هر کاری را که بخواهی میتوانی انجام دهی
«شما می توانید هر کسی که می خواهید بشوید، هر کاری که می خواهید بکنید، فقط باید به اندازه کافی ایمان داشته باشید و بر اساس آن عمل کنید. »ناپلئون هیل
تا کنون چند بار پیش آمده که تصمیم گرفته اید کاری را انجام دهید و انگیزه اش را هم داشته اید ولی فکر کرده اید که نمی توانید؟ پس راحت ترین و در دسترس ترین بهانه برای انجام ندادن کارها، همین من نمی توانم هاست.
ناتوانی اکتسابی بهترین بهانه ما برای انجام ندادن کارهاست.
باور ناتوانی اکتسابی:
وقتی ما چیزی را باور می کنیم مغز هم به خودش ثابت می کند که همین درست است.
مثلاً اگر ثروت را دوست داریم ولی ثروتمند نیستیم و نسبت به انسان های ثروتمند احساس منفی داریم. این یک تناقض است و مغز نمی تواند هر دوی این ها را یک جا بپذیرد؛ و ناچار است یکی از این ها را بپذیرد و دیگری را نفی کند؛ که این کار را هم می کند. ذهن می گوید پس ثروت چیز خوبی نیست و در ادامه آن نمی تواند ثروت را به سوی خود جذب کند.
تمرین:
اگر چیزی که دوست دارید آن را داشته باشید را دیدید، آن چیز و یا دارنده آن را تحسین کنید.
مثال مربوط به ثروت:
از این به بعد هر جا ثروت و یا ثروتمند و یا هر مورد فوق العاده را دیدید فقط آن را تحسین کنید و بگویید چقدر ثروت خوب و زیباست. با بیان این عبارت باورهای منفی شما در رابطه با ثروت به تدریج از بین رفته و حس بهتری نسبت به آن مورد خواهید داشت.
پیش گوییهای منفی و لذت بخش:
بعضی ها تلاش خود را برای انجام کاری انجام می دهند حتی به نتیجه هم نزدیک می شوند ولی می گویند «من می دانم این کار انجام نمی شود» و واقعاً نمی شود، «من می دانم من نمی توانم این کار را انجام دهم» که واقعاً نمی توانم، «من می دانم این کار خراب می شود» که خراب می شود؛ و مدام در حال ارسال پیام های منفی و غیر واقعی هستند و بدن ما برای اثبات این پیش گویی از پس انجام کار بر نمی آید و کار واقعاً خراب می شود. جالب تر این که برای اثبات خودشان با افتخار در همه جا مطرح می کنند که دیدید به شما گفتم نمی شود چون من می دانستم که نمی شود حالا حرف های من رو قبول دارید.
راهکارهای افزایش اعتماد به نفس برای اثبات ناتوانی من نمی توانم
•اصلاًح گفتمان درونی: که در مبحث گفتمان درونی در همین کتاب ارائه شده است.
•تصورات ذهنی: و قتی ما نسبت به خودمان تصویر ذهنی منفی داشته باشیم، همان طور هم عمل خواهیم کرد.
•آموزش و تمرین: درباره فعالیت مورد نظرمان با آموزش و تلاش و تمرین و پشتکار می توانیم ناتوانی را ناتوان کنیم و اعتماد به نفس را افزایش داده و به تمامی خواسته هایمان برسیم.
خداحافظی با من نمیتوانم
پس برای کسب موفقیت باید تیشه به ریشه من نمی توانم بزنیم. با گفتن من می توانم آن را به طور بسیار مؤثر و به صورت یک دستور مهم روی ذهن می نشانیم و به اعتماد به نفس درونی و عمیق دست مییابیم و باور میکنیم که می توانیم.
داستانک
من یک مادربزرگ داشتم که به درس و قرآن خواندن بسیار علاقمند بودند ولی شرایط زندگی در سالهای 1300 بهایشان فرصت تحصیل نداد. علاقه ایشان به حدی بود که در سن 67 سالگی به دلیل علاقه شدیدی که به قرآن داشتند به کلاس نهضت سوادآموزی رفته و تا کلاس پنجم به تحصیلات خود ادامه دادند و در روخوانی قرآن تبحر فوق العاده ای یافتند. ایشان باور کرده بودند که می توانند پس همت کردند، خواستند و توانستند.
برای این که اعتقاد پیدا کنید هر کاری را که بخواهید می توانید انجام دهید از همین الان نه دو روز دیگر، نه از شنبه، برای رسیدن به خواسته خود با دوست خوبتان یعنی«من می توانم »تلاش کنید.
دیگر گذشته ها گذشته، این که خودتان را تحقیر کرده یا توهین کنید و بگویید که چقدر اعتماد به نفس من پایین است و چه کارهایی که می توانستم ولی انجام ندادم فایده ای ندارد.
آن ها را رها کنید. بلند شوید و قدم اول را بردارید.
تمرین:
همین الان من نمی توانم هایی را که به فکرتان می رسد را روی کاغذی بنویسید. تا ده مورد
مثل من نمی توانم موفق شوم، من نمی توانم پولدار شوم و غیره. سپس همهاین ها را بسوزانید.
پس هر بار هر نمی توانمی به ذهنتان آمد همه را یادداشت کنید و به ده تا که رسید آن ها را بسوزانید.
راهکار تبدیل من نمی توانم به من می توانم
•اگر مهارت ما نیاز به آموزش ، تمرین و تلاش دارد آن را انجام دهیم.
•من می توانم. فقط باید راهش را پیدا کنیم که چگونه و از کدام مسیر؟
•یادآوری توانمندی هایی در آن زمینه و زمینه های دیگر که قبلاً داشته ایم.
• یادمان باشد؛ اگر قبلاً توانسته ایم الان هم میتوانیم.
• از افراد موفق الگو بگیریم.
•خودمان را به جای فردی بگذاریم که در آن زمینه موفق بوده.
تمرین: امکان پذیر کردن من نمی توانم ها با الگو برداری از انسانهای موفق
1- اگر آرزو دارید که همانند فرد خاصی شوید. به او فکر کنید.
2- ببینید به کدام ویژگی اش بسیار علاقمندید و دلتان می خواهد شما هم آن گونه می بودید. آن ویژگی را مد نظر قرار دهید.
3- تلاش و تمرین کنید تا آن مهارت را مانند آن فرد داشته باشید. اگر نیاز باشد آموزش ببینید و تمرین کنید.
4- حال تجسم کنید که وارد بدن آن فرد شده اید و به شکل او درآمده اید. از چشم های او ببینید و از گوش های او بشنوید. اعتماد به نفس او را حس کنید.
5- در این مرحله آن مهارت یا فعالیت را انجام دهید ولی حس مرحله چهارم را داشته باشید.
6- این کار را روزانه انجام دهید تا جایی که احساس کنید شبیه آن فرد شده اید.
در این تمرین با الگو برداری از تمامی حرکات شخصیت مورد نظرتان مثل ایستادن، صحبت کردن، راه رفتن و سایر موارد، به مرور شما صاحب همان ویژگی ها و افکار و حالات درونی خواهید شد.
نکته: یادمان باشد تلاش های انسان های موفق ارزش تقلید کردن را دارد. این تمرین ها را حتماً انجام دهید چون هر چیزی را که تمرین کنید همان می شوید.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)