بله متوجه هستم شما تلاش میکنین تا مدیریت خوبی داشته باشین، باری بر دوش دیگری نباشین و در نقش خودتون خوب عمل کنین. همسرتون هم تلاش میکنه هر دو از کنار هم بودن خوشحال باشین، این حتما ارزشمند و پسندیده هست.
در کنار اون افزایش آگاهی که اشاره کردم، از اونجایی که زندگی مشترک اسمش با خودش هست، لازمه کنار هم قرار بگیریم و تعادل رو برقرار کنیم. یه وقتایی متاسفانه از این مسیر خارج میشیم و آسیب میبینیم. مثلا من زمان مجردیم خودم از پس همه ی کارام بر میومدم و تنها بودنم ناراحتم نمیکرد، اما الان زندگیم رو با کسی دیگه سهیم هستم، مسئولیتای جدید پیدا کردم، نقشم تغییر کرده، منتظر کسی هستم و... بهمین دلیل هم ممکنه افکاری درونم شکل بگیره که نتونم کنترلشون کنم و سبب ناراحتیم بشه .
تا یکماه قبل بر سر وقت بیشتر و بیرون رفتن و... بحث داشتین و الان عقب نشینی کردین، همسرتون علی رغم اینکه تلاش میکنه خوشحال باشین ولی عذاب وجدان داره. شما علی رغم اینکه در حال مدیریت هستین ولی بنظر میاد از این وضع رضایت ندارین و ... در حالی که همدیگر رو دوست دارین و دلتون نمیخواد این وضعیت ادامه داشته باشه.
پس لازمه سر جای خودتون قرار بگیرین، شوهر شما اگر بتونه بر مشکل فردی خودش با کمک فرد صاحب صلاحیت غلبه کنه و در نتیجه مثلا در مقوله همین وقت گذاشتن و تفریح بهتر از گذشته ظاهر بشه دیگر نیاز نیست از طرق دیگری بخواد این مسئله رو پوشش بده و همچنان این خلاء رو هر دو حس کنین. مثلا من بمادرم در کار منزل کمک نمیکنم و بجاش براش لباس مجلسی میخرم!
شما اگر به اون آگاهی که پست بالاتر اشاره کردم برسین و ذره دستتون رو زمین بگذارین، نسبت به رفتارهای دیگران و شرایط اونها نگرشتون رو تغییر بدین. اگر از اون حالت استقلال خارج بشین و اجازه بدین برخی کارها در زندگیتون اشتراکی باشه و همسرتونو عادت ندین، این کمک به زندگی مشترکتون و همچنین ارضای نیازهای روانیتون خواهد بود.
ما خلاء ها رو نمیتونیم با هر چیزی پر کنیم مثل پازل که باید حتما قطعه ی مناسب سر جای خودش قرار بگیره. یکسری روش های برای ترغیب به مشاوره هست که قبلا تو تاپیکای بچه ها براشون نوشتم اگر بتونم پیدا کنم براتون قرار میدم که با کمک اون همسرتون رو ترغیب کنین.











علاقه مندی ها (Bookmarks)