به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 27
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 27 شهریور 00 [ 03:17]
    تاریخ عضویت
    1396-10-27
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    3,792
    سطح
    38
    Points: 3,792, Level: 38
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 9 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها
    سلام مجدد :)
    خسته نباشی
    این همه فسفر من سوزوندم یه پست فوق حرفه ای برات نوشتم بعد میگی ربط نداشت :))
    روابط اشتباه - وابستگی های اشتباه ، توسعه فکر در جهت وابستگی ها - زندگی در خیالات مجازی و بدون سندیت معتبر .... رابین هود بازی و...
    اینها مواردی هست که در پست های قبلی براتون گذاشته شد ،،حتما بخونید پست های قبل ما بچه ها را ،،،،
    حداقل باید 10 روز روی پست ها کار کنید ، بعد بیاید بپرسید ، مشورت بگیرید ....فکر کنم اصلا باز نکردی تاپیک ها را :)
    به خودت یه Stop بده ،،روی احساسات خودت کار کن و با یه متخصص جلو برو .

    نه سوتفاهم شده عذرخواهم منظورم این بود رابطه من با اون دختر خانم تموم شده حالا اشتباه بوده یا هر چی.... مشکل اصلی من اینه تا میاد فراموشم بشه یه کابوس میبینم دوباره برام عین روز اول همه چیز برمیگرده به حالت اولش میدونید چی میگم؟ انگار یه عاملی نمیدونم ذهن منه یا خواست اون دختره نمیخواد بذاره این موضوع فراموش بشه. این روزا توهم زدم نکنه اتفاقی براش افتاده و با این خواب ها یا کابوس ها که دقیقا عین یه سریال منظم و دقیق هر چن شب یبار برام پخش میشه میخواد چیزی به من گفته بشه. مثلا دنبالش بگردم یا پیگیر سرنوشتش بشم یا هر چی. قاطی کردم نه؟

  2. 2 کاربر از پست مفید Parsa021 تشکرکرده اند .

    Mvaz (شنبه 16 اسفند 99), باغبان (جمعه 15 اسفند 99)

  3. #12
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array

    مقدمه :


    خب یه مرحله اومدی جلو :)
    خوبه .
    یکی از دلایلی که نمیتونید این ساختار و الگو را از ذهنتون کم رنگ کنید ( فراموش کنید ) اینکه دارید به وابستگی هاتون خوراک میدید ! در پست قبلی هم خدمتتون گفتم ،،
    باید این شبکه یه جوری ضعیف بشه ،،،برای حل این مشکل ، 6 تا مرحله را باید انجام بدید و توش تمرین داشته باشید ،،،
    استارتر عزیز ، چند تا مطلب پیوسته براتون میذارم ، با دقت بخونید و عملیاتیش کنید ،،،
    در علم زبان شناسی عصبی ، یه تکنیک های هست که باید انجام بدی ،،،
    افرادی که می خوان هر عادتی ( یا هر وابستگی ای یا هر الگوی منفی ای ) را ترک کنند ، باید یه خورده با ساختار مغز آشنا باشند .










    وقتی کاری را برای اولین بار انجام می دیم ، یه ارتباط فیزیکی و یک رشته ی عصبی ( شبکه ی عصبی ) نازک در مغز ایجاد می کنیم ،
    در واقع این کار باعث میشه ما به آن احساس و به آن رفتار ،،، دسترسی داشته باشیم،
    در واقع مغز مثل یه هارد می مونه که داره اطلاعاتی از احساسات و رفتارها را درونش ذخیره می کنه !
    مثلا اگر ما تا حالا به آب جوش دست نزده باشیم – دست زدن به آب جوش ، باعث میشه اون احساس در ذهنمان ثبت بشه ،،،
    هر بار که رفتاری را تکرار می کنیم ، این ارتباط ( شبکه های عصبی ) تقویت می شود و ما یک رشته عصبی به رابطه اضافه می کنیم ،،،
    این جوری میشه که ، ما حتی اسم آب جوش هم می یاد ، بعضی موقع ها احساس آن را درک می کنیم !
    چرا؟
    چون مجموعه ای ازشبکه های عصبی را در ذهنمون ایجاد کردیم و هر روز داریم باهاش کار می کنیم ( آبجوش را میگم )
    :)






    یه مثال در مورد سیگار :
    فرد ی که تا حالا سیگار نکشیده ( استفاده نکرده ) – سیستم مغزی اون از این چیزی نمی فهمه ( نورون و شبکه عصبی مربوطه ایجاد نشده )
    با مصرف اولین نخ ، یه رشته عصبی نازک در مغز او ایجاد می شه
    وقتی بار دوم این کار را کند – این رشته قوی ترمیشه
    وقتی یه هفته این کار را کند - این پیوند باز هم قوی تر میشه
    وقتی یک سال بگذرد – شاید همه بگن اون عادت کرده به سیگار کشیدن
    عادت یعنی چی ؟ یعنی اینکه درون سیستم عصبی خودش ،،، شبکه ای از پیوند های عصبی قوی ایجاد کرده .
    پس شروع هر عادت ، مثل یه رشته ی نامرئی ست، اما هر بار که آن رفتار را تکرار می کنیم ، آن رشته را تقویت می کنیم و رشته های دیگری به آن می افزاییم ... تا این که تبدیل به یک کابل بزرگ میشه .
    و اونجاست که میگیم :

    آره من عادت کردم سیگار بکشم ...
    عادت کردم صبح زود از خواب بلند بشم
    عادت کردم فیلم های ضد اخلاقی ببینم
    و...



    ادامه دارد .





    ویرایش توسط باغبان : شنبه 16 اسفند 99 در ساعت 01:01 دلیل: اضافه کردن تیتر

  4. 2 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    Parsa021 (یکشنبه 17 اسفند 99), فرزانه 123 (شنبه 16 اسفند 99)

  5. #13
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array

    مرحله ی اول :




    همه ما در زندگی برای رهایی از درد و کسب لذت ، بعضی الگوهای فکری و رفتاری داریم ،،

    همه ما احساساتی نظیر کسالت ، سرخوردگی ، خشم یا آشفتگی را تجربه نموده ایم و برای پایان دادن به این احساسات ،،روش هایی داریم.

    مثلا بعضی ها برای رهایی از درد هاشون ، می رن خرید - برخی غذا می خورند – برخی سیگار میکشند ، برخی بر سر همسرشون داد می زنند و .....

    این افراد می دونند ( آگاهانه یا نا آگاهانه ) که این روش ها ،درد و رنج آنها را کم میکنه .

    آیا امکان داره ، ما برای همیشه از این دردها ، خلاص بشیم ؟

    در واقع آیا راهی وجود داره ما یه الگوی غلط را از بین ببریم ؟






    مرحله اول خواستن هست ....> سئوال کردن از خود ( خواسته های خود )

    ما باید آنچه را که واقعا می خواهیم ، و آنچه ما را از آن محروم می کند را مشخص کنیم .

    تمرکز به چیزی == رسیدن به آن

    اگر بر چیزی هایی که نمی خوایم تمرکز کنیم ، بیشتر در معرض آن قرار می گیریم .

    اولین مرحله برای ایجاد هر گونه تغییر آن است که خواسته هایمان را مشخص کنیم و برای رسیدن به آن فعالیت کنیم .( هدف داشته باشیم ) ،،، سپس تعهد کنیم .

    مثلا :

    نگران هستیم ،،،به خودمان بگوییم من به جای نگرانی چی می خوام ؟

    آیا شادی می خوام ؟

    یا ادامه روند افسردگی ؟

    وقتی هدف را پیدا کردیم ،،، باید تعهد کنیم در این راستا فعالیت کنیم .





    ما باید تعهد داشته باشیم که می خواهیم تغییر کنیم،،زیرا مسئولیت هر کاری با خود انسانه ،

    هر چه خواسته هایمان مشخص تر باشد – قدرت بیشتری می گیریم برای فعالیت،

    از طرفی باید ببینیم چه چیزی مانع از تغییر ماست :

    مثلا فردی که عادت به الگوی نامناسب ( مثل سیگار یا...) را داره ، میگه من می ترسم تغییر کنم ، برای این که رنج خواهم برد ،،، برای اینکه می ترسم درد داشته باشه !

    این فرد ، شاید یکی از دلایلش همین باشد . یعنی می ترسه از تغییر ،،،

    میگه : اگر من تغییر کنم چه اتفاقی می افتد ؟

    در واقع ترس مانع اون میشه .




    بیشتر موقع ها ، برای بهای تغییر که باید بپردازیم ، ناراحت هستیم ،،،اما عدم تغییر به نظر بهایی بیشتری دارد ،،،

    درسته که اگر فردی که می خواهد سیگار را ترک کند باید بهایی بپردازد ،،،ولی آیا اگر ترک نکند ، بهایی بیشتری ندارد ؟

    آیا ضرر بیشتری ندارد ؟

    پس در مرحله اول ما باید خودمان را قدرتمند کنیم ،،

    چطوری ؟

    با سئوال و درخواست کردن از خود ( هدف ) + تعهدی که به خودمون می دیم .



    پس شما باید در مرحله اول درخواستتون را مشخص کنید و تعهد کنید که برای این هدف تلاش کنید.
    درخواست شما چیه ؟ ( هدف )
    فراموشی و رهایی از وابستگی به اون دختر .
    بعدش باید به این هدف تعهد داشته باشید .



    یه چیزی درباره تعهد بگم ،،،
    مثلا شما تعهد می کنی لاغر بشی و میگی از فردا شیرینی و فلان چیز تعطیل .
    یدفعه می بینی من با یه بشقاب نون خامه ای درب خونتون را می زنم و میگم بفرما :)
    شما باید بگید من هدف دارم + تعهد !



    ادامه دارد
    ویرایش توسط باغبان : جمعه 15 اسفند 99 در ساعت 23:37

  6. 3 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    gholam1234 (شنبه 16 اسفند 99), Parsa021 (یکشنبه 17 اسفند 99), فرزانه 123 (شنبه 16 اسفند 99)

  7. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 27 شهریور 00 [ 03:17]
    تاریخ عضویت
    1396-10-27
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    3,792
    سطح
    38
    Points: 3,792, Level: 38
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 9 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها
    خب یه مرحله اومدی جلو :)
    خوبه .
    یکی از دلایلی که نمیتونید این ساختار و الگو را از ذهنتون کم رنگ کنید ( فراموش کنید ) اینکه دارید به وابستگی هاتون خوراک میدید ! در پست قبلی هم خدمتتون گفتم ،،
    برای همینه همیشه یه حس خاصی نسبت به این رابطه دارم که هر وقت یادم می افته یجوری میشم چن دقیقه اولش خوش آینده بعد یهو عذاب آور میشه هی میخوای دنبالش بگردی هی میخوابی بفهمی چیشد داره چکار میکنه........... بخاطر همین رشته هاست درسته؟ حتما تو این 2 سال حسابی رشد کرده تو ذهنم؟ بی ادبی نباشه ما جنسی هم خیلی وابستگی داشتیم بیش از چیزی که میشه تصور کرد. بازم شرمندم هر موقع میل دارم بشدت خاطراتش برام تداعی میشه.

  8. #15
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Parsa021 نمایش پست ها
    برای همینه همیشه یه حس خاصی نسبت به این رابطه دارم که هر وقت یادم می افته یجوری میشم چن دقیقه اولش خوش آینده بعد یهو عذاب آور میشه هی میخوای دنبالش بگردی هی میخوابی بفهمی چیشد داره چکار میکنه........... بخاطر همین رشته هاست درسته؟ حتما تو این 2 سال حسابی رشد کرده تو ذهنم؟ .
    مثال سیگار را برای همین در پست قبل براتون نوشتم !
    این هم مثل همونه .
    شما از مرحله قبل اول + اول باید کار کنید و تا این مراحل درست نشد نباید برید مرحله بعد :)
    مرحله اول : هدف شما + تعهد شما هست .
    یعنی شما باید بگید من باید تغییر کنم و بهای این تغییر هم میدهم و بهش متعهد میشم .
    بذارید این 6 تا مرحله را بگم بعد اگه سئوالی پیش اومد سئوال بپرسید .
    راستی کاربرهای آبی کم رنگ 5 تا پست می تونند در روز ارسال کنند .
    این نکات زیر خاکیه پس با دقت مطالعه داشته باشید و تمرین کنید .
    باشد تا رستگار شوید .




    میریم برای مرحله 2


    ​​
    ویرایش توسط باغبان : جمعه 15 اسفند 99 در ساعت 23:53

  9. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    Parsa021 (یکشنبه 17 اسفند 99)

  10. #16
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array

    عزم خود جزم نما بر هدف والایت

    مطمئن باش که ازکف ببرد بالایت
    با صداقت و متانت بپیوند به خلق
    که هزاران خریدار، بخرد کالایت



    مرحله ی دوم
    :



    مرحله دوم ، انگیزه هست.
    بیشتر ماها .واقعا دوست داریم عوض بشیم – اما نمیتوانیم خودمان را وادار به تغییر کنیم.
    تغییر به توانمندی نیاز ندارد ،،،
    تغییر به انگیزه نیاز دارد.
    مثلا اگه فردی افسرده باشد و شخصی اسلحه روی عزیزترین فرد زندگیش بگذرد و بگوید : بهتر هست افسردگی را رها کنی و بخندی ، مگرنه عزیزترین فردی که دوست داری صدمه می بینه ،،
    مطمئن باشید براش پشتک هم می زند – چه برسه به خنده :)
    اما مشکل اینجاست که تغییر اغلب یک ضرورت نیست،،،ما باید حس ضرورت را در خودمان بسیار شدید کنیم و خود را مجبور سازیم تغییر کنیم.



    دو قدرت در زندگی ما وجود داره : ( دو تا انگیزه )
    قدرت درد – قدرت لذت
    مثلا:
    از یک طرف ، می خواهیم تغییر کنیم - نمی خواهیم مثلابه خاطر سیگار کشیدن سرطان بگیریم ،،
    از طرف دیگر ،،از تغییر می ترسیم و با خود می گوییم : اگر سیگار کشیدن را ترک کنم ، چه اتفاقی می افتد ؟
    اگر سیگار را ترک کنم لذت آن را از دست می دهم !!
    هنگامی که همچنین سوالاتی از خودمان می پرسیم –یعنی سئوالاتی تو ام با درد و لذت ،،،در واقع مغز خودمان را لای منگنه می گذاریم - اینکار ما باعث میشه مغز مطمئن نباشه!
    این خط بالا خیلی مهمه :))



    راه حل چیست ؟
    یکی از کارهایی که افراد را تغییر می دهد ، رسیدن به آستانه ی درد است ، یعنی تجربه ی درد ، به اندازه یی که بدانیم اکنون باید تغییر کنیم ،
    یعنی باید به نقطه ای برسیم که مغز ما بگوید:
    "
    آن را تحمل کردم – دیگه بسه - نمی توانم این گونه زندگی کنم ""
    اما ما این چنین شرایطی را تحمل کردیم ! ؟
    شاید به خودمان بگوییم که شرایط بهتر می شود - شاید اتفاق خاصی بیافتد ،، اما ... کاری برای بهتر شدن آن انجام ندادیم.
    اگر آن قدر رنج کشیده ایم ، پس چرا آن شرایط را ترک نکرده ایم ؟
    با وجود آنکه شاد نبوده ایم.
    باید ما خودمان را به آستانه درد برسانیم ،، به طوری که به خودمان بگوییم دیگه بسه – من باید تغییر کنم .
    در صورتی تغییر می کنیم که ، تغییر را ضرورت بدانیم.
    وقتی ما خودمان را می خواهیم آزاد کنیم ، از مشکلاتی مانند:افسردگی – نگرانی – ترس و...... باید عمیقا حس کنیم که نیاز به تغییر داریم
    اگر چند بارکوشیده ایم تغییری ایجاد کنیم ، اما هر بار شکست خورده ایم ، باید بدانیم که درد ناشی از شکست به حد کافی قوی نبوده است،،،
    و ما هنوز به آستانه ی درد نهایی نرسیده ایم و انگیزه ای نداریم !



    باید دو جور سئوال پرسیده بشه که انگیره ایجاد کنه :
    سئوال دردی :
    اگر تغییر نکنم چه بهایی را باید بدهم ؟
    اگر تغییر نکنم به چه گرفتاریهایی دچار میشوم ؟
    و....


    سئوال لذت بخش :
    اگر تغییر کنم چه احساسی نسبت به خودم خواهم داشت ؟
    اگر واقعا تغییر کنم چقدر شاد تر خواهم بود ؟

    و....
    باید هر دو سئوال را از خود بکنیم و پاسخ خوب براش پیدا کنیم . .





    مثلا ما الگوی نگرانی داریم – اگر بخوایم از این دو مرحله استفاده کنیم :
    مرحله اول : باید به خودمان بگوییم ،،به جای نگرانی چه چیزی می خواهم ؟
    سپس باید در این زمینه تعهدی برای خودمون ایجاد کنیم .


    مرحله دوم : باید نگرانی را به آستانه درد برای خودمان برسانیم مثلا بگوییم که: نگرانی زندگیمان را ویران می کند ،،
    این سئوال احساس درد را در ما بوجود می آورد


    حالا با سئوال اینکه : اگر نگران نباشم و به جاش شاد باشم چه چیزی بدست می آوریم ؟
    جواب : مثلا اگر شاد باشم پوست صورتم زیباتر می شود و ......



    با این سئوالات و جواب ها ،،متوجه میشیم که نگرانی ، ما را به جای خطرناکی می رسانه ،،،و می دانیم که اگر نگران باشیم باید چه بهایی بپردازیم .

    قانون (80 و 20 ) در این جا هم کاربرد داره – یعنی :


    بیست در صد در هر تغییر ، دانستن نحوه ی انجام آن است ،، اما 80 درصد آن دانستن دلیل انجام آن هست .

    اگر ما دلیل کافی و خوب داشته باشیم برای تغببر یک الگو منفی ،،،،می توانیم معجزه کنیم .





    ................................


    تمرین :
    آقای Parsa021
    مرحله 1 و2 را در مورد دغدغه این تاپیکتون ، خودتون انجام بدید . ( 2.5 نمره )
    تا مرحله 1و 2 را ok نشد وارد مرحله بعد نشید .


    ویرایش توسط باغبان : شنبه 16 اسفند 99 در ساعت 00:07

  11. 3 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    gholam1234 (شنبه 16 اسفند 99), Parsa021 (یکشنبه 17 اسفند 99), فرزانه 123 (شنبه 16 اسفند 99)

  12. #17
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array





    مرحله ی سوم :

    قطع الگوی منفی !
    برای کسب نتایج جدید تو زندگیمون ، نمی تونیم فقط خواسته هایمان را تشخیص بدیم – این فقط مهم نیست !
    مثلا به خودمان بگیم : من می خوام سیگار را ترک کنم ،،
    باید کارها و الگوهای منفی ( رفتاری – احساسی ) را عوض کنیم تا تغییر را ببینیم .


    اگر به الگوی رفتاری یه مگس در اتاقی که پنجره آن بسته توجه کنیم ، می بینیم که این مگسه مثلا - داره با کله هی میره تو شیشه :)
    مگس دنبال نوره - به سوی پنجره پرواز میکنه و بارها و بارها خودش را به شیشه می کوبه ،، حتی ممکن هست ساعت ها این کار را کنه ،،
    اگر بخواهیم حرکت مگس را به برخی از الگوها ی خودمان تشبیه کنیم – این میشه که ما نمی توانیم از درب بسته ی بتونی خیلی ضخیم عبور کنیم ،،حتی اگر ما قدرت و انگیزه داشته باشیم ( مرحله 1 و 2 )
    ما باید روش خودمان را عوض کنیم – در واقع الگوی غلط را قطع کنیم ،، مثلا به جای اینکه درب را با زور باز کنیم ، بیایم کلید درب را پیدا کنیم !
    خداوند پدیده های آفرینش را خلق کرده برای انسان - که ما با دیدن آنها تفکر کنیم ،، زیرا همه چیز برای انسان آفریده شده است . و ما باید نهایت استفاده را بکنیم .



    شاید فردی که بخواهد مثلا سیگار استفاده کنه ، قبل استفاده به خود بگوید و به تو فکرش نجوا کند که :
    آخ جان برم استفاده کنم - بذار حال و هوام عوض بشه - بذار همینجوری استفاده کنم ...:)
    هیچ وقت فکر نکنم کسی به خودش بگه : وای خدا جان باید برم دوباره مثلا از این سیگارها استفاده کنم :)
    یعنی اون فرد یه لذتی در ذهنش احساس میکنه و درست کرده !
    ما در مرحله سوم باید این الگوی احساسسی ، رفتاری ، ذهنی ، را قطع کنیم ،،،
    حالا چطوری قطع کنیم ؟ این می تونه ابتکاری باشه .
    مثلا وقتی که فکر سیگار میره تو ذهنش ( یا مثلا فکر نگرانی یا ...) باید با یه روشی الگو را قطع کنه :
    -10 تا نفس عمیق بکشید
    - یا 20 تا دراز تشست برید
    - یا دستتتون را بذارید جلوی بینی، بگید : به به عجب هوایی :)
    سپس باز مرحله 1 و 2 را یادتون باشد ( هدف و تعهد + سوالات دردی و لذت بخش )
    :)



    ما باید اون تصویر لذت از سیگار ( یا هر چیز منفی ) را ، از ذهنمون تغییر بدیم !
    می تونیم مثلا وقتی به سیگار فکر می کنیم اون عکس سیگار و اون احساس را در ذهنمان عوض کنیم و به شکل به هیولا یا جونور بسیار زشت در آوریم - ( مثلا یه سوک زشت و غول پیکر )
    این خودش یه قطع الگوی منفی ست ! ،،،که باعث میشه وقتی سیگار را دستمان ببینیم یا دست دیگران ..... یاد سوسک غول پیکر بیافتیم .
    ولی اگر سیگار ( یا هر الگوی یا وابستگی ای ) را در ذهنمان هلو یا نون خامه ای فرض کنیم - وابسته به اون میشیم . ( عجب جمله سنگینی )
    :)




    مرور سه مرحله :
    1 - خودمان را قدرتمند کردیم ( هدف + تعهد )
    2-ایجاد انگیزه کردیم ( سئوالات دردی - لذت بخش )
    3- الگوی منفی را قطع کردیم ( هر فردی می تونه روش ابتکاری داشته باشه )



    ......................



    تمرین :
    آقای Parsa021
    مرحله 1 و2 و3 را در مورد دغدغه این تاپیکتون ، خودتون انجام بدید . ( 7.5 نمره )
    تا مرحله 1و 2 و3 را ok نشد وارد مرحله بعد نشید .
    ویرایش توسط باغبان : شنبه 16 اسفند 99 در ساعت 00:38

  13. 2 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    Parsa021 (یکشنبه 17 اسفند 99), فرزانه 123 (شنبه 16 اسفند 99)

  14. #18
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array






    مرحله ی 4 :


    ما وقتی الگوی منفی خودمان را قطع کردیم – باید یه جایگزینی هم پیدا کنیم ،

    بسیاری از ماها به نقطه ای می رسیم که باید تغییر کنیم - یعنی تغییر در ما ، یه ضرورت میشه - چون الگوهای قبلی مان برای ما رنج آور بود.

    ما حتی بعضی موقع ها ، الگوهای خود را قطع می کنیم و دیگر به کار نمی بریم - اما پس از این کار ، چیزی نداریم که جایگزین الگوی قدیمی خود کنیم!

    اگر الگوهای قدیمی مان را به درستی بشکنیم ، ذهنمان به صورت اتوماتیک به دنبال جایگزینی می گرده .

    به عنوان مثال فردی که افسرده هست ،، وقتی الگوی ناراحتی و افسردگی خودش را قطع کرد ؛ باید یه جایگزین هم برا این الگو پیدا کنه ،،، ( میتونه هر چیز مثبت باشه ...از پارک رفتن تا ورزش کردن تا آهنگ شاد گوش کردن یا ...)

    یا مثلا فردی که سیگار میکشه – و قصد داره این الگو را ترک کنه باید وقتی مرحله 1و2و3 را انجام داد – بعدش باید یه جایگزینی برای سیگار پیدا کنه ، مثلا بره یه چند تا بسته شکلات تلخ بگیره - وهمیشه مقداری

    همراهش باشه ، هر دفعه هوس سیگار میکنه یدونه میل کنه ،، باید یه جوری این ارتباط عصبی ضعیف بشه ( با کمک جایگزینی )

    بعضی ها میرن سیگار پلاستیکی میگیرنند ،،از اونهایی که دود نداره :) ....بعدش که موفق شدن ،باز باید 6 تا مرحله دیگه برن این سیگار پلاستیکی را از بین ببرنند .
    بالاخره روش های مختلف هست .
    یادممون باشه : جایگرین مثبت .
    مثلا اگه می خوام یه وابستگی را از بین ببریم ، نریم تو یه وابستگی دیگه یا مثلا روابط اشتباه دیگه .




    هنگامی که یک ارتباط عصبی به وجود آمد ، مغز همیشه یک مسیر برای آن داره ، و اگر از آن مسیر زیاد استفاده شود این رشته های شبکه های عصبی گسترش می یابند و قوی تر میشند .

    اگر ما این ارتباط را کم کنیم – این شبکه ها ضعیف تر میشند .

    روز اول شاید برای طرف سخت باشه – ولی هر چی ادامه بده و مراحل 1-2-3-4 را انجام بده – مغز شبکه های عصبی مربوط به الگوی منفی را کم رنگ تر میکنه !

    مغز چیزی را پاک نمی کنه !

    مغز شبکه های عصبی را کم رنگ می کنه ....وقتی کم رنگ بشه اهمیتش کم میشه ...وقتی اهمیتش کم بشه برات مهم نمیشه و به مرور زمان یادت میره و یا بی اهمیت میشه ،، د رحالی که در مغز هست .

    مثلا اتفاقات کلاس چهارم دبستان در 20 فروردین در ذهن هست ولی چرا مثلا اون روز یادمون نمی یاد ،، برا اینکه شاید برامون بی اهمیت بوده و یا اتفاق خاصی پیش نیامده و یا هر روز مرورش نکردیم و شرطی نکردیم .




    .............................


    تمرین :
    آقای Parsa021
    مرحله 1 و2 و3 و4 را در مورد دغدغه این تاپیکتون ، خودتون انجام بدید . ( 5 نمره )
    تا مرحله 1و 2 و3 .4 را ok نشد وارد مرحله بعد نشید .




    ویرایش توسط باغبان : شنبه 16 اسفند 99 در ساعت 00:57 دلیل: 8 نمره گذاشتم تبدیل شد به 5 نمره - کم می آوردم آخرش تو نمره ها

  15. 2 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    Parsa021 (یکشنبه 17 اسفند 99), فرزانه 123 (شنبه 16 اسفند 99)

  16. #19
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array





    مرحله ی 5 :

    باید الگوی جدیدی که جایگزین کردیم ، شرطی کنیم ( تکرار کنیم )
    با شرطی کردن الگوی جدید ، می توانیم مطمئن باشیم که تغییری که ایجاد کرده ایم، پایدار و هماهنگ می شود .
    ساده ترین راه شرطی کردن یک رفتار ، آن است که آن را بارها و بارها تکرار و یا انجام بدیم تا یک مسیر عصبی برای آن ایجاد شود .
    باید گزینه ی قدرتمند پیدا کنیم ( برای الگوی قدیمی و منفی خودمان ) - اگر این کار را کنیم ذهنمان این گزینه را به عنوان راه جدید انتخاب می کند ،، سپس باید آن الگو را تکرار کنبم .
    اگر این کار را انجام ندهیم به الگوی قدیمی خودمان بر می گردیم !
    نکته مهم این است که ذهن نمی تواند تفاوت بین آنچه که واقعا تجربه می کنیم و آنچه تصور می کنیم قائل شود و تشخیص دهد.





    خب حالا باید برای تقویت رفتار جدیدمان ، یک برنامه ریزی زمانی داشته باشیم .
    باید از خودمان سئوال بپرسیم :
    چگونه می توانیم برای موفقیت خودمان ، به خود پاداش دهیم ؟ ( وقتی که رفتار جدید را داریم انجام و تکرار می کنیم )
    مثلا فردی که سیگار میکشه نباید منتظر باشه بعد از یک سال نکشیدن سیگار به خودش پاداش بدهد !
    او اگر یک روز هم سیگار نکشید باید به خودش پاداش دهد !
    مثلا بجای خوردن شکلات تلخ - بره غذای خوب بخوره !
    یا مثلا اگه پول نداره ، حداقل بره جلوی آینه بگه : تو موفق شدی - آفرین :)
    بهترین کار این است که ما یک سری هدف کوتاه مدت در نظر بگیریم و وقتی به آن رسیدیم به خودمان پاداش دهیم .
    این کار باعث میشه ابن سیستم ها ی عصبی ما فکر کنند :
    تغییر == پاداش .




    اگر ما به دلفین ها توجه کنیم ، در می یابیم که اگر بهشون بد نگاه کنیم ، به اونها شلاق بزنبم ،، چیزی یاد نمی گیرند.
    در واقع تغییر را قیول نمی کنند ،،،
    ولی اگر به دلفین ها پاداش بدیم برای هر دستور - بهت لبخند می زنند .
    سیستم عصبی ما هم همین طور است ،،
    اگر این سیستم تصور کند برای هر تغییر پاداش می گیرید - خب ، براش لذت بخش خواهد بود !




    هر الگو و هر رفتاری که جایگزین الگوی منفی قبلی خودمان می کنیم ، باید تکرار بشه ،، در واقع ما با این کارمان ، الگوی جایگزین شده را تقویت می کنیم ،،
    چیزی را که نتوانیم تقویت کنیم ، سرانجام از بین خواهد رفت .
    می توانیم با تقویت مثبت ، رفتار خود و حتی دیگران را تقویت کنیم ، و هر بار که رفتار مورد نظرمان را ایجاد کردیم به خودمان پاداش دهیم .
    ممکن است این پاداش یک هدیه و یا یک گفته تحسین آمیز باشه .



    پاداش و تقویت یه فرقی با هم دارنند !
    پاداش یعنی اینکه ما یه کاری انجام بدیم - و در قبال آن جابزه بگیریم !
    تقویت یعنی ، عکس العمل سریع نسبت به رفتار .
    مثلا :
    تیم پرسپولیس داره یه بازه فوق العاده انجام میده :)
    به نظر شما مربی تیم ، بذاره نیمه اول تمام بشه و به بازیکنان بگه آفرین – و بگه عالی بود !
    یا بهتره در حین بازی بازکنان را تشویق کنه !
    در رختکن تشویق بشن = جایزه
    در حین بازی تشویق بشن = تقویت

    در دومی بهتر است چون ما دوست داریم حس تقویت شدن را در الگویی که رخ می دهد را داشته باشیم .
    اگر کسی این دو را انجام بده که دیگه عالیست :)




    ما باید الگوی جدید خودمان را تقویت کنیم ( میتونه با تلقینات مثبت باشه )
    چیز که خیلی مهم هست ، ما در جایزه دادن به خودمان ، تنوع ایجاد کنیم ،،
    در واقع یه برنامه ی متغیر تقویتی ،،
    طوری که سیستم عصبی ما این تنوع را احساس کنه .
    مثلا کسی که در حال ترک سیگار هست - برای خودش برنامه ریزی کرده هر 7 روز یک بار به خودش جایزه بده ( علاوه بر پاداش تقویتی مثل روحیه دادن به خودش – که هر روز باید صورت بگیره )
    مثلا بره تو یه رستوران بشینه غذای مورد علاقه اش را بخوره ،،
    یا می تونه بره برای خودش یه آب هویچ خوشمزه بگیره بخوره :)
    یا .....





    خب ، برین سراغ دلفین ها
    در ابتدای تمرین پرش دلفین ها ، مربیان منتظر می شوند ، تا دلفین ، خودش در آب بپرد،،،
    آنها حیوانات را کمک می کنند تا کاری را به درستی انجام دهند،،
    سپس به عنوان پاداش ، یک ماهی در اختیار آنها می گذارند .
    در واقع ، هر بار که دلفین خودش در آب بپرد و در قبالش مربی به او پاداش داد ، این پیوند عصبی در ذهن دلفین ایجاد می شود که اگر در آب بپرد ، یک ماهی می گیرد !
    در واقع مربیان می خواهند به دلفین بگن اگر دلفین خوبی باشی،،کاری که بهت می گم را انجام بدی ،،،یه ماهی بهت می دم :)
    در واقع این احساس لذت را برای دلفین شرطی می کنند .
    در نهایت ، مربی در صورتی به دلفین جایزه می دهد که بالاتر بپرد ،،
    او کم کم با ارتفای استاندارد ، رفتار دلفین را شکل می دهد .
    نکته مهم در این جا این است که : اگر همیشه به دلفین جایزه داده شود، ممکن است او به جایزه عادت کند،،،و دیگر نتیجه ی مورد نظر را به وجود نیاورد .
    پس در آینده ،،،، گاهی بعد ار اولین پرش ، پنجمین پرش یا بعد از دومین پرش به دلفین جایزه داده می شود ،،
    بدین ترتیب دلفین هرگز مطمئن نیست که به کدام پرش جایزه تعلق می گیرد !
    این باعث میشه دلفین همیشه تلاش کنه !



    این رفتار شبیه رفتار قمار بازهاست ،،،
    وقتی که افراد قمار می کنند و برنده می شوند ، متاسفانه از برنده شدن لذت فراوانی می برند .
    در واقع یه هیجانی آنها را به جلو سوق می دهد ، اما وقتی مدتی برنده نمی شوند حس قوی تری برای برنده شدن پیدا می کنند
    احتمال برنده شدن مجدد ، قمار باز را به جلو هدایت می کند .!
    به این دلیل است که افراد به مدت چند ماه به یک عادت بد نمی پردازند ( سیگار – قمار و .....) ،، یک باره تصمیم می گیرند ، فقط یک بار امتحان کنند ،،
    در واقع الگویی که قصد دارنند ترک کنند را تکرار و ترک آن را بسیار مشکل تر می سازند !
    اگر این گونه افراد یک سیگار بکشند ، سیستم عصبی شان را تحریک می کنند . بدین ترتیب سیستم عصبی آنها،،منتظر ست که در آینده چنین پاداشی را دریافت کند !
    این یعنی تقویت منفی - جایزه منفی و ....
    ما باید در جایزه دادن به خودمان ( مثبت ) متنوع باشیم
    در واقع خودمان را سوپرایز کنیم .



    اگر به دلفین ها فقط در پرش دهم جایزه بدیم،، دلفین در 9 پرش اول تلاش زیادی نمی کند،،
    ولی اگر در پرش اول و دوم – سپس پنجم – سپس دهم و... اون موقع دلفین همیشه تلاش میکنه .



    ...................................


    تمرین :

    آقای Parsa021
    مرحله 1 و2 و3 و4 و5 را در مورد دغدغه این تاپیکتون ، خودتون انجام بدید . ( 4 نمره )
    تا مرحله 1و 2 و3 .4 و 5 را ok نشد وارد مرحله بعد نشید .
    ویرایش توسط باغبان : شنبه 16 اسفند 99 در ساعت 01:13

  17. 2 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    Parsa021 (یکشنبه 17 اسفند 99), فرزانه 123 (شنبه 16 اسفند 99)

  18. #20
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array

    مرحله ی 6
    :



    مرحله ی آخر امتحان کردن است !
    اگه سیستم نتیجه نداد باید از مرحله یک دوباره شروع کنیم تا ایرادها و نقطعه ضعف ها را پیدا کنیم
    یعنی :
    -در هدف گذاری ها و تعهد
    -انگیزش ها
    -در تکنیک های قطع الکو
    - سیستم جایگزینی الگو
    - شرطی کردن الگوها
    که باید دوباره تحقیق و بازبینی بشه




    این سیستم کاربرد داره در درمان افسردگی - بی انگیزگی - ترک عادت های نامناسب - وابستگی ها و ....
    خلاصه این سیستم همه فن حریفه :)






    نکته مهم اینکه می تونیم با مشاوران ( چه پزشکان تخصصی این حوزه - چه روانشناسان بالینی ) مشاوره را ادامه بدیم
    مثلا فردی که سیگار میکشه شاید با یه متخصص تغذیه و روانپزشک هم مشورت کنه خوب باشه ،،شاید تجویزاتی ( کوتاه مدت ) لازم باشه و شاید هم نه .
    هیچ قرصی وجود نداره تا شاد باشیم ،،،قرصی وجود نداره وابستگی ها و یا عادات اشتباه از بین بره به طور کامل ،،
    بلکه تلاش و ایجاد رفتارهای مثبت هست که تفاوت ایجاد می کنه .
    خودت را از هر قفسی آزاد کن .
    چند تا مطلب ریزه کاری هست که اون هم میگم .





    تمرین :
    آقای Parsa021
    مرحله 1 و2 و3 و4 و5 .6 را در مورد دغدغه این تاپیکتون ، خودتون انجام بدید . ( 1 نمره )












    .....................................



    یه برنامه ریزی 21 روزه انجام بده برای این 6 مرحله
    سپس پیشرفتتو نگاه کن ،بعد قدم دیگه،،،
    آهسته ولی پیوسته !
    زود نا امید نشید ...تمرین تمرین تمرین !
    تلاش تلاش تلاش!
    باید شبکه های عصبی ایجاد شده را کم رنگ کنی که ان شالله با این تمرینات و تلاش خودت و لطف خدا ،،،می تونی .
    اشتباهات و تجربیات خودت را بپذیر ( چه شما و چه اون دختر ) وقتی در مقام پذیرش قرار گرفتی دلت را سبک کن (از هر ناخالصی )
    سپس در مسیر تعالی حرکت کن .




    ان شالله چه بزرگوار شما و چه دوستانی که گذرشون در آینده به اینجا می خوره براشون مفید باشه
    التماس دعا.
    ویرایش توسط باغبان : شنبه 16 اسفند 99 در ساعت 01:50

  19. 3 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    gholam1234 (شنبه 16 اسفند 99), Parsa021 (یکشنبه 17 اسفند 99), فرزانه 123 (شنبه 16 اسفند 99)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.