روضه حضرت علی اصغر (ع)
لالا لالا یکم دیگه دَوُوم بیار
یه کم دیگه دندون روی جگر بذار
مشکو یکی بُرده که بر می گرده زود
وقتی می رفت همش به فکر خیمه بود
مده با اشک، زندگی مو به باد
آب می رسه، اگه خدا بخواد
عمو رسید، کنار علقمه
صدای تکبیرش میاد…
لالائی، عموش رفته آب بیاره….
لا لا لا لا، منُ نکن خونه خراب
چیزی نمونده عمو جون بیاره آب
بابات رفته به یاریِ آب آورش
داره میاد! چرا خمیده کمرش…؟!
*وَ رَجَعَ الحُسَین الی المُخَیَّم منکسِراََ حزیناََ باکیا،یُکَفکِفُ الدُّموعَه بِکُمِّه…” *
علیم داره، میزنه دست و پا
بچم داره، میمیره ای خدا
ببین هنوز به سمت علقمه ست
نگاهِ مضطرِ بابا
*علمدار شهید شد…خب چه کار می کنی رباب؟دعا می کنم…” اُلدعا سِلاحُ الانبیاء…”” اَلدعاء یَرُدُّ القضاء ولو اُبرِمَ اِبرامُها….”من اهل دعام…دعا می کنم…*
لالائی، الهی بارون بباره…
علی جونم
می شنوی این صدای غربت باباس
می بینی بین دشمنا چقد تنهاس
تشنهی لبیک یه یار از این صحراس
*مگه نمی بینی صدای غریبی بلند کرده…صدا زد:“هل مِن ذابِّ یَذُبُّ عن حرمِ رسولِ الله…” مدافع حرمی هست یا نه؟!“هل مِن معینِِ یُعینُنا لِوجهِ الله…”کسی پیدا میشه به خاطر خدا ما رو یاری کنه؟دو تا صدا شنیده شد…اول صدایِ علیِ اصغر بلند شد…من هستم…به من دل خوش دار…یه صدا دیگه هم بلند شد:“فَارتَفَعَت اَصواتُ النِّساء بِالعَویلِ والبُکاء…”زن ها شروع کردن ناله زدن…یه صدای دیگه هم بلند شد…اون ملعون صدا زد:همه هلهله کنید کسی صداش رو نشنوه…*
علی جونم
تنها شده بابات پاشو یه کاری کن
میبرمت توو میدون اونو یاری کن
اشک تموم دشمناشو جاری کن
رباب مگه جز تو کیُ داره؟
واسه تقدیمِ به مولا
خدانگهدارت علی جونم
دلتنگتم از حالا….
*همین جور که بچه رو آماده می کرد،زیر لب یه حرفایی هم می زد…هی دستش رو بلند می کرد سمت میدان..*
یا ثارالله وابن ثاره…
علی جونم
از تشنگی ترک ترک شده لبهات
از گشنگی نایی نداره دست و پات
ولی بخر آبرومو پیشِ بابات
علی جونم
قنداقه تو وا می کنم تا راحت تر
*قنداقه رو بسته بودا…شروع کرد باز کردن…خبر داره انگار…گفت بچه م میخواد دست و پا بزنه وسط میدون…*
رَجَز بخونی تو مقابلِ لشکر
بلند بگی أنَا بنُ فاتحِ خیبر
رباب مگه جز تو کیُ داره؟
واسه تقدیمِ به مولا
خدانگهدارت علی جونم
دلتنگتم از حالا
یا ثارالله وابن ثاره…
*به دستای خالی ما نگاه کن…پیر شدیم به دردت نخوردیم…ولی همیشه این جوری نمی مونه…یه روزی نوبتِ ما هم میشه…*
حسین جانم
از اون روزی که من عروس این خونه ام
روز و شب عاشقونه با تو می خونم
تویِ خوشی و سختی با تو می مونم
*چقدر این جمله روضه هست…همه دار و ندار من اینِ…ببخش…اگه اجازه بدی من خودم برم میدون،حاضرم…از جان عزیزتر،بچمه…تقدیمت می کنم…*
قبول کن پس…
اینم تمومِ لشکرِ منه آقا
قبول کن از ربابت این کمُ مولا
بذار فدا بشه مثه گلِ لیلا
مگه از اکبرت چی کم داره؟
یا ثارالله و ابن ثاره
*من به لیلا غبطه می خورم…چه شهیدی داد…*
مگه از اکبرت چی کم داره؟
یا ثارالله و ابن ثاره
نداره قابلت رو شیرخواره
یا ثارالله و ابن ثاره







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)