زن ایرانی عزیز
ممنون. حق با شماست، جوابتون خیلی به درد به خور بود.

من همیشه از اولی که پامو‌ گذاشتم خونشون نگران بودم که کارایی که میکنم به وظیفه تبدیل نشه.



من یکم بیش از حد با خودم سر این قضیه درگیر‌ هستم و علت داره.

من دو مدل عروس تو‌ خانوادمون دیدم، یکیش‌ عروس عمه‌م که فوق العاده مهربون و همه چیز‌ تمامه، چندین ساله تو فامیل ماست،‌ حتی یک بار هم ندیدیم ایشون و عمه‌م غیبت همدیگه رو‌ جایی کنن.

و خاله‌م یه عروس داره، افتضاااح، فوق العاده بد اخلاق و‌ طلبکار و ...

من خیلی دوس‌ دارم مثل عروس عمه‌م باشم.
میدونم کارم اشتباههه و من باید خودم باشم تا شبیه یکی‌ دیگه.
ولی‌ گیج شدم، احساس میکنم مغزم بیش از حد آنالیز میکنه.

الان مدااام نشستم فکر‌ میکنم که اونا اصلا سراغی از من میگیرن از شوهرم؟ اصلا دلشون خواسته این هفته خونشون برم یا نه و هزار تا فکر و خیالهای این شکلی.