به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

موضوع: ازدواج مجدد

Threaded View

  1. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 بهمن 03 [ 10:42]
    تاریخ عضویت
    1395-6-23
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    7,578
    سطح
    58
    Points: 7,578, Level: 58
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 130 در 63 پست

    Rep Power
    26
    Array
    [QUOTE=باغبان;463317]سلام
    ممنون از پاسختون




    این دخالت خانواده و مستقل نبودن شخصیت همسر سابقتون را برامون توضیح بدید ؟
    یعنی همسر سابقتون هر کاری می خواست انجام بده خودش را در تصمیم گیری بی کفایت می دونست و می رفت از خانواده اش مشورت می گرفت ؟ ( احساس نیاز داشت به خانواده به نظرتون )

    مثلا ما با هم در مورد ی مساله کوچیک تصمیم میگرفتیم که چکاری انجام بدیم ایشون میرفتن خونه برای اهل خونه تعریف میکردند بعد اون مساله به کل عوض میشد.

    من هیچ وقت واضح مخالفتم را بیان نمیکردم فقط در وسط صحبتهام همیشه میگفتم باید دوتایی تصمیم بگیریم و زندگی کنیم ایشونم سریع میگفت خانواده ی من اهل دخالت نیستن ما فقط صمیمی هستیم.


    مورد بعد اینکه این دخالت خانواده همسرتون ، وابستگی بود به نظرتون یا علاقه بیش از حد خانواده به فرزندشون ؟
    مشکلی داشتن که به فرزندشون نیاز باشه ؟
    مرزش را به ما بگید ؟



    وابستگی ایشون اینجوری بود که چون از کودکی پدر رو از دست داده بودند به مادر و خواهرانشون بیش از اندازه وابسته بودند و هر چیز ریز و درشتی در رابطه خودمون رو باید براشون تعریف میکردند.
    و این رو صمیمت میزاشتن و هیچ حریم خصوصی در این رابطه معنایی نداشت.

    سر کوچکترین اختلافی هم قهر میکردند و به خانواده میگفتند بعد مادرشون خودشونو مینداخت وسط و مثلا از بابه نصحیت هر توهینی به من میکرد که شوهر داری بلد نیستم و از این صحبتهاا .

    بعد از هر دیداری هم که من با خانواده شون داشتم ، مثلا مهمونی جایی رفته بودیم روز بعد این آقا میومد سراغ من و شروع به گله و شکایت که مثلا در فلان مهمونی به مادر من بی احترامی کردی به خواهر من محل نزاشتی و دعوا و قهر و این حرفا . اخرشم میگفت باید زنگ بزنی به مادرم از دلش دربیاری تا من بیام ببینمت.

    بیش از اندازه دنبال حرف و حدیث بودند

    سئوال بعدی اینکه در دوران قبل عقد ، این مسئله رابیان کردید ؟
    یا اینکه بعدها تو زندگی مشترک فهمیدید که براتون مهمه ؟
    اگه بیان کردید چطوری بیان کردید ؟ و چطور آزمایش و راستی آزمایی کردید که موفق به کشف طرف مقابلتون نشدید ؟


    قبل از عقد من بخاطر شرایطشون نگران بودم و در مورد این مسایل صحبت کردم و ایشون گفته بود حتی اگر مادرشون زمینگیر هم بشه دیگه وظیفه ای ندارند و سالها به وظیفه شون عمل کردند و حالا نوبت بقیه هست که به مادر رسیدگی کنند و من خیالم راحت باشه که مشکلی ایجاد نمیشه .

    من به حرفاشون اعتماد کردم و از نزدیکترین فرد اون خانواده هم تحقیق کردم و ایشون هم تایید کردند.

    اما بعدها که به مشکل خوردیم فهمیدیم این قهر و آشتی ها و دخالت مادر در زندگی سه داماد دیگر هم بوده و اونا هم سر این مسایل اختلافات زیادی داشتند اما متاسفانه اون فرد بسیاار نزدیک این مسایل رو به من نگفته بود و تاییدیه الکی روی این افراد گذاشته بود.














    - - - Updated - - -

    - - - Updated - - -
    ویرایش توسط mina_ : یکشنبه 05 اردیبهشت 00 در ساعت 11:34

  2. 2 کاربر از پست مفید mina_ تشکرکرده اند .

    الهه زیبایی ها (یکشنبه 05 اردیبهشت 00), باغبان (یکشنبه 05 اردیبهشت 00)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.