نقل قول نوشته اصلی توسط sorena_arman
شما داستانهای عاشقانه زیاد می خونید. نمی تونید افراد رو با این کلمات قلمبه سلمبه "کمک به دیگری-رضای خدا-خدا بیشتر دوست داشته باشه و..." راضی به ازدواج کنید. منفعت طلبی نه به معنای بد اون که به معنای طلب نمودن اون چیزی که برای تو مفیده مهمترین و اصلی ترین حس افراده. حب الذات بسیار در درجه بندی ها قوی تر از سایر حس ها قرار می گیره.
در ضمن کی می گه لذت زندگی بعد از تاهل بیشتره؟ می خواید دوستانی از اطرافیان خودم رو معرفی کنم که 35-6 سالشونه و بسیار از زندگیشون راضی هستند. مجرد هم هستند. کسی هم بهشون نمی گه شما ساعت 9:21:45 کجا بودی؟
نمی دونم این تعاریفی که شما از لذت رنج کشیدن و مسئولیت آوردید برای جماعت مازوخیست شاید بهتر جواب بده!!
با تشکر از شما راستش از لحن پاسخ شما یکم متعجب شدم که البته میتونه نشان دهنده شدت اهمیت موضوع برای شما باشه یا اینکه چون من تازه واردم نمی دونم به هر حال راجعه به مطالبی که فرمودید باید بگم هر چی فکر کردم کجای مطلب قلمبه سلبه بود متوجه نشدم. حالا اگه بخوام خلاصه تر و ساده تر بگم میشه گفت زندگی بدون مشکل وجود نداره چه مجرد باشی چه متاهل، اینکه بگیم مشکلات مجردی کمتر یا متاهلی اصلا فابل پیشبینی نیست و بستگی زیادی به شرایط داره و اگر شما مثال های مختلفی از مجردهای خوشبخت بیارین مثال نقض های فراوانی هم وجود دارند من عقیده دارم شما باید توانایی های خودتون رو برای حل صحیح مشکلات زیاد کنید و با حل مشکلات و کنترل اوتها به آرامش برسید(چه مجرد باشی چه متاهل) و اگه نگاهی به اطراف خود بکنید و آدم های موفق رو ببینید به این نتیجه می رسید که اونها تونستن مشکلات شون رو حل کنند نکه مشکل نداشتند به عنوان مثال برای اینکه به ذهن شما هم نزدیکتر باشه همان مجردهای خوشبختی که شما می فرمایید بر مشکل تنهایی خودشون غلبه کردن و راهی براش پیدا کردن ولی شما نتونستین راهی برای سیم جیم نشدن توسط خانومتون پیدا کنین که اگه شما هم بتونین طعم آرامش و احساس می کنین جالبه که دوستمون یه کتاب پیشنهاد کردن این همون افزایش توانایی که من بهش اشاره کردم و شما در پست قبلی اصلا بهش توجه نکردید.

همانطور که در انتهای پست قبلی اشاره کردم و باز شما توجه نکردید قرار نیست من کسی رو برای ازدواج راضی کنم و این انتخاب شماست اینکه ایا شما حاضر هستی در این جهت از زندگی تلاش کنی یا نه این کاملا بستگی به خود شما و تواناییها و قابلیتهای شما داره اگه واقعا فکر میکنید از پس مشکلات مجردی راحت تر بر می آیید آن مسیر رو انتخاب کنید ولی من اصلا نمی تونم قبول کنم که بگید صد درصد مشکلات مجردی کمتره بازم میگم هیچ تضمینی وجود نداره.

یه مطلب دیگه که دوباره مجبورم بهش اشاره کنم اینه که همانطور که اشاره کردید مازوخیست ها از داشتن مشکل لذت می برند نه از حل اونها و من گفتم حل مشکلات به شما آرامش میده نه زیاد کردن مشکلات و هرچی این مشکلات بزرگتر باشند حل اونها لذت بخش تره درست مثل حل یک مسئله ریاضی پیچیده برای یک ریاضی دان حالا اگه شما نمی تونی مشکلات رو حل کنی یعنی تواناییت کمه و باید توانمندتر بشی. منفعتی که شما از زندگی میبری همین لذت بردن از حل مشکلاتشه (همونطور که میبینی با حب ذات هم تعارض نداره و اینم یه جور طلب نفعه) و یا به تعبیر دیگه سوار بر زندگی شدن نه اینکه زیر مشکلاتش له شدن.

اون مطلبی هم که انتهای پستم راجع به کمک به دیگران نوشتم معمولا به عنوان امضا تو وبلاگ ها استفاده می کنم و تفکر موسس آسایشگاه کهریزکه که همیشه ذکر میکردم که این سری فراموش کردم و ربطی هم به موضوع نداره ولی ظاهرا شما قضاوت تون بر اون اساس بوده و واقعا اگه می تونستم اونجوری باشم خیلی خوب بود ولی حیف.
راجع به داستانهای عاشقانه هم باید بگم اولین و آخرین بارم در دوران دبیرستان یک رمان خواندم و همیشه هم از طرف اطرافیان به بی احساس بودن متهم می شوم که البته درست نیست حداقل شما به من ثابت کردی البته چیزی که مشخصه جهان بینی من با شما صد در صد متفاوته.

با تشکر فراوان و به امید ارتباطات سازنده تر