گام دوم
نکات مهم در انتخاب همسر
در جریان زندگی مواردی پیش می آیند که شما باید از میان چند راه یکی را انتخاب کنید. گاهی این انتخاب به اندازه تی مهم است که سرنوشت و آیندۀ زندگی را رقم می زند؛ مانند انتخاب همسر.
اهمیت انتخاب همسر به قدری است که می توان گفت در صورتی که مناسب باشد باعث سعادت و خوشبختی همیشگی شما می شود و برعکس درصورت انتخاب نامناسب، اگر طلاق هم به دنبال آن نباشد توأم با ناراحتی و ناخشنودی در لحظه لحظۀ عمرتان خواهد بود.
زمان ازدواج
هر چقدر عاشق هستید و دوست دارید که زودتر ازدواج کنید، تا وقتی شرایط آن را ندارید اقدام به این کار نکنید. بسیاری از مردم، این تصور غلط را دارند که فقط پسر باید برای ازدواج واجد شرایط باشد. حال آن که دختر هم که بعد از ازدواج رکن اساسی خانواده خواهد بود، باید از شرایط کامل سنی، عقلی و تحصیلی برخوردار باشد.
امروزه که زن ها هم خارج از منزل و هم داخل منزل به عنوان کارمندانی مسئول، مادرانی متعهد و همسرانی وظیفه شناس ایفای نقش می کنند، نمی توان گفت که فقط مرد باید شرایط ازدواج را داشته باشد. در گذشته، تصور بر این بود که سن مرد باید از سن زن بیشتر باشد تا ازدواج موفق باشد؛ یا این که دختر در سنین پایین عقل بیشتری از پسر هم سن و سال خودش دارد. تمام این باورها، هم اکنون از طرف مشاوران و محققان رد شده اند.
بهترین سنین ازدواج در ایران برای دختران بین 18 تا 25 و پسران بین 25 تا 30 سالگی است. ازدواج های زود هنگام یا دیر هنگام، تأثیرات منفی روی زندگی می گذارند. اگر جوانی زودتر از زمان مناسب برای ازدواج خود اقدام کند، به علت کم سن و سالی، بی تجربگی، نداشتن اطلاعات کافی دربارۀ چگونگی ابراز عواطف، نداشتن شغل و عدم برخورداری از قدرت تصمیم گیری، در کار عظیمی که شروع کرده است، وا می ماند و به سرعت از کردۀ خود پشیمان می شود.
همین طور، پسران یا دخترانی که در امر ازدواج تأخیر می کنند، به مرور در این کار کندتر و کندتر شده، انرژی و نیروی لازم را از دست می دهند و اگر این حالات طولانی شود، نسبت به ازدواج بی اعتنا شده و آن را برای همیشه به دست فراموشی می سپارند.
شناخت کافی
پس از تصمیم گیری، باید عواملی را که در ازدواج مؤثر است در فرد مورد نظر خود بیابیم. متأسفانه، در مواردی دیده می شود که دو جوان در یک جلسه «خواستگاری» چهره یکدیگر را می بینند. اگر از آن خوش شان نیامد که هیچ، در غیر این صورت در جلسۀ دیگری بهمدت 10 تا 15 دقیقه با یکدیگر صحبت می کنند، که البته هیچ فایده ای ندارد. احساس خجالت، بیگانگی و شرم و حیا، باعث می شود تا سرها را به زیر افکنده و نصف این زمان را به سکوت بگذرانند. بعد از آن هم کلماتی که رد و بدل می شود ناشیانه، خام یا ناکافی است .
بعد از این شناخت؟! موافقت خود را اعلام می کنند و درعرض مدت زمان کوتاهی به عقد یکدیگر در می آیند. به عقیدۀ بسیاری از صاحب نظران، این نوع ازدواج ها با ازدواج های قبیله ای که عروس و داماد سر سفرۀ عقد یکدیگر را می دیدند، تفاوتی نمی کند و درصد شکست یا موفقیت آن کاملاً تصادفی است.
دختر و پسر جوانی که می خواهند یک عمر با یکدیگر زندگی کنند، باید از طرز نشستن، برخاستن، صحبت کردن یا آداب و رسوم، عقاید و بسیاری دیگر از موارد زندگی زوج خود مطلع باشند. همچنین می توان با روش ها و شیوه های مختلفی طرف مقابل را شناخت. ابتدا بهتر است روش های غیر مستقیم نظیر تحقیق از همسایگان، خویشاوندان، دوستان خانواده و غیره را به کار ببرید. مرحلۀ بعد، کسب اجازه از خانوادۀ طرفین برای ملاقات هایی محدود ولی زیاد است! چرا زیاد؟
زیرا هنگامیکه با فردی، تنها یک بار به رستوران می روید او تمیز غذا می خورد، به دیگران نگاه نمی کند و کلمات زشت به زبان نمی آورد. ولی اگر ده بار با هم به رستوران بروید چطور؟ اگر واقعاً دارای این خصوصیات نباشد، هرگز بروز نخواهد داد. اما اگر بخواهد روی آن ها سرپوش بگذارد، مطمئن باشید که در همان سومین جلسه اختیار از کف می دهد و خصوصیات اخلاقی اصلی خود را نشان می دهد.
به اخلاق توجه کنید
ویژگی های اخلاقی منفی نظیر حسادت، لجاجت، کینه توزی، عصبانیت و غیره می توانند شالودۀ زندگی را از هم بپاشند. اگر زن و شوهری هر دو لجوج یا عصبانی باشند، زندگی ناخوشایند و مشکلی خواهند داشت. اما اگر یکی از طرفین عاقل و باگذشت باشد، به مرور می تواند روی اخلاق فرد مقابل نیز تأثیر بگذارد و بار زندگی را به دوش بکشد. متأسفانه معمولاً برای افرادی که همسری خشمگین یا بداخلاق دارند، زندگی سخت و تاریک جلوه می کند و هرچه از خود گذشتگی بیشتری نشان می دهند، احساس در قفس ماندن و شکست خوردن در آن ها تشدید شده و طولی نمی کشد که از زندگی زناشویی خود سیر می شوند.
بنابراین، به اخلاق همسر آیندۀ خود توجه بسیار کنید و اگر خودتان خصوصیات این چنینی دارید، بدانید که زندگی با شما برای همسر آینده تان مشکل و نا امید کننده است. پس قبل از ازدواج در برطرف کردن آن ها کوشا باشید.
به خانواده توجه کنید
هر انسانی میوۀ درخت خانوادۀ خودش است. هیچ انسانی نمی تواند ادعا کند که با والدین خود تفاوت های بنیادین دارد. ممکن است هرکس در اجتماع چیزهایی آموخته باشد که او را از بعضی خصوصیات یا عادات خانواده اش جدا کرده باشد؛ اما در پس آموخته های جدید، آنچه در کودکی آموخته قرار دارد.
اگر خانوادۀ شما اعتقادات مذهبی دارند و به اصول الهی معتقدند، با فرزند خانواده ای بیایمان، وصلت نکنید. اگر خانوادۀ شما از وضع مالی متوسطی برخوردارند، با خانوادههای خیلی پولدار یا خیلی فقیر وصلت نکنید. بدانید که شما از کودکی طور دیگری تربیت شده اید.
شاید بتوان با کمک علم، درخت سیب و گلابی را به هم پیوند زد؛ اما سیب و بوتۀ هندوانه را نمی شود.
هنگام رعایت موارد بالا، یادتان باشد که به همۀ آن ها اهمیت بدهید. مثلاً فرد مورد نظر شما باید در اخلاق، عقل و برخورداری از امکانات مالی و شرایط تحصیلی و هماهنگی فرهنگ خانواده ها امتیاز کافی یعنی «بالای پنجاه درصد» را بگیرد. هرگز با تکیه بر یک عامل دست به انتخاب همسر نزنید.
حتماً دخترانی را دیده اید که به خاطر پول با یک مرد پیر، زشت و بداخلاق ازدواج می کنند. آن ها بعد از مدتی، از پول زیاد و ولخرجی سیر می شوند و می فهمند که خود را در چه گردابی انداخته اند و ناگزیر از سوختن و ساختن یا طلاق می شوند.
همچنین دخترها و پسرهایی هستند که به خاطر زیبایی، دیگر عوامل را نادیده می گیرند. غافل از اینکه زیبایی صورت، بعد از مدتی کاملاً عادی می شود و آنچه باقی می ماند، زیبایی اخلاق و رفتار انسان است.
ازدواج به خاطر شغل یا مقام همسر نیز اشتباه است. شما باید در زمان تصمیم گیری، در فرد مورد نظر خود همۀ موارد ذکر شده را در حد قابل قبولی بیابید. هرگز با کسی که در یک عامل امتیاز صد می گیرد و در عوامل دیگر صفر، ازدواج نکنید، چراکه هیچ انسانی تنها یک جنبه ندارد و طولی نمی کشد که شما به ابعاد و جنبه های دیگرش نیز پی خواهید برد. برای مثال، دختری که با مردی پولدار، صرفاً به خاطر عامل «اقتصادی» ازدواج کرده است، در آن لحظهای که نیاز به محبت و همدردی دارد و شوهرش ناتوان از ایفای نقش همدرد است، چه باید بکند؟
وسواس نداشته باشید
به رغم آنچه در بالا بیان کردم، توصیۀ من به جوان ها این است که بعد از بررسی و شناخت، با نشان دادن وسواس های بی دلیل موقعیت های ازدواج خود را از دست ندهند. درست است که هماهنگی تحصیلی باید وجود داشته باشد؛ اما اگر آقایی مدرک دکترا دارد و دختر مورد نظر وی با داشتن تمام خصوصیات، مدرک لیسانس یا دیپلم است، این ازدواج اشکالی ندارد. به دنبال کمال نباشید. در سراسر دنیا هیچ کس وجود ندارد که کاملاً مثل شما فکر کرده و رفتار کند یا آنچه شما دوست دارید، دوست داشته باشد.
حتی تربیت خواهر یا برادر شما که فرزندان یک خانواده هستند، با شما تفاوت دارد. با کمی صبر و حوصله، چه در انتخاب همسر و چه در ایجاد تفاهم، خانوادهای موفق در انتظار شما است.
تمرین
1. جمله معروفی است که میگوید: «با کسی ازدواج کنید که اگر هم جنس شما بود، بهترین دوست تان میشد.»
2. سعی کنید قبل از اینکه تصمیم به ازدواج بگیرید، معیارهای خود را اولویت بندی کنید؛ این که همسر شما باید چه خصوصیاتی داشته باشد و کدام برایتان بیشتر اهمیت دارد.
مثلاً:
● تحصیلات
● ایمان و اعتقادت مذهبی
● پول و شغل مناسب
● زیبایی
● خوش مشرب و اجتماعی بودن و …
3. این کار را انجام دادید؟ حالا نوبت می رسد به تعیین دقیق تر. مثلاً :
چه میزان تحصیلات مورد نظرتان است: دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس یا ... . تنبلی را کنار بگذارید. این کار بیشتر از یک ساعت وقت شما را نمی گیرد. آیا صرف یک ساعت وقت به حداقل چهل سال زندگی نمی ارزد؟ این کار کمکتان می کند چیزهایی را که مواقع عادی به آن توجه نمی کردید، مورد توجه قرار دهید.
4. حال که معیارهای تان دست کم برای خودتان کاملاً مشخص شد، در فرد مورد نظرتان دنبال نشانه های آن بگردید و دور از چشمش، به او امتیاز دهید.
5. با خودتان صادق باشید. تأکید می کنم: سعی نکنید خود را گول بزنید و با گفتن این حرف که عیبی ندارد، بالاخره یه کاریش می کنم، امتیازی بیش از واقعیت برایش در نظر بگیرید.
6. او را در موقعیت های مختلف آزمایش کنید. دقت کنید که مثلاً قراری دارید به موقع می رسد؟ آداب اجتماعی را رعایت می کند؟ در رستوران یا مهمانی رفتار او چگونه است؟ در مهمانی های مختلف رفتار او با زنان یا مردان دیگر چگونه است و …
7. خانوادۀ هرکس ریشه و اصالت آن فرد را نشان می دهد. ضربالمثل معروف «مادر را ببین دختر را بگیر» تقریباً در تمام ضرب المثل های کشورهای مختلف به نوعی دیگر وجود دارد.
مثلاً یک ضربالمثل چینی می گوید: «تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن.» و یک ضربالمثل آلمانی میگوید: «در موقع خرید پارچه حاشیۀ آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج دربارۀ مادر عروس تحقیق کن» و... این خود به تنهایی نشاندهندۀ اهمیت ماجراست







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)