نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
سلام

با توجه به موارد مختلفی که نوشتین انگیزه دروغگویی هم میتونه برای ایشان متفاوت باشه و باید بررسی بشه. اما دو مطلب مهم که خودتون باید بهش بپردازین و جاش خالیه؛

_ اولین مطلب اینه خب معمولا افراد گرایش به دوستی با همسن و سالان خودشونو دارن. مثلا احساسات هم رو بیشتر درک میکنن، در برابر دنیایی قرار دارن که میتونن خیلی چیزاش رو با هم کشف و تجربه کنن و ...

مثلا خانمی که ۳۰ ساله هست ، مطمئنا تجربیات بیشتری نسبت به دوست ۲۲ ساله خودش داره. مسیرهایی که رفته، مواردی رو که تجربه کرده، اطلاعاتی که بدست آورده، از هیجاناتی که عبور کرده و ... اینها چیزی نیست ازش بگذریم. از طرفی خیلی وقت ها اونفرد بزرگتر میتونه مواردی رو منتقل کنه که اقتضای سن خودش و شرایطش هست و فرد کوچکتر از همین کانال دچار آسیب بشه. این مطلب رو داشته باشین.
* سپس باید بریم سراغ اینکه چرا با وجود محرز شدن دروغگویی ایشون باز هم شما این ارتباط رو ادامه دادین؟ ارتباطی که شما با اطلاعات غلط ادامه دادین ، ارتباط ناسالمی بوده.

این چه میخواد ارتباط دوستانه دو تا دختر یا دو تا پسر ، چه میخواد ارتباط عاشقانه باشه. ناسالمه

مثلا فردی میگفت من در ارتباط عاطفی بودم که متوجه میشدم طرف مقابلم دروغ میگه اما فارغ از علت دروغگویی او ، مشخص شد این خانم هم به دلایل مختلفی که مربوط به خودش بوده و باید اونو برطرف میکرده این ارتباط آسیب زا رو ادامه میداده. ( یعنی خودش هم یک ستون این آسیب بوده. ( علاوه بر آسیبی که طرف مقابل بهش میزده )
ده سال دوستی و ارتباط تلفنی چند ساعته در روز چیزی کمی نیست که از اون ساده بگذریم.

_ بعد از بررسی اینها در نهایت باید بخودتون برگردین و مراقبت از خودتون کنین. توجه به خود مهمه، نه گشتن بدنبال علت مشکل دیگران ( چون ما ناجی دیگری نیستم و خودش باید بفکر خودش باشه و احساس کنه که نیاز به تغییر داره ) اونوقت هست که خودتون تصمیم میگیرین نه اینکه ما یا دیگری بهتون بگه بمون یا تمومش کن. تصمیمتون رو یه تصمیم درست میدونین و بهش پایبندین و هر چه زمان بگذره پشیمانی درونش نمیبینین .

سلام ممنون
من چندین بار خواستم باهاشون کات کنم ولی ایشون با پیامک های عذرخواهی نذاشتن. یک جوری که انگار وابسته ن ومیخوان بامن ارتباط داشته باشن. سنشونم اشتباه متوجه سدین.من31 سالمه ایشون39
فقط ارتباط تلفنی نیست .بیرون هم میریم .
اخه شما میگین عزت نفس نداره درحالیکه چون کارمنده و من بیکار.حتی خونه 80 متری سمت غرب تهران برخودش داره و مدام اینارو تو سرمن میزنه و پوز میده . حالا نحوه خرید خونشم کلی دروغ گفته که ...
من دنبال تغییر دادنش نیستم بفکر خودم بودم که اومدم اینجا تایپیک زدم . میخوام بدونم که شاید خلافی چیزی داره . البته اینم بگم محبتم بهم میکنه .گاهی رستوران میریم اون حساب میکنه . من باهاش مشکل انچنانی ندارم فقط از دروغایی که میگه بدم میادچون من باهاش صادقم.
واینکه اینم بگم ایشون ثبات اخلاقی نداره.یعنی یکبارمیگه من ازهمسایهام بدم میاد اذیتم میکنن چند روز بعد میگه من مشکلی ندارم باهاشون و راحتم . و افتخارمیکنه که همسایهاش دکترمهندسن.
من حتی شک دارم که ایشون شاید ازدواج کرده قبلا. ازدواج کردن ایراد ندارد ولی اینکه بعث ده سال صادق نیست ایراده . خلاصه بگم هیچی از زندگیش بمن راست نمیگه صادق نیست.مدام کلاس میزاره .گاهی منو میبره رستوران کادومیخره پول رستورانوحساب میکنه و باهام بعدش بدرفتاری میکنه مثل کیسه بوکس عقدهای درونیشو روم خالی میکنه.اگه عزت نفس داره چرا اینجوریه؟