به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 45

Threaded View

  1. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 آبان 01 [ 22:46]
    تاریخ عضویت
    1394-3-19
    نوشته ها
    336
    امتیاز
    10,609
    سطح
    68
    Points: 10,609, Level: 68
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 241
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    241

    تشکرشده 267 در 138 پست

    Rep Power
    58
    Array
    Mvaz دوست عزیز تشکر برام نوشتین.لطفا بیشتر برام بنویسین.من میدونم عجله کردم خیلی سادگی کردم حداقل باید از همسرمم مخفی نگه میداشتم و خوب مطمئن میشدم چی به چی هست نه اینکه الان دارن همه چیز رو انکار میکنن.من سادگی کردم واقعا اون لحظه کنترلم از دست دادم.واقعا فک کردم شوهرم بیدار کنم برام توضیح میده ولی انکار میکرد.ازش خواهش کردم خودت بگو نذار من بهش زنگ بزنم حتی بهش قول دادم نمیذاریم کسی بفهمه فقط من بدونم تو چیکار کردی بامن ولی نگفت تهدیدش کردم نگی از خودش می پرسم سکوت میکرد سکوت میکرد خدایا این سکوتش برا من کشندس

    Poohدوست عزیز ممنون مشارکت کردین.بله من عجله کردم ولی من وقتی دیدم اون همسرم بهم چیزی نمیگه به اون خانم پیام دادم و اصلا باهمسرش تماسی نگرفتم خانمه رو تهدید کردم خودت بگو نذار ابروت ببرم ولی با لحن بدی با من حرف میزد انگار من مزاحم زندگیه اونم بعد همسر اون زنگ زد و منو تهدید کرد نتونی ثابت کنی برات گرون تموم میشه و بعد من مجبور شدم به پدرشوهرم بگم.من پدر ندارم نمیدونم چرا انقدر سادم که فک کردم پدر شوهرم از من حمایت میکنه

    دیشب با اینکه توی قلبم مرده و من واقعا عزادارشم ولی گفتم غرورم می شکنم برای زندگیم و رفتم به شوهرم التماس کردم خواهش کردم گفتم تو که میگی تقصیری نداری بیا بریم پرینت تماسات و مکالماتت از مخابرات بگیر من فقط دوساعت داشتم جلوش زار میزدم به دست و پاش افتادم گفتم تو قلبمو پاره پاره کردی ولی من دوست دارم التماست میکنم اگه کاری نکردی بیا بریم پرینت بگیریم بذار من بتونم جواب دلمو بدم بذار بتونم خودمو اروم کنم چند شبه نتونستم بخوابم تا چشام میره رو هم انگار نفت میریزن روی اتیش دلم شعله ور تر میشه.قبول نمیکرد ولی وقتی میدید من گریم قطع نمیشه قبول میکرد ولی تا ساکت میشدم باز میگفت نمیرم توباید بهم اعتماد کنی تو ابرومو بردی.گفتم نامرد اینا چیه میگی من که گفتم بهم ثابت کن من نمیذارم هیج کسی بفهمه ولی خودت نکردی.گفت مکالمه ای باهاش نداشتم و اون فقط تلگرام بهم پیام داده دیروز و بعدش عصر بهش زنگ زدم نتونسته جواب بده و ساعت دو شب پیام داده که دیدی و گفت من غلط کردم نباید جواب پیامش میدادم.گفتم یادته دوستت یبار بهم پیام داد من تورو خواب بودی بیدارت کردم در جریان گذاشتمت ولی تو با من جیکار کردی چرا رحم نکردی جرا جوابش دادی.گفت اشتباه کردم.گفتم الانم برای جبران اشتباهت بیا بریم پرینت بگیریم من بفهمم مکالمه نداشتی باهاش رابطتت فقط همین یبار پیام توی تلگرام بوده با اینکه برام سخته ولی من می بخشم.گفتم اگه مکالمه نداشتین چرا نمیای بریم پرینت بگیری چرا خیالم راحت نمیکنی میگفت دلیلی نداره و قبول نکرد
    ویرایش توسط *مونا* : سه شنبه 30 دی 99 در ساعت 10:22


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.