به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Hybrid View

  1. #1
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    سلام به شما

    راهش، مقابله به مثل یا شکایت های مکرر و ... نیست. چند سؤال دارم لطفا پاسخ بدین تا راهنمایی لازم رو بگیرین؛

    ۱. شما چند ساله هستین؟
    ۲. چند وقته ازدواج کردین؟
    ۳. میتونین درمورد بدترین رفتارشون یا حرفشون مثالی بزنین.


  2. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    Salma*h (شنبه 03 آبان 99)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 17 بهمن 99 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1394-1-13
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    5,751
    سطح
    49
    Points: 5,751, Level: 49
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 199
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
    سلام به شما

    راهش، مقابله به مثل یا شکایت های مکرر و ... نیست. چند سؤال دارم لطفا پاسخ بدین تا راهنمایی لازم رو بگیرین؛

    ۱. شما چند ساله هستین؟
    ۲. چند وقته ازدواج کردین؟
    ۳. میتونین درمورد بدترین رفتارشون یا حرفشون مثالی بزنین.


    خیلی ممنون از پاسختون، اخیرا یک پست در سایت گذاشته بودم راهنمایی شما واقعا راهگشا بود ، من 29و همسرم 31ساله هستند.یک سال هست که ازدواج کردیم .

    یک مورد که من به حساب خودم اصلا برام مهم نبود و ازش چشم پوشی کردم اما اولش خیلی ناراحت شدم
    من و همسرم و خواهر شوهرم خونه ی مادر شوهرم هستیم. و یک شب من و همسرم برای روضه میخواستیم به مسجد برویم. خواهر شوهرم به همسرم با این مضمون و عبارات گفت که فقط بی فرهنگ ها و آدمهایی که درکشون پایینه میرن بیرون، برادر من تو این شرایط میخواد بره و ......(بخاطر کرونا) منم ب همسرم هیچی نگفتم که شنیدم و ناراحت شدم. فقط گفتم حالا خسته ایم نمیخواد بریم. و نرفتیم و بعدشم خواهر شوهرم پرسید چرا نرفتین، منم گفتم که برناممون عوض شد.

    واقعیتش توضیح بدترینش یکم پیچیده است.وقتی همسرم و خواهرش مجرد بودن، یک ماشین برای خواهر شوهرم میگیرن و ایشون که ازدواج میکته، ماشینو میدن به همسرم و الان همسرم معتقده که ماشین برای ماست. البته نظر من این بوده ک ماشین رو باید برگردونیم به پدرشون ولی خب فعلا دست ماست. یک روز سر سفره که همسرم خونه نبود صحبتی در مورد ماشین شد که در میان صحبتا من ماشین رو به خودمون نسبت دادم. خواهر شوهر گفت شما میخواین اون ماشینو ببرین ماشین ماله محمد نیست که ، به اسم من خریداری شده بوده و با این مضمون که محمد همه چیز رو تصاحب کرده و تب لت منم دسته محمده و باید بهم بده و ... البته منظورش بود که ماشین ماله پدرشه، و خب ازونجا که پدر شوهر و مادر شوهرمم اونجا حضور داشتن و چیزی نگفتن و یک کلمه جوابشو ندادن من خیلی خیلی ناراحت شدم همونجا اشکام داشت در میومد(ببخشید میدونم این حجم از ناراحتی زیاده ولی به دلیل جریانات قبلی که وجود داشت و حس میکردم سنگ رو یخ و تصاحب گر اموالشون شدم،بشدت عزت نفسم له شد) خواهر شوهرم عادت داره همه چیزو همین طور صریح میگه و یک جور میانه ی شوخی و جدی است همیشه ولی اونروز جدی بود. قبلا هم ب من ب صورت نا خوشایندی گفته بود که هر چی تو اتاف محمد هست ماله اون نیست... و خب اینم یک جریان مفصل داره ک دیگه سرتونو درد نمیارم


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.