سلام
اون پول رهن دست کسی نیست، انگار من به مستاجر بدهکارم و باید پس بدم درواقع من خونه رو 250 تومن خریدم(مثلا 50 تومن رهن دست منه!) ولی 50 تومن مستاجر رو باید در اینده پس بدم.
منظورتون رو متوجه شدم، آره فکر خوبیه، من پول مادرمو به صورت خرید زمین و یا هر چیزی که خودش دوست داشته باشه در آینده پس بدم، مشکلی بابت این موضوع ندارم ولی من فکر میکنم با توجه به عدم ظرفیت خواهرا مصلحت ایجاب میکنه به کسی فعلا نگم.. چون احتمالش زیاده که اگه بفهمن مادر مریضمون رو تحت فشار بیارن و ناراحتش کنن...
ولی یه سوال:
فرض کنید یکی از خواهرام بهم بگه مادرمون به تو فقط کمک کرده و تو رو بیشتر دوست داشته چی بگم؟(البته اینطور نیست) ...کلا بحث حسادت بچگانه است. قطعا یه مادر نمیتونه دقیقا یکسان به همه بچه هاش کمک کنه به دلیل تغییر زمانه و رشد کردن زندگی از نظر مالی در طی زمان و دوره های مختلف. اما در هر دوره یه پدر و مادر قطعا تلاششون رو در این زمینه برای بچه هاشون کرده و گناه من چیه که بچه آخر شدم و البته هیچ وقت هم زحماتشون رو بیهوده نکردم و استفاده کردم و قدر دانشون هم هستم. و اینم بگم به اندازه خودم تا زمانی ک توی اون خونه(خونه پدری) بودم کمک کردم و خواهم کرد.
پس بنابراین اگه داداشم با من بدخلقی کرد بهش میگم من پول مامان رو پس میدم، این طوری فکر میکنم اونم خیلی نمیتونه گارد بگیره و بخواد مثلا حرفای ناجوری به من بزنه که مثلا بهم بگه تو نباید ادعایی نسبت به ارث و میراث مادری و پدری داشته باشی و توقعتو بیاری پایین و ازین طور حرفا(چون احتمالش هست خواهرا و برادرم اینطوری باهام حرف بزنن). البته مادرم واقعا از من انتظاری نداره و گفت این هدیه من به تویه و حتی به داداشم هم گفته...ولی به نظر این طوری بهتره.
فکر اینکه خواهر و برادرام در آینده میخوان چطوری حرف بزنن باهام، گاهی آزارم میده. که چرا خواهری که زندگیش کامل شده و اصلا دغدغه مالی نداره اندکی برای برادر کوچیکش دل نمیسوزونه؟ هر چی باشه زندگی الان با 20سال قبل کاملا فرق داره...یه نفر با زندگی کارمندی توی 20 سال قبل میتونست زندگی خودشو به راحتی پیش ببره ولی الان واقعا با شغل کارمندی شرایط خیلی تغییر کرده و به سختی جلو میره...یه آدم اگه دل بزرگی داشته باشه این موضوعات رو درک میکنه اونم اگه خواهر و برادر باشه.










علاقه مندی ها (Bookmarks)