به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 24

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 بهمن 87 [ 15:07]
    تاریخ عضویت
    1387-7-07
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    4,417
    سطح
    42
    Points: 4,417, Level: 42
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    +آيا اين آدم قصد سو استفاده از من رو داره ؟

    سلام دوستان
    ميخواستم يك سوالي از شما بپرسم ....ببخشيد كه خيلي پيش پا افتاده و مسخره است ، ولي در حال حاضر نظر يك سوم شخص برام مهمه .
    زياد توضيح نميدم ، فقط بدونين كه من 21 ساله و دوست پسرم 20 ساله دوبار به صورت جدي از هم جدا شديم ولي دوباره به هم برگشتيم ، در هردوبار هم از من چيزي به اون نميماستيد ... ( يعني دليل مالي اي وجود نداشت تا به خاطر اون دوباره پيش من برگرده )
    الان يه مدتيه كه من دارم از لحاظ مالي كمكش ميكنم ، در حال حاضر 200000تومان به من بدهكاره و باز هم من بايد بهش پول قرض بدم تا مشكلش حل بشه و كلا با 100000تومان ديگه كه ميخوام بهش قرض بدم ، ميشه جمعا 300000تومان
    البته بگذريم از اينكه كلي واسش شارژ موبايل و چيزهاي ديگه خريدم كه حساب نميكنم.

    ببينيد ، اون الان يك مدتيه كه با من سرد رفتار ميكنه و اونقدر انواع و اقسام مشكلات ( مالي ، خانواده ، درسي و ...) ريخته روي سرش كه من مجبور شدم بهش كمك كنم ، يعني از من خواست كه بهش كمك كنم .( چون هيچ كس از همكلاسي هاش اونقدر نداشت كه بهش كمك كنه ، اگر هم داشت نميتونست مثل من 6-7 ماه صبر كنه تا پولش رو پس بگيره )

    دوستان ، يه مدتيه كه با من سرد رفتار ميكنه و از اون عشق و علاقه ي قديمي خبري نيست!
    همش بهونه ميگيره ، اس ام اس بهش ميدم ولي از هر 10 تا اس ام اس شايد يكيشو جواب بده ، كسي كه از حرف زدن از من سير نميشد حالا وقتي من بهش زنگ ميزنم ، ميخواد زود قطع كنه
    همش ميگه : كار دارم ، درس دارم ، مشكل مالي دارم ، مامانم فلان ، دانشگاه بيصار ، امتحان و ....
    از مشكلاتش بخوام بگم : 200 تومان به من بدهكاره ، درسهاي دانشگاهش سخت شده ، هزينه ي موبايلش 200 تومان اومده كه نميدونه بايد چه جوري بده ، مامانش همش بهش غر ميزنه كه چرا همش مياي تهران و از كلاسهات ميزني ؟( نكنه كه به خاطر اين دختره مياي ؟منظورش ازاين دختره منم !!) ، هر دفعه كه مياد تهران و برميگرده بايد 80000تومان فقط پول بيلط هواپيما بده ... امتحاناتش سخته و داره شديدا درس ميخونه تا معدلش بالا بشه ، ميخواد دانشگاه رو هفت ترمه تموم كنه ،‌ بايد تا درسش تموم شد بياد خواستگاري من و رفتار گرم پدرم رو تحمل كنه ، پدر و مادرش و پدر و مادر من با ازدواجمون مخالفن ،‌من بهش گير ميدم و همش سوال پيچش ميكنم، بايد وقتي كه درسش تموم شد ،‌بدون اينكه واسه ي فوق بخونه ، بره سربازي چون واسه ي رسيدن به من بايد حتما سربازيش رو بره ، بعدش حتما بايد بره سر كار و كاري پيدا كنه ( يعني ادامه تحصيل تا 7-8 سال آينده تعطيل !!! تحت فشار خانواده است ، پدرش ميگه اگه بخواي خودسرانه عمل كني من نه بهت خونه ميدم و نه ماشين و از ارث محرومت ميكنم و ............................

    كسي كه روزي حد اقل 10 بار به من زنگ ميزد ، الان جوري شده كه ساعت 12 ظهر ديروز با من تماس ميگيره و تماس بعديش ميشه 24 ساعت بعد يعني 12 ظهر امروز و فقط از مشكلاتش برام ميگه ... تازه با لحن خيلي سرد هم حرف ميزنه !!!

    امروز كه زنگ زد بهش گفتم تو فكر نميكني كه داري حروم ميشي ؟ گفت چرا . گفتم خوب ميخواي چيكار كني كه با من حروم نشي ؟؟؟
    گفت هيچي اول ميشينم سراغ درسهام و درسم رو ميخونم و مدركم رو ميگيرم و بعدش ميرم سراغ يه كار و پولهامو جمع ميكنم و بعدش هم ميرم با يك دختري رابطه برقرار ميكنم كه 2-3 سال از خودم كوچيكتر باشه ( من از اون يك سال بزرگترم )
    بهش گفتم واقعا ؟؟؟؟ گفت نه بابا شوخي كردم (كلا حالش خوب نبود)

    اونقدر ناراحت شدم كه بعد از قطع كردن گوشي بغضم تركيد و رفتم سراغ قرآن تا آرامش بگيرم !!
    بعد هم گفتم بگذار تكليفم رو باهاش مشخص كنم ، فكر ميكردم كه شايد به خاطر پوله كه باهام مونده و از ترس اينكه من ديگه كمكش نكنم حرف دلش رو نميزنه و ميگه شوخي كردم !!! وقتي قرآن خوندم آروم شدم ،‌گفتم من ديگه بايد تكليفم رو معلوم كنم ، مال دنيا ارزشش رو نداره كه به خاطرش با زندگيم بازي بشه ، حلالش ميكنم . فقط ميخوام حرف دلش رو بدونم!

    بهش يك اس ام اس دادم :
    ...اگه فكر ميكني مانع خوشبختيت و رسيدن به آرزوهاتم و داري حروم ميشي، بگو ، به خدا قسم اگه اينطوريه، اين 100 هزارتومن رو هم به حسابت ميريزم و كلا هرچي پول بهت قرض دادم رو حلالت ميكنم و از زندگيت ميرم بيرون . داغ هم نيستم ( آخه وقتي كه بهش پول قرض ميدام گاهي دلم واسش ميسوخت و بي خيال پس گرفتنش ميشدم ولي روز بعدش بهش ميگفتم كه نه بابا چرت گفتم ، داغ بودم كه همچين حرفي رو زدم !!!))قسم ميخورم كه حلالت ميكنم و از زندگيت ميرم بيرون. جواب بده


    منتظر شدم ولي جواب نداد

    دوباره اس ام اس دادم :
    جواب بده ! من با قسم شوخي ندارم ، باور كن!! اين 100تومن رو هم بهت ميدم و كلا اين 300 هزار تومان بدهكاريت رو حلالت ميكنم و يك جوري اززندگيت ميرم بيرون كه ديگه صدامم نشنوي، به خداوندي خدا راست ميگم ،‌اگه مانع خوشبختيت هستم بگو!خواهش ميكنم جواب بده . نميخوام زندگيتو خراب كنم ، فقط بگو


    منتظر شدم تا 5 دقيقه ي بعد بهم جواب داد :
    ....( يعني همون ديوونه ) نميخواستم جوابت رو بدم ، چون داشتي چرت ميگفتي. بسه ديگه .كي گفته كه مانع خوشبختي مني ؟ مشكلات من رو سردم كرده . درست ميشه همه چي .


    علت اينكه هي توي اس ام اس بهش گفتم اين 100 تومن رو هم بهت ميدم و بعد حلالت ميكنم اينه كه قرار شده بود كه من توي اين هفته ي آتي اين 100 تومن رو بهش بدم ،‌ولي خوب اگه همچين حرفي رو نميزدم ميترسيدم كه بگه نه ، من ميخوامت و وقتي اين 100 تومن رو از من ميگرفت و ديگه اميدي به پولم نداشت ، اونوقت ميگفت تو رو نميخوام و همه چيز تموم و واسه اينكه از همچين چيزي نترسه بهش گفتم اين 100 تومن رو هم بهت ميدم و بعد حلالت ميكنم ( به اين 100 تومن شديدا نياز داشت)

    و نكته ي بعدي اينه كه حساب بانكي من ديگه كاملا خالي شده و خودش هم ميدونه كه با دادن اين 100تومان ديگه هيچ پولي ندارم كه بخوام بهش قرض بدم ، پس به نظرم اگه بگين كه باهات مونده تا بيشتر ازت سو استفاده ي مالي كنه ، اشتباهه ،‌چون اين پولي كه من بهش قرض دادم ، پس اندازم بود و من كار نميكنم كه بخوام پول بياد توي دستم و اون هم ميدونه كه ديگه من پولي توي حسابم ندارم و هرچي داشتم و نداشتم همين بود و بيشتر از اين نميتونم كمكش كنم ....


    دوستان ببخشيد كه اين موضوع خيلي بچه گانه بود ولي واقعا نياز به كمك داشتم ، وگرنه اين سوال مزخرف و اين تاپيك مزخرف تر رو نميزدم ، باور كنين كه به خاطر مشكلات روحي و رواني ام ديگه توان فكر كردن رو ندارم و ميخواستم نظر يك سوم شخص رو در اين باره بدونم !!

    فقط بگين با اين صحبت هايي كه بين ما رد و بدل شده ، به نظرتون اين مشكلات دوست منه كه اون رو اينجوري سردش كرده ؟ يا اينكه كلا من رو نميخواد و فقط به خاطر سو استفاده ي مالي باهام مونده ؟
    خواهش ميكنم نظراتتون رو بگين
    ممنونم

  2. کاربر روبرو از پست مفید maji تشکرکرده است .

    maji (سه شنبه 26 بهمن 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سو تفاهم و خواستگاری
    توسط shadman در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 08 اسفند 94, 15:07
  2. سو استفاده همسرم از نقاط ضعف من
    توسط بهاربرفی در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 09 خرداد 94, 08:42
  3. همسرم از صبوری من سو استفاده میکنه
    توسط sheyda123 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 تیر 92, 21:45
  4. سو ء استفاده همسرم
    توسط seda در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: شنبه 26 بهمن 87, 11:32
  5. +سو استفاده
    توسط bia ba ma در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 29 دی 87, 02:25

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.