با توجه به این‌ که کودک در چه شرایط مطلوب یا نامطلوبی پرورش یابد، تصاویر ذهنی بسیار متفاوتی از خود می‌ سازد:

کودکانی که تحت شرایط مطلوب بزرگ شده‌ اند، معمولاً چنین تصاویر ذهنی از خود دارند:

افرادی مثبت‌ اندیش، سازنده، پرتوان، با انگیزه و پویا بوده و خود را انسانی دوست‌ داشتنی، با محبت، خلاق، مبتکر، بخشنده و نیکوکار می‌ بینند... خود و دیگران را دوست می‌ دارند... آزاد اندیش بوده و به عقاید خود و دیگران احترام می‌ گذارند... نیکی و خوبی را برای همه می‌ خواهند... در روابط با دیگران، معتقد به رعایت حق و عدالت و انصاف‌ اند. این گروه از افراد، هم برای خود و هم برای دیگران مثمر ثمر هستند.

کودکانی که تحت شرایط نامطلوب بزرگ شده‌ اند، معمولاً چنین تصاویر ذهنی از خود دارند:

خود را انسانی بیچاره، ناتوان، مضطرب، تحقیر شده، منفی، بازنده و با آینده‌ ای تیره و تار می‌ بینند... احساسات، اعتقادها و ارزش‌ هایشان حتی برای خودشان به‌ طور کامل روشن و شفاف نبوده و با خود و دیگران کشمکش‌ های دائمی دارند...

به‌ جای این‌ که صفات اصیل داشته باشند، به آن‌ ها تظاهر می‌ کنند... آرزوهای خود را به‌ جای تلاش برای رسیدن به آن‌ ها، در تخیل، ارضا می‌ کنند. ناخودآگاه و ندانسته یا آگاهانه و دانسته، حقایق مربوط به خود را تحریف می‌ کنند تا خود و دیگران، آنان را نبینند.

تحت شرایط نامطلوب دوران کودکی، شخص دچار انواع اعتیاد ذهنی و فکری می‌ شود؛ اعتیاد به ترس، اعتیاد به اضطراب و نگرانی، اعتیاد به بدگویی، اعتیاد به امور جنسی و هوس‌ بازی ، اعتیاد به پول و مادیات، اعتیاد به کار زیاد و غرق شدن در آن و... اعتیادها و گرفتاری‌ های ناشی از آن‌ ها باعث می‌ شوند که شخص به مسائل پیرامون خود بی‌ توجه و بی‌ تفاوت شده و با غرق شدن در اعتیادش، از خود نیز فرار کند

چرا تصویر ذهنی، تا این حد مهم و سرنوشت‌ ساز است؟

تصویر ذهنی هر کسی، نقش بسیار تعیین‌ کننده‌ ای داشته و چارچوب زندگی‌ اش را شکل می‌ دهد؛ یعنی مشخص می‌ کند که چه کارهایی از نظر ما عملی هستند و چه کارهایی غیر ممکن! چه احساساتی برای ما جالب و جذاب هستند و چه مسائلی برای ما دردناک و خطرناک!‌ چه چیزهایی برای ما قابل قبول هستند و چه مواردی غیرقابل قبول روحیه و شخصیت ما، به‌ طور دقیق با تصویر ذهنی ما مطابقت دارد.

در واقع تصویر ذهنی ما، چارچوب باورها، اندیشه‌ ها، احساسات، عملکرد، روحیه و شخصیت مان را مشخص می‌ کند. در نتیجه، دوست داشتن خود، خویشتن‌ پذیری، خود باوری و داشتن اعتماد به‌ نفس، تحت تأثیر مستقیم تصویر ذهنی‌ ای قرار دارد که از خود داریم.

هر تغییری که در تصویر ذهنی خود بدهیم، آثار آن را در باورها، اندیشه‌ ها، احساسات، عملکرد، روحیه و در بروز استعدادها و... مشاهده خواهیم کرد. در واقع هر کسی می‌ تواند با تغییر تصویر ذهنی‌ اش، زندگی و نگرش خود را دگرگون سازد.

به‌طور مثال: وقتی تصویر ذهنی‌ مان از خود غیرفعال، تنبل و ناموفق باشد، بسیاری از فعالیت‌ های ذهنی و جسمی ما محدود می‌ شوند و به فردی تنبل، غیرفعال و ناموفق تبدیل می‌ شویم. در صورتی‌که اگر تصویر ذهنی‌ مان از خود، فردی زرنگ، باهوش، با پشتکار و موفق باشد و انگیزه‌ های قوی در خود به‌ وجود آوریم، این قابلیت‌ ها به ما وسعت و قدرت بخشیده و باعث شکوفایی استعدادهای درونی‌ مان شده و ما را به‌ سوی هدف‌ ها و خواسته‌ هایمان می‌ کشاند و از ما شخصیتی کارساز و موفق می‌ سازد و سرانجام به آن‌ چه می‌ خواهیم، می‌ رسیم و به فردی کارآمدتر، مفیدتر، مؤثرتر و مثمر ثمرتر تبدیل می‌ شویم.

اگر بخواهیم آگاهانه تغییرهایی در خود به‌ وجود آوریم، باید تصویر ذهنی خود را تغییر دهیم تا به نتیجه‌ ی مطلوب برسیم. در واقع با تغییر تصویر ذهنی، هویت خود را تغییر می‌ دهیم.

به‌ عنوان مثال:

یک فرد معتاد اگر بخواهد اعتیاد خود را ترک کند، از خود تصویر ذهنی شخص معتاد را دارد. او برای تغییر، لازم است تصویر ذهنی‌ ای از خود بسازد که شخص سالمی است و برای سلامتی و شادابی خود، کوشش می‌ کند. همانند کسی که ترک‌ اعتیاد کرده و به هدفش رسیده، فکر کرده و همان‌ گونه احساس کرده و عمل کند. در چنین شرایطی است که به‌ صورت شخص سالم و شاداب در خواهد آمد.

بسیاری از انسان‌ ها، نمی‌ توانند از تصویر ذهنی منفی گذشته‌ ی خود که در روزهای کودکی ساخته‌ شده، خارج شوند و بیش‌ تر اسیر آن تصویر ذهنی منفی گذشته‌ ی خود هستند و در نتیجه از عزت نفس کم و اعتماد به‌ نفس پایین برخوردار بوده و در سراسر زندگی‌ شان تحت تأثیر افکار منفی، در نگرانی و اضطراب قرار دارند و هرگز به موفقیت‌ های واقعی، رضایت از زندگی، شادابی و آرامش عمیق نمی‌ رسند.

اگر مطالب بالا را جمع‌ بندی کنیم، به این نتیجه می‌ رسیم که:

تصویر ذهنی هر کسی، بر اساس این‌ که مثبت باشد یا منفی، چارچوب تجسم‌ ها، تخیل‌ ها و چگونگی استفاده از قدرت و توانمندی‌ های درونی و انرژی‌ های بی‌ کرانش را ترسیم می‌ کند. در واقع نقش تصویر ذهنی، بسیار جالب و شگفت‌ انگیز است به این معنی که:

وقتی از خود تصویر منفی داریم، تحت تأثیر تصویر منفی، بیش‌ترِ رؤیاها و تخیلات و حتی انرژی خود را به‌ صورت ناخودآگاه در مسیر منفی به‌ کار گرفته و همواره منتظر کمبودها، موانع، مشکلات، بیماری‌ ها، فقر، دشمنی دیگران با ما، گرفتاری و حوادث غیر مترقبه‌ ی منفی و... هستیم.

در حالی‌ که وقتی تصویری مثبت از خود داریم یا حتی آگاهانه این تصویر را در خود آفریده باشیم:

انرژی و قدرت خلاقیت و نیروی تخیل ما، در مسیر مثبت به‌کار می‌ افتد و در مسیر شادابی، تندرستی، زیبایی، آرامش، ایجاد روابط دلخواه با خود و با دیگران، عشق و محبت، ثروت، توانگری، موفقیت و... در هر زمینه و هر موردی که مثبت و شایسته باشد، قرار می‌ گیریم.

چه باید کرد؟

با توجه به این‌ که خود ارزیابی، اولویت‌ ها، ارزش‌ ها و آرزوهای فعلی ما، تحت تأثیر تصاویر ذهنی هستند که ریشه‌ های آن به دوران کودکی بر می‌ گردد و با عنایت به این‌ که از لحظه‌ ی تولد تا کنون، کلیه‌ ی احساسات، عملکرد ها، اندیشه‌ ها و... در مغزمان ضبط شده و نگه‌ داری می‌ شوند و پاک‌ شدنی هم نیستند، برای این‌ که تصاویر منفی ذهن خود را تغییر داده و اثر آن‌ ها را به حداقل برسانیم، می‌ باید:

احساس و اندیشه‌ ی خود را نسبت به آن‌ ها تغییر دهیم و از تکنیک‌ ها و روش‌ های موفقیت مانند تلقین‌ های مثبت به خود، پرسش‌ های مثبت از خود، تصاویر ذهنی مثبت و... بهره جسته و تصاویر ذهنی جدیدی در خود به‌ وجود آوریم تا خود را در مسیر خویشتن‌ پذیری واقعی، دوست‌ داشتن واقعی خود، خودباوری واقعی و اعتماد به‌ نفس واقعی قراردهیم.

در فصل بعدی به «خود دوست‌ داشتن» خواهیم پرداخت.