[QUOTE=باغبان;463317]سلام
ممنون از پاسختون
این دخالت خانواده و مستقل نبودن شخصیت همسر سابقتون را برامون توضیح بدید ؟
یعنی همسر سابقتون هر کاری می خواست انجام بده خودش را در تصمیم گیری بی کفایت می دونست و می رفت از خانواده اش مشورت می گرفت ؟ ( احساس نیاز داشت به خانواده به نظرتون )
مثلا ما با هم در مورد ی مساله کوچیک تصمیم میگرفتیم که چکاری انجام بدیم ایشون میرفتن خونه برای اهل خونه تعریف میکردند بعد اون مساله به کل عوض میشد.
من هیچ وقت واضح مخالفتم را بیان نمیکردم فقط در وسط صحبتهام همیشه میگفتم باید دوتایی تصمیم بگیریم و زندگی کنیم ایشونم سریع میگفت خانواده ی من اهل دخالت نیستن ما فقط صمیمی هستیم.
مورد بعد اینکه این دخالت خانواده همسرتون ، وابستگی بود به نظرتون یا علاقه بیش از حد خانواده به فرزندشون ؟
مشکلی داشتن که به فرزندشون نیاز باشه ؟
مرزش را به ما بگید ؟
وابستگی ایشون اینجوری بود که چون از کودکی پدر رو از دست داده بودند به مادر و خواهرانشون بیش از اندازه وابسته بودند و هر چیز ریز و درشتی در رابطه خودمون رو باید براشون تعریف میکردند.
و این رو صمیمت میزاشتن و هیچ حریم خصوصی در این رابطه معنایی نداشت.
سر کوچکترین اختلافی هم قهر میکردند و به خانواده میگفتند بعد مادرشون خودشونو مینداخت وسط و مثلا از بابه نصحیت هر توهینی به من میکرد که شوهر داری بلد نیستم و از این صحبتهاا .
بعد از هر دیداری هم که من با خانواده شون داشتم ، مثلا مهمونی جایی رفته بودیم روز بعد این آقا میومد سراغ من و شروع به گله و شکایت که مثلا در فلان مهمونی به مادر من بی احترامی کردی به خواهر من محل نزاشتی و دعوا و قهر و این حرفا . اخرشم میگفت باید زنگ بزنی به مادرم از دلش دربیاری تا من بیام ببینمت.
بیش از اندازه دنبال حرف و حدیث بودند
سئوال بعدی اینکه در دوران قبل عقد ، این مسئله رابیان کردید ؟
یا اینکه بعدها تو زندگی مشترک فهمیدید که براتون مهمه ؟
اگه بیان کردید چطوری بیان کردید ؟ و چطور آزمایش و راستی آزمایی کردید که موفق به کشف طرف مقابلتون نشدید ؟
قبل از عقد من بخاطر شرایطشون نگران بودم و در مورد این مسایل صحبت کردم و ایشون گفته بود حتی اگر مادرشون زمینگیر هم بشه دیگه وظیفه ای ندارند و سالها به وظیفه شون عمل کردند و حالا نوبت بقیه هست که به مادر رسیدگی کنند و من خیالم راحت باشه که مشکلی ایجاد نمیشه .
من به حرفاشون اعتماد کردم و از نزدیکترین فرد اون خانواده هم تحقیق کردم و ایشون هم تایید کردند.
اما بعدها که به مشکل خوردیم فهمیدیم این قهر و آشتی ها و دخالت مادر در زندگی سه داماد دیگر هم بوده و اونا هم سر این مسایل اختلافات زیادی داشتند اما متاسفانه اون فرد بسیاار نزدیک این مسایل رو به من نگفته بود و تاییدیه الکی روی این افراد گذاشته بود.
- - - Updated - - -
- - - Updated - - -








علاقه مندی ها (Bookmarks)