مطلب پست قبلیم در مور شغل و درآمد نبود ،،،منظور حرکت و طراوت ما آدم ها بود و این مستقل از مکان و زمان و سرزمین هاست .
بدیهی هست هر سرزمینی مسائل و دغدغه های خودش را داره .
تو خیلی از کشورها از جمله همین آلمان افرادی مثل اون شخصی که مثال زدم شاید زیاد پیدا نشن ! و خیلی ها در همون سنین تعیین شده خودشون دست از کار و توسعه می کشند و هدفی برا ی خودشون ندارنند .
منظور این بود که زمان خاصی برا ی خودمون تعیین نکنیم برای پایان یادگیریمون .
می تونیم تو هر سنی که هستیم همیشه در جستجو یادگیری باشیم ( شعر - هنر - مهارت های شخصی و مهارت های که در جوانی کسب کردیم و یا مهارت تازه ای که شروع می کنیم در هر سنی ....)
من افراد زیادی را می شناسم تو همین ایران این گونه زندگی میکنند ، هم فقیر و هم ثروتمند - هر دو گروه را دیدیم با این اندیشه .
من از نزدیکانم می بینم این افراد را - در حالی که فقیرند و درآمد آنچنانی هم ندارنند ولی همیشه در جستجوی پیشرفت و مهارت هستند ،،،ثروتمندشم دیدم این گونه باشه .
فرد کهنسالی را می شناسم شروع کرده به خوندن کتاب های سعدی و حافظ ( این هم یه جور یادگیری هست )
خیلی افراد کهنسالی را می شناسم اصلا هدفی برای خودشون ندارن و میگن دیر شده ! و روزها و شبها را به راحتی عوض می کنند .
یا حتی اساتیدی که نویسندگی را شروع کردن و یا با آموختن تجربه هاشون به دیگران در حال یادگیری دوباره هستن ،، ( از طریق سایت آموزشی خودشون چه در کشور و چه در خارج کشور )
مهم باورها و اندیشه هاست ،،
محدودیتهای ذهنی که ما آدمها که برای خودمون درست می کنیم ( مثلا میگیم شدم 60 ساله و باید بازنشست بشم و نباید چیزی بیاموزم ) از همه سختره .
تجربه به من آموخته عامل درونی خودمون ( باورهای بنیادی ) به مراتب مشکل تر از عامل بیرونی هست و جلوی پیشرفت ما را می گیره اگه در جهت منفی باشه .
خبر خوب اینکه می تونیم همیشه آغاز کنیم و در حرکت باشیم و عاشق یادگیری .
حتی اگه ما را بازنشست هم کردن باز یه راهی پیدا می کنیم تا همیشه در حال یاد گیری باشیم اونهم بصورت مستقل ( هر کی با تفکر یادگیری و اهداف خودش )
اگه با این دید بریم جلو به نظرم بهتر می تونیم با مسائل روبرو بشیم و راه حل هایی برای مسائل خودمون پیدا کنیم .
موفق باشین .








علاقه مندی ها (Bookmarks)