سلام mkh
خیلی متاثر شدم.
به هر حال فکر می کنم یک مسئله را پیشاپیش مشخص کنیم و آن تفکیک 2 هدف هست.
1 - اینکه در مورد هزینه و نقش خانم در آن بیشتر صحبت بشود یا:
2 - در مورد وضعیت فعلی شما.
من هدف مشاوره ای را نخست در مورد دوم می دانم. شما هم اکنون تحت تاثیر تصمیم خود، و نتایج آن بوده و ظاهرا محزون هستید. در این مورد باید یکی از دو راه زیر را انتخاب کنید
یکم: یا از روی تمرکز به گذشته دست بردارید، و به جای فکر در مورد گذشته ، به زمان حال و سایر دلمشغولی ها و برنامه های زندگی خود برگردید. و گذشته را فقط برای این بررسی کنید که نقش مثبتی در آینده برای شما داشته باشد.
دوم: اگر گذشته قابل جبران هست، راههای آن کدامست.
من توصیه می کنم نه تلفنی بلکه حضوری آن آقا را ببینید و مجددا صحبت کنید. و از او بخواهید که به اتفاق هم به مشاور خانواده مراجعه کنید و یکبار دیگر همدیگر را ارزیابی کنید.
فراموش نکنید که اختلاف نظر در مورد هزینه های زندگی ظاهر مشکل شما بوده است. و مسائل مهمتری موجب به وجود آمدن این مشکل شده است.
مثل:
1 - نقش و وظایف زن و مرد در خانواده - ( بحث هزینه )
2 - نقش تصمیم گیری در خانواده - ( تصمیم بر به هم زدن هتل، تصمیم بر مشخص کردن میزان هزینه کردن و ....)
3 - عدم انعطاف پذیری: فراموش نکنید در زندگی مسائل این چنینی به وفور پیش می آید که اگر همسران فاقد مهارت انعطاف پذیری باشند، و طرفین روی حرف خود پافشاری کنند در هر کجای زندگی که باشید دوباره تصمیم جدا شدن شما را تحریک می کند. اینکه هر کدام از همسران بر طبل خود بزنند، نتیجه آن خواهی نخواهی همین است که لمس می کنید.
4 - احساس محوری: شما با یک مسئله منطقی در زندگی روبرو بودید، اگر شما هر دو به صورت منطقی به این می رسیدید که این مشکل تنها راه حلش جدایی هست، الان گریه نمی کردید، و حتی خوشحال بودید که قبل از اینکه کار از کار بگذرد تصمیم درستی گرفته اید. فرض کنید شما خدایی نکرده متوجه میشدید خواستگارتان معتاد و هوسباز بوده و با چند خانم ارتباط داشته. و به خاطر همین به او بله نمی گفتید و او را ترک می کردید. حتی خوشحال می شدید که قبل از ازدواج این مسئله را متوجه شده اید.
5 - توانایی حل مسئله: شما دو نفر در این مورد هم به نظرم کوتاهی دارید. مثلا یکی از راههای حل مسئله مراجعه به مشاور خانواده بوده است، یا راههای حدواسط دیگر
می بینید
پس تمام بی مهارتی های شما در مسئله هزینه ها و مسائل مالی خودش را نشان داده است.
اما در مورد هزینه ها: بسته به فرهنگها فرق می کنه. مثلا در کشور ما هزینه کلا به عهده مرد هست. اما وقتی ازدواج صورت می گیرد، اگر خانواده سالم باشد مرزهای من و تویی در خیلی زمینه ها از جمله هزینه ها و مسائل مالی برداشته می شود. و همسران برای خود حساب و کتاب و دفتر جدایی ندارند. پول و ....، همه برای آرامش و خوشبختی هست. نه برای خرج اختصاصی و رفاه و ...، و البته نه برای به هم خوردن کانون خانواده.
در واقع باید درآمدها کمک کنند که یک خانواده گرمتر شوند. در آمدی که حتی قبل از ازدواج محل بگو و مگو و حتی ترک می شود، نشان دهنده اینست که خیلی ارزشگذاری شده.
خلاصه:
گذشته را رها کن، یا برای جبرانش اقدامات عملی انجام بده.
برای اقدامات عملی می توانید در همان کشوری که هستید به یک مشاور خانواده مراجعه کنید یا از آن آقا بخواهید یک بار دیگر با توجه به اینکه به ایشون علاقمندید جهت حل و فصل این مسئله اقدام کنید. و البته تمام 5 مسئله بالا را ، روی مسئله هزینه ها بررسی کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)