سلام خانم مونا،
نظر من اینه که وقتی همسرتون برگشته و ازتون معذرت خواهی کرده، به این کارش ارزش بدین،
بیشتر تمرکزتون رو این باشه که در آینده هدفتون چی خواهد بود، اگر واقعا دلتون با همسرتون هست، به جای پرینت گرفتن سعی کنید که محکم کاری کنید تا همسرتون قدر شما رو بیشتر بدونه و احیانا اگر تو خیابون حتی دختری رو هم دید، از حس وفاداری به شما سرش رو بالا نکنه.
ادب کردن آدم ها، با تنبیه و مقابله به مثل جواب خوبی نمی ده، ولی با رفتار صحیح می تونه سالیان سال رو شخص اشتباه کننده تاثیر بگذاره.
به این داستان توجه کنید،
این معلم میتونست سخت ترین تنبیه ها رو بکنه، ولی آینده چی می شد؟ معلم به هدفش که تربیت دانش آموزان بوده نمیرسید، چون یه دانش آموز از درس و تربیت خارج میشد، و دانش آموز خاطی هم تا آخر عمر این ننگ بر روی شانه هاش سنگینی می کرد، ولی معلم انتخاب کرد در مسیر هدفش بمونه. همزمان برای دزدی های آتی نشون داد که محکم خواهید بود و جیب دانش اموزان رو می گرده. تا دیگه شخصی فکر دزدی نکنه.مراسم عروسی، پیرمردی در گوشه سالن تنها نشسته بود که داماد جلو آمد و گفت: سلام استاد آیا منو میشناسید؟
معلم بازنشسته جواب داد: خیر عزیزم فقط میدانم مهمان دعوتی از طرف داماد هستم.
داماد ضمن معرفی خود گفت: چطور آخه مگه میشه منو فراموش کرده باشید؟!
������یادتان هست سالها قبل ساعت گران قیمت یکی از بچهها گم شد و شما فرمودید که باید جیب همه دانشآموزان را بگردید و گفتید همه باید رو به دیوار بایستیم و من که ساعت را دزدیده بودم از ترس و خجالت خیلی ناراحت بودم که آبرویم را میبرید، ولی شما ساعت را از جیبم بیرون آوردید ولی تفتیش جیب بقیهی دانشآموزان را تا آخر انجام دادید و تا پایان آن سال و سالهای بعد در اون مدرسه هیچ کس موضوع دزدی ساعت را به من نسبت نداد و خبردار نشد.
استاد گفت: باز هم شما را نشناختم! ولی واقعه را دقیق یادم هست. چون من موقع تفتیش جیب دانشآموزان چشمهایم را بسته بودم.
تربیت و حکمت معلمان، دانشآموزان را بزرگ مینماید!
درود بفرستیم به همه معلم هایی كه با روش درست و آموزش صحيح هم بذر علم و دانش را در دل و جان شاگردان می كارند و هم تخم پاكی و انسانيت و جوانمردی را
آموزه های اخلاقی و خداپسندانه این معلم هم که بماند جای خودش
----------------------------
حالا شما هم باید بدونید از زندگی چی می خواهید، و انتخاب درست برای شما چی هست؟ بر اساس اون انتخاب کنید و ادامه ماجرا رو برید.
--------------------
نظر من اینه نه اینقدر ساده انگارانه عقب بشینید که همسرتون برای خودش امکان داشتن اشتباه رو فراهم بدونه و نه اونقدر سخت بگیرید که همه چی از هم بپاشد.
از این کوپن پرینت برای مذاکره با همسرتون استفاده کنید تا روابط تون رو مستحکم کنید، آخرش هم بگید به خاطر زندگیمون از گرفتن پرینت و ادامه ماجرا بی خیال میشم، چون به نظر میاد تو هم زندگی مون برات مهمه. روی قول و وفاداری ات هم حساب باز میکنم ولی بدون زمان میبره تا اعتماد خدشه دار شده بر گرده، باید تلاشت رو از قبل بیشتر کنی، تا به طور قلبی این قضیه رو فراموش کنم. من تو این قضیه متوجه شدم هر دوی ما نقایصی داریم و نیاز داریم مهارت هایی رو در خودمون پرورش بدیم، تو این زمینه باید هر دومون بیشتر کار کنیم و مطالعه کنیم در زندگی و به هم یاد بدیم، حتی ماهانه نزد یک مشاور بریم. برای بهبود سطح کیفی رفتار هامون.
در کلام همسرتون خیلی چیز ها نهفته بود، به نظر با همسری بدی ندارید، زندگی تون رو دوباره از نو بسازید، شما فرد قوی هستین، می تونید. به خدا توکل کنید، در ادامه هم








علاقه مندی ها (Bookmarks)