‌ دار کرده تر و خشک مى‌کنیم، تا که به او نشان دهیم چقدر دوستش داریم.

در این گونه مواقع چه پیامى به مرد زندگی مان مى‌ دهیم. ما این پیام را مى‌ فرستیم، که تو هر طور که بخواهى مى‌ توانى با من رفتار کنى، اما من هم چنان دوستت خواهم داشت. در واقع هر چه بدتر با من رفتار کنى، بیشتر مى‌ ترسم و در نتیجه با تو مهربان‌ تر خواهم بود.

توصیه‌ ام به شما این نیست که هرگاه نامزد یا همسرتان با شما بدرفتارى کرد، روزنامه‌اى بدست بگیرید و به صورتش بکوبید. آن چه که در این جا مى‌خواهم بگویم، این است که اگر به مردتان به‌ خاطر بد رفتاریى که با شما کرده است، جایزه بدهید، در واقع به او این آموزش را مى‌دهید که مى‌تواند به این رفتار بد خود ادامه دهد.

هنگامى که رفتار نامزد یا همسرتان با شما غیر قابل تحمل است، چه باید بکنید؟
احساسات منفى خود را با او در میان بگذارید و صبر کنید، جوابى بشنوید تا نشان دهنده این باشد که احساساتتان را درک کرده و به‌خاطر رفتارش پشیمان شده است.

راه‌هایى بیابید که هر دوى شما بتوانید با عقل و منطق و اهمیت متقابل براى احساسات یکدیگر، از بروز چنین موقعیت‌هاى مشابهى در آینده جلوگیرى کنید.
آنگاه یکدیگر را ببوسید و آشتى کنید.

2ـ دو لیست ترتیب دهید،
لیست اول: از زمینه‌ هایى که در رابطه با مردان از موضع ضعف برخورد مى‌ کنید و لیست دوم: در زمینه‌هایى که در کلیه روابط تان با دیگران از موضع ضعف برخورد مى‌کنید.

این مرحله، فرآیند مهمى است و حتما آن را روى کاغذ انجام دهید. نوشتن زمینه‌ هایى که به طور معمول در آن زمینه‌ ها مثل یک قربانى عشق برخورد مى‌کنید، به شما در آگاه شدن نسبت به رفتارهایتان کمک خواهد کرد و اولین قدم در راه تغییر را آسان خواهد نمود.
پس از آن که این لیست را تمام کردید، این موضوع را با یکى از دوستان زن خود در میان بگذارید. این کار به شما کمک خواهد کرد در این رابطه متعهدتر باشید و هرگز دوباره از موضع ضعف برخورد نکنید.

3ـ دو لیست دیگر ترتیب دهید: یک لیست از رفتارهایى که صحیح و سالم هستند و لیست دیگر رفتارهایى که دیگر هرگز نباید در رابطه با مردان به آن‌ها مبادرت ورزید، در فصل آخر این کتاب، به شما چگونگى درست کردن دفترچه‌اى از قوانین مختلف را خواهم آموخت.

4ـ عزت نفس خود را حفظ نمایید. من از این عبارت خیلى خوشم مى‌آید. این عبارت را روى کاغذهاى کوچکى نوشته‌ام و براى آن که آن‌ها را بیشتر ببینم، در قسمت‌هاى مختلف خانه‌ام نصب کرده‌ام تا به‌عنوان یادآورهایى به من بگویند چه کسى هستم.

گاهى اوقات مچ خودم را در حین انجام یک رفتار قربانى عشق شدن مى‌گیرم. لحظه‌اى چشمانم را مى‌بندم و به معناى این عبارت فکر مى‌کنم. تقریبا اکثر اوقات فکر کردن به این عبارت، دوباره مرا به حس احترام شخصیم بر مى‌ گرداند. شما نیز تعبیر شخصى و این که چگونه عزت نفستان را حفظ کنید از این عبارت خواهید گرفت.

به‌ خاطر داشته باشید: از موضع ضعف برخورد نکردن با مردان، به این معنا نیست که نسبت به آن‌ها سلطه جو باشید و سعى کنید آن‌ها را کنترل نمایید، بلکه بدین معنى است که با خودتان رفتارى از سر عشق و توأم با احترام داشته باشید و بدین وسیله مردتان را وادار کنید که او نیز با شما چنین رفتارى داشته باشد.