خیلی نمیخام موضوع تو موضوع بیارم. ولی من وسط بیابونم! بیابون! دیگه سعی میکنم مثه تام هنکس توی کست اوی، خودم رو سر پا نگه دارم.
انتخاب اینکه شاغل نشین، و حالا شک دارین که کار درستی کردین یا نه، نشون میده که یه خورده انتظار دارین در قبال کاری که انجام دادین. بنظرم ذهنتون رو آزاد کنین از این قضیه. یا اگه باز میبینین ته ذهنتون انتظاری دارین از همسرتون، باهاش صحبت کنین.
اون منشا خستگی رو اگه بتونین بیشتر اینجا باز کنین، فکر میکنم دوستان بتونن بیشتر کمک کنن.
ایشالا که موفق باشین هر جا که هستین...
شاید شعاری باشه و شایدم ارتباط مستقیم با مشکلتون نداره، ولی عمده آدما درد دارن توی زندگیشون، یه سری دردها که شاید حتی حل نشدنی هم باشه و اگه بخای روز و شب بهش فکر کنی، قلبت تیر میکشه! مرد و زن هم نداره. ولی مجبوری باهاش کنار بیای. زندگی همینه دیگه. آخه بدبختیش اینجاس که حتی از این دردها به کسی هم نمیتونی چیزی بگی! اونوقته که خیلی سخت میشه هضم قضیه ...









علاقه مندی ها (Bookmarks)