فرزانه جان دیگه برام اهمیتی ندارند نه بودنشون نه نبودنشون
فقط به خاطر همسرم تحملشون می کنم
و به خودم قول دادم که محبت زیادی نکنم و خیلی عادی باشم باهاشون خیلی معمولی.
خانوده خودم نمی تونن بپذیرن همسر منو و واقعا هم حق دارن
منم تصمیم دارم کمتر رفت امد کنیم تا شاااااااااااید زمان به ما کمکی کنه
و من هنووووز هم باورم نمیشه وقتی به اتفاقات زندگیم فکر میکنیم بغض گلومو میسوزونه
و از اینکه کسی مارو حساب نمیاره و همه به عنوان زن و شوهر مشکل دار به ما نگاه می کنن واقعاااا واقعا ناراحت میشم.