سلام به همگی

فکور عزیز شمیم جان ازتون خیلی خیلی ممنونم

شکر خدا حال پدرم خوبه....خطر برطرف شد...نیاز به جراحی هم نشد .
فقط.احتمالا از این به بعد دست به عصا شیم که نکنه بابا استرس بکیره نکنه ی وقت به قلبش فشار بیاد و اینها....
خودمم خوبم ممنون ازتون
. به زندگیم میرسم بعضی کارها رو دوست دارم بعضی ها رو مجبوری انجام میدم
مثل امشب که حساب کتاب میکردم ... اصلا از حساب کتاب خوشم نمیاد ولی متاسفانه به عهده منه.اصلا سر در نمیارم کلافه میشم

ی مشکلش هم اینه که خیلی قاطی میشه کارهامون و اخر سر من باید بشینم این کلاف بهم پیچیده رو از هم باز کنم

و چاره ای هم ندارم .
دلم ی کار فان میخواد یا ی طببعت گردی حسابی...
دومی رو که بعید میدونم ولی حتما باید برای شب یلدا به کارهای مورد علاقه ام برسم

ان شالله به زودی خبر بهبودی مادر pooh خانم آی تک
خبرهای عقد و عروسی
- - - Updated - - -
شمیم جان من عااااااشق برف و بارونم

یعنی دوباره زنده میشم وقتی تو بارون یا برف میرم بیرون

چند وقت پیش اینجام ی لحظه تگرگ زد...وای فکرش و بکن من اون لحظه بیرون بودم ..چه توفیقی نصیبم شد

همکارم سریع رفت زیر ی سایبون وایستاد
گفتم بیاااااتگرگه
گفت خیس میشم!!!!!!!!
به نظرتون باید چی کارش کنم؟!؟!!! قطع همکاری کنیم؟؟
راستی اقا غلام این چی بود اون روز فرمایش کردین؟!!
یعنی تاحالا امضای منو ندیده بودین؟؟!!!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)